بارها گفتم که داشتن شغل و درآمد شخصی برای افراد معلول مزایای متعددی داره که نه تنها بر کیفیت زندگی فردی آنها تأثیر میگذارد، بلکه نقش مهمی در جامعه پذیری و استقلال مالی آنها ایفا میکند. برخی از این مزایا عبارتند از:
۱. استقلال مالی : کاهش وابستگی به خانواده، دولت یا سازمانهای حمایتی. توانایی تأمین هزینههای شخصی مانند درمان، تجهیزات توانبخشی و نیازهای روزمره.
۲. افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس : احساس مفید بودن و مشارکت در جامعه. تقویت روحیه و کاهش احساس ناتوانی یا انزوا.
۳. بهبود سلامت روان : کاهش افسردگی و اضطراب ناشی از بیکاری. ایجاد انگیزه و هدفمندی در زندگی.
۴. فرصتهای اجتماعی و شبکهسازی : تعامل با همکاران و گسترش روابط اجتماعی. کاهش انزوا و افزایش احساس تعلق به جامعه.
۵. توانمندسازی و رشد شخصی : یادگیری مهارتهای جدید و توسعه توانمندیهای حرفهای. امکان پیشرفت شغلی و دستیابی به موقعیتهای بهتر.
۶. کاهش انگ اجتماعی : تغییر نگرش جامعه نسبت به تواناییهای افراد معلول. اثبات قابلیتهای این افراد در مشارکت اقتصادی.
۷. حمایت از اقتصاد خانواده و جامعه : افزایش درآمد خانواده در صورت وجود معلولیت در یکی از اعضا. کمک به رشد اقتصادی جامعه با بهرهگیری از نیروی کار متنوع.
۸. دسترسی به امکانات و خدمات بهتر : امکان استفاده از بیمههای تکمیلی و خدمات رفاهی مرتبط با شغل. افزایش قدرت انتخاب در سبک زندگی (مسکن، تحصیل، تفریح و…).
۹. الهامبخش بودن برای دیگران : ایجاد انگیزه در سایر افراد معلول برای ورود به بازار کار. نمایش موفقیتهای شغلی به عنوان الگوی مثبت.
۱۰. حمایت از حقوق برابر : ترویج اشتغال عادلانه و فرصتهای شغلی بدون تبعیض. تقویت قوانین حمایتی برای افراد دارای معلولیت.
در مجموع، اشتغال افراد معلول نه تنها برای خودشان مفید است، بلکه برای جامعه نیز ارزشآفرینی میکند. با ایجاد محیطهای کاری فراگیر و دسترسیپذیر، میتوان این مزایا را گسترش داد.
هفته آینده یک کسب و کار جدید و پردرآمد و آسان را معرفی میکنم.
اولین درمان جهان برای معکوس کردن آسیب نخاعی وارد مرحله آزمایش انسانی شد. یک تغییر پارادایم در روش درمان آسیبهای ستون فقرات در حال حاضر با اولین سلولدرمانی احیا کننده در جهان در چشم انداز قرار گرفته است. این آزمایش برای یک کارآزمایی بالینی مرحله اول ثبت نامی تایید شده است که یک نقطه عطف تاریخی است که میتواند با موفقیت شرایطی را درمان کند که تاکنون یک بیماری غیر قابل درمان بوده است.
هدف این درمان نه تنها ترمیم آسیب است، بلکه پایهای برای رشد مجدد تمام سلولهای مورد نیاز برای بازگشت عملکرد به ناحیه آسیب دیده است. همچنین به دلیل زیرگروهبندی سلولها که قبلاً به خوبی مورد بررسی قرار گرفتهاند، سلولهای آلوژنیک (آنهایی که از منابع دیگر حاصل شدهاند و از خود بیمار نیستند) باید خطر رد پایینی داشته باشند. اگر این کارآزمایی موفقیت آمیز باشد و این درمان جدید به بازار راه یابد، پتانسیل قابل توجهی دارد که شامل بازگرداندن عملکرد برای افراد فلج میشود.
احتمالا فاز اول این آزمایش که ایمنی و اثربخشی و همچنین پارامترهای دوز را میآزماید، تا سال آینده تکمیل میشود و در صورت موفقیت آمیز بودن به مرحله بعدی منتقل میشود که شامل جمعیت بیشتری میشود. سپس انتظار میرود فاز دوم در اولین فرصت در سال ۲۰۲۸ آغاز شود، اما این درمان میتواند پس از آن تولید انبوه شود و در عرض پنج تا هفت سال در دسترس قرار گیرد. سخنگوی شرکت محققین میگوید: ما فراتر از مراقبت و درمان حرکت میکنیم. برای اولین بار، ما به میلیونها نفری که با آسیب نخاعی زندگی میکنند امیدواری دادهایم. منبع
هفته پیش در برنامهی خوبِ ۱۰۰۱ در مورد اهداء اعضای بدن بعد مرگ مغزی بحث شد.
من از ۱۶ سالگی تا قبل ۲۲ سالگیم که ضایعه نخاعی شدم ، تقریبا سالی ۲ بار خون میدادم ، و از این کار بسیار لذت میبردم. اگر اون موقع ازم میپرسیدن ، آیا تمایل به دریافت کارت اهدا اعضای بدن بعد مرگ مغزی دارم، تا بعد مرگ مغزی شدنم اعضای بدنم به افراد نیازمند اهدا بشه؟؟، حتما و فوری قبول میکردم.
الآن بعد از ۳۲ سال زندگی با فلاکتی بنام، ضایعه نخاعی ، اصلا و ابدا دوست ندارم بعد مرگ مغزی شدنم ، کوچکترین بخشی از وجودم در دنیا باقی بماند. خدا را چه دیدی ، شاید بخت نا مراد من، گریبانگیر فرد دریافت کنندهی آن عضو من شد و آن فرد هم ضایعه نخاعی شد .. آیا چنین اتفاقی غیر ممکنه!؟ و آیا روآست حتی یک عضو بدن انسان ۲ بار زیستن با ضایعه نخاعی را تجربه کند؟
بیتوجهی به تخلیه بهموقع مثانه در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی میتواند عوارض جدی و گاهی جبرانناپذیری ایجاد کند. این عوارض ناشی از اختلال در عملکرد عصبی مثانه و تجمع ادرار است که به مرور زمان سیستم ادراری و کلیهها را تحت تأثیر قرار میدهد. در ادامه به مهمترین عوارض این بیتوجهی اشاره میشود:
۱. عفونتهای مکرر دستگاه ادراری ؛ باقیماندن ادرار در مثانه محیطی مناسب برای رشد باکتریها ایجاد میکند که منجر به عفونتهای مکرر میشود. این عفونتها میتوانند به کلیهها گسترش یافته و باعث پیلونفریت یا حتی نارسایی کلیوی شوند .
۲. سنگهای مثانه و کلیه ؛ تجمع ادرار و رسوب مواد معدنی در مثانه و کلیهها میتواند منجر به تشکیل سنگ شود. این سنگها ممکن است باعث انسداد مجاری ادراری، درد شدید و عفونتهای ثانویه شوند .
۳. آسیب به کلیهها ؛ فشار ناشی از تجمع ادرار در مثانه میتواند به کلیهها برگشت داده شود (ریفلاکس ادراری) و در نهایت منجر به آسیب دائمی کلیهها یا نارسایی کلیوی گردد .
۴. بیاختیاری ادراری ؛ پر شدن بیش از حد مثانه میتواند باعث بیاختیاری ادراری از نوع سرریزی شود، بهطوری که فرد کنترل خود را بر دفع ادرار از دست میدهد .
۵. اتونومیک دیس رفلکسی ؛ در افراد با ضایعات نخاعی بالاتر از سطح T6، پر شدن بیش از حد مثانه میتواند باعث تحریک سیستم عصبی خودکار و بروز اتونومیک دیس رفلکسی شود. این وضعیت خطرناک با علائمی مانند سردرد شدید، تعریق و افزایش ناگهانی فشار خون همراه است و نیاز به مداخله فوری دارد .
۶. ضعیف شدن عضلات مثانه ؛ عدم تخلیه منظم مثانه میتواند به مرور زمان باعث ضعیف شدن عضلات مثانه (دیتروسور) شود و توانایی انقباض آن را کاهش دهد. این امر تخلیه کامل ادرار را دشوارتر میکند و چرخه معیوبی ایجاد مینماید .
۷. مشکلات پوستی و زخمها ؛ نشت ادرار به دلیل بیاختیاری میتواند باعث تحریک پوست، ایجاد زخمهای فشاری (بخصوص در نواحی تحتانی بدن) و عفونتهای پوستی شود .
۸. کاهش کیفیت زندگی ؛ عوارض ناشی از تخلیه ناکامل مثانه میتواند باعث اختلال در خواب، محدودیت فعالیتهای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی فرد شود .
راهکارهای پیشگیری و مدیریت :
تخلیه منظم مثانه: استفاده از روشهایی مانند سوندگذاری متناوب (CIC) هر ۴-۶ ساعت برای جلوگیری از تجمع ادرار .
نظارت بر حجم ادرار باقیمانده: اندازهگیری ادرار باقیمانده پس از تخلیه با سونوگرافی یا سوند .
مصرف مایعات کافی: نوشیدن آب به مقدار مناسب (نه کم و نه زیاد) برای کاهش خطر عفونت و سنگسازی .
پایش عفونتها: انجام آزمایشهای منظم ادرار و کشت ادرار برای تشخیص زودهنگام عفونتها .
استفاده از داروها: در برخی موارد، داروهای آنتیموسکارینیک یا تزریق بوتاکس برای کنترل انقباضات غیرارادی مثانه تجویز میشود .
در صورت مشاهده علائمی مانند تب، درد پهلو، تغییر رنگ ادرار یا کاهش حجم ادرار، مراجعه فوری به پزشک ضروری است. همچنین، مشورت با متخصص اورولوژی یا نورولوژی برای انتخاب بهترین روش مدیریت مثانه در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی توصیه میشود .
افسردگی و پرخاشگری در افراد مبتلا به فلج ناشی از ضایعات نخاعی ، میتوانند به دلایل فیزیولوژیک، روانیاجتماعی و محیطی تشدید شوند. این گروه به دلیل تغییرات ناگهانی در تواناییهای حرکتی و وابستگی به دیگران، بیشتر در معرض اختلالات خلقی قرار میگیرند.
علل افسردگی و پرخاشگری در افراد با ضایعه نخاعی:
۱. عوامل فیزیولوژیک و پزشکی:
آسیب مستقیم به سیستم عصبی: ضایعه نخاعی ممکن است بر مناطق کنترل کننده خلقوخو در مغز تأثیر بگذارد.
درد مزمن: دردهای نوروپاتیک یا اسپاسمهای عضلانی مداوم، تحریکپذیری و افسردگی را افزایش میدهند.
اختلال در ترشح انتقال دهندههای عصبی: مانند کاهش سروتونین و دوپامین به دلیل آسیب نخاعی.
مشکلات خواب: بیخوابی یا آپنه خواب ناشی از شرایط جسمی.
۲. عوامل روانی اجتماعی:
سوگ از دست دادن تواناییهای جسمی: بسیاری از افراد دچار اندوه مزمن برای از دست دادن استقلال قبلی خود میشوند.
احساس وابستگی و کاهش عزت نفس: نیاز به کمک در انجام کارهای روزمره ممکن است باعث احساس درماندگی شود.
انزوا و محدودیتهای اجتماعی: کاهش ارتباطات یا ترس از قضاوت دیگران.
ترس از آینده: نگرانی درباره امور مالی، شغلی یا روابط عاطفی.
۳. عوامل محیطی و شرایط زندگی:
دسترسی ناکافی به خدمات توانبخشی: نبود امکانات مناسب فیزیوتراپی یا رواندرمانی.
مشکلات اقتصادی: هزینههای بالای درمان و تجهیزات پزشکی (مانند ویلچر یا تشکهای ضدزخم).
واکنشهای نامناسب اطرافیان: ترحم بیش از حد یا بیتوجهی خانواده/دوستان.
۴. عوارض ثانویه ضایعه نخاعی:
عفونتهای مکرر (مانند عفونت ادراری یا زخم بستر) که باعث تحریکپذیری میشوند.
مصرف داروهای خاص (مانند مسکنهای قوی یا کورتیکواستروئیدها) که عوارض روانی دارند.
راهکارهای مدیریت افسردگی و پرخاشگری در این افراد:
۱. مداخلات پزشکی و توانبخشی:
دارودرمانی: استفاده از ضدافسردگی یا داروهای تنظیم کننده خلق تحت نظر پزشک.
کنترل درد: فیزیوتراپی، داروهای ضدالتهاب یا روشهای غیردارویی .
ورزشهای سازگارشده: مانند یوگا روی ویلچر یا شنا برای بهبود خلقوخو.
۲. حمایت روانشناختی:
درمان شناختی رفتاری: برای مقابله با افکار منفی درباره ناتوانی.
گروههای حمایتی: ارتباط با افراد دارای شرایط مشابه برای کاهش احساس تنهایی.
خانواده درمانی: آموزش به اطرافیان برای ارائه حمایت بدون ترحم.
۳. تطابق محیطی و اجتماعی:
تغییرات محیط زندگی: طراحی خانه برای دسترسی آسان (مثل رمپ، دستگیرههای کمکی).
اشتغال و فعالیتهای معنادار: تشویق به کارهای دورکاری یا هنردرمانی.
فناوریهای کمکی: استفاده از ابزارهای ارتباطی یا رباتهای کمک حرکتی.
۴. خود مراقبتی:
پذیرش شرایط: تمرین ذهن آگاهی برای کاهش مقاومت روانی.
برنامه ریزی روزانه: تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی برای احساس موفقیت.
هشدار مهم:
اگر فرد دچار افکار خودکشی، پرخاشگری شدید یا علائم روانپریشی (مانند توهم) شود، باید فوراً به روانپزشک یا مرکز مراجعه کند. ضایعه نخاعی یک چالش بزرگ است، اما با مدیریت جامع (پزشکی، روانی و اجتماعی) میتوان کیفیت زندگی را بهبود بخشید.
پیام دادم به دختر همسایهمون و گفتم: یه مسئلهای چند وقته ذهنم را درگیر کرده.
گفت: چیه، بگو اگه بتونم کمک میکنم که حلش کنی؟
گفتم: برام جالبه بدونم که آیا شما در زمستانهای اونجا مثل اینجا در منزل لباس میپوشید ؟
دختر همسایهمون گفت: اینجا مثل اونجا بیحساب کتاب نیست که بشه خونه را اونقدر گرم کرد که بشه در منزل لباس راحت پوشید. ما در ماههای سرد انگلیس هرچه لباس گرم داریم میپوشیم و یه پتو افغانی هم دور خودمون میپیچیم.
در کشور کانادا که خودشون میگن: اینجا مردم همه برده دولت هستن و دولت با مالیات کلانی که از هر چیزی میگیره ، رسما بردهداری میکنه، در کانادا ملت ساعت ۴ صبح ماشین لباسشویی روشن میکنن که هزینهاش کمرشکن نشه.
اینجا بنزین از آب معدنی ارزانتر است ولی نیاز معلول : سوند آنتی باکترال دونهای ۸۰۰ هزار تومان ، سوند لاتکس آلمانی دونهای ۱۵۰ هزار تومان و سوند ایرانی دونهای ۳۵ هزار تومان است.
افرادنالایق و ناشایست و ناخلف که میترسن مبادا با اصلاح و واقعی سازی قیمتها ، ملت پاشون را جای پای مردم سوریه بگذارند و در مقابل ظلم و فشار حکام تاب نیارن و با یک نسیم شرارههای آتش زیر خاکستر انقلاب سرکوب و مصادره شدهشون ، تبدیل به بشکه باروت بشه و خشم سرخوردهشون به سرعت برق و باد، بشار اسدهای ظالم و فاسد را به پشت هیچستان واصل کنند.
در حدیث از پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد(ص) آمده است که:
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم
به این معنا که حکومت ممکن است که با کفر باقی بماند ولی با ظلم باقی نمی ماند
حادثه در اسکی باعث شد جگر ۵۴ ساله در سال ۲۰۰۶ فلج شود. او از زمان این آسیب نخاعی روی صندلی چرخدار نشسته است، اما به لطف یک درمان جدید، او به آرامی در حال بازیابی تحرک خود و انجام پیادهروی در مسافتهای کوتاه است. در یک کارآزمایی بالینی، شرکتکنندگان تحریک عمیق مغزی را در ناحیه شگفتانگیز مغز به نام هیپوتالاموس جانبی دریافت کردند. مدتها تصور میشد که این منطقه فقط در عملکردهای اساسی مانند تغذیه نقش دارد. اما اکنون مشخص شده است که با کنترل حرکت پاها و حتی بازیابی حرکتی مرتبط است. در کمال تعجب، نتایج، بهبود قابل توجهی را در عملکرد اندام تحتانی در افراد تحت کارآزمایی نشان داد. این درمان، توانایی راه رفتن شرکت کنندگان را بدون نیاز به هیچ کمکی افزایش داد. جگر میگوید: سال گذشته در تعطیلات، مشکلی نداشتم که چند پله پایین بروم و با استفاده از تحریک مغزی به دریا برسم. او افزود: همچنین میتوانم به چیزهایی در کمدهایم در آشپزخانه دسترسی داشته باشم.
تحریک عمیق مغزی یک روش جراحی مغز و اعصاب است که برای درمان اختلالات حرکتی مانند بیماری پارکینسون استفاده میشود. این روش شامل کاشت الکترودهایی برای تعدیل فعالیت عصبی برای کنترل حرکت میشود. این رویکرد جدید شامل استفاده از تحریک عمیق مغزی در هیپوتالاموس جانبی برای درمان فلج نسبی است. با تحریک این ناحیه، محققان توانستهاند مسیرهای عصبی خفته را بیدار کنند. اثرات تحریک عمیق مغزی هم فوری و هم طولانی مدت بود. به عنوان مثال، این درمان بلافاصله توانایی راه رفتن را در طول توانبخشی بهبود بخشید. علاوه بر این، منجر به بهبود پایدار در عملکرد حرکتی شد. این درمان باعث سازماندهی مجدد رشتههای عصبی باقیمانده شد که پس از آسیب زنده میمانند. این فرآیند منجر به بهبودهای عصبی پایدار شد. ما دریافتیم که چگونه میتوان به ناحیه کوچکی از مغز که در تولید راه رفتن نقشی ندارد، ضربه زد تا این اتصالات باقیمانده را درگیر کنیم و بهبودی عصبی را در افراد مبتلا به آسیب نخاعی تقویت کنیم. برای این جراحی ابتدا اسکن دقیق مغز بیماران انجام شد. اسکنها امکان قرار دادن دقیق الکترودهای کوچک را در ناحیه مغز فراهم کردند. پس از این، در حالی که بیمار کاملا هوشیار بود، تحریکات انجام شد. در طول تحریک، بیماران در لحظه بازخورد ارائه کردند. به عنوان مثال، اولین بیمار بلافاصله گزارش کرد که پاهای خود را احساس میکند و افزایش تحریک او را بر آن داشت که بگوید: من میل به راه رفتن را احساس میکنم! این بازخورد بلادرنگ تأیید کرد که ما منطقه درست را هدف قرار دادهایم، حتی اگر این منطقه هرگز با کنترل پاها در انسان مرتبط نبوده باشد. محققان یک رویکرد چند مرحلهای را برای شناسایی نقش هیپوتالاموس جانبی در بازیابی راه رفتن ایجاد کردهاند. منبع
همیشه به دوستان نخاعی عرض کردم که بیش از حد به چینی ، ترک خورده ، بدنتون فشار نیارید و ازش مثل افراد سالم کار نکشید تا بتونه تا وقتی که ممکنه بهتون در آرامش و سلامت ، سرویس بده . البته منظورم از سلامت ، وضعیت معمولی اکنون هر کس هست. طبیعیه که با افزایش سن رو به پیری میریم ، سپید شدن موها و سیاه شدن دندانها نشانههای ظاهری فرسایش بدن ما هستند ، درست مثل پاییز که برگ دار و درخت زرد و … میشن و میریزن . البته میزان فرسایش درونی ما بسیار بیشتر از رنگ رخساره ماست که به دلیل آفتاب و مهتاب ندیدن ، از دور زهره میبره و از نزدیک دل و این همیشه موجب تعجب دیگران میشه.
هر کاری را زیاد و پیوسته و با فشار و شدت انجام بدید ، قطعا موجب آسیب جبران ناپذیر میشه . فقط تنها کاری که انجام زیادش موجب سلامتی میشه آب خوردن مداوم و زیاد است. زیاد نشستن روی ویلچر هنر نیست و میتونه موجب دهها عارضه ناجور مثل زخم فشاری ، لخته شدن خون تو پاها و …. بشه .
یه نکته را مد نظر داشته باشید : وضعیت ما ، تا آینده نا معلوم ، همینه که هست و ما باید با این دیدگاه زندگی کنیم که ما تا زمان نامشخص باید همین اندازه سلامتی که داریم را حفظ کنیم. من که همیشه در هر کاری دست به عصا بودم ، ده ساله تیک عصبی پرش سر دارم. ۹ ساله درگیر عوارض شدید شکستگی استخوان لگن هستم. ۳ ساله درگیر سنگ کلیه و مثانه هستم. رودههام فلج شدن و حرکت دودی ندارند و هر بار اجابت مزاج و تخلیه و تمیز شدن رودههام ۲ تا ۳ ساعت در حالت حمام درون توالت طول میکشه. هنگام استراحت وقتی چشمم را میبندم که بخوابم و یا چرتی بزنم ، فوری با حالت سقوط از ارتفاع با وحشت و لرز میپرم. و بسیار عوارض دیگر. از ما آدم سالم در نمیآد ، ولی ، قوز بالا قوز بسادگی برامون پیش میاد.
تحقیقات جدید یک سلول ایمنی شفابخش را نشان میدهد که پتانسیل تحریک رشد مجدد رشتههای عصبی را در موش و انسان دارد. محققان علوم اعصاب نوع خاصی از گلبولهای سفید خون انسان را کشف کردند که پتانسیل رشد مجدد رشتههای عصبی را دارد. سلولهای عصبی در حال مرگ معمولاً جایگزین نمیشوند، و رشتههای عصبی آسیبدیده معمولاً دوباره رشد نمیکنند، که منجر به ناتوانیهای عصبی دائمی میشود. سلولهای مغز استخوان را میتوان به عوامل شفابخش قدرتمند تبدیل کرد. با تحریک این سلولها با مولکولهای خاص در آزمایشگاه، آنها را به سلولهای احیاکننده تبدیل میشود که میتوانند به بقا و رشد مجدد سلولهای عصبی آسیبدیده کمک کنند.
تحقیقات جدید نشان میدهد که نوعی سلول ایمنی به تازگی کشف شده است که میتواند رشتههای عصبی در سیستم عصبی مرکزی را دوباره رشد دهد، که ممکن است منجر به درمانهای موثری برای بیماریهای عصبی صعبالعلاج و آسیبهای نخاعی شود. هدف نهایی توسعه درمانی با استفاده از این سلولهای خاص، برای معکوس کردن آسیب در عصب بینایی، مغز و نخاع و در نتیجه بازیابی عملکردهای عصبی از دست رفته است. آسیب عصبی ناشی از آسیب نخاع، عصب بینایی یا آسیبهای مغزی و بیماریهای عصبی دژنراتیو مانند ALS، آلزایمر و مولتیپل اسکلروزیس، مدتها باور بر این بود که دائمی هستند. با این حال، چهار سال پیش، تیم محققان به موفقیتی در موشها دست یافت و امیدی را برای میلیونها نفری که تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتند، ایجاد کرد.
مطالعه جدید نشان میدهد که سلولهای خود بیماران احتمالاً میتوانند برای ارائه درمانهای ایمن و مؤثر برای این شرایط ویرانگر استفاده شوند. در مطالعه اخیر سلولهای پیشسازنده را از مغز استخوان هشت اهداکننده مختلف انسان تولید کردند. قابل توجه است که سلولهای هر هشت اهداکننده با موفقیت سلولهای عصبی انسان را به سمت بازسازی رشتههای عصبی سوق دادند. این سلولها حتی میزان بقای سلولهای عصبی تحت استرس را سه برابر کردند. این نشان میدهد که آنها میتوانند به کند کردن یا جلوگیری از پیشرفت بیماریهای عصبی دژنراتیو، و همچنین معکوس کردن آسیب و بازگرداندن عملکرد کمک کنند.
با موفقیت این آزمایشهای آزمایشگاهی، تمرکز اکنون بر روی آوردن این درمانهای سلول درمانی جدید به بیمارانی که به آنها نیاز دارند تغییر میکند. ما معتقدیم که این سلولها را می توان از یک بیمار استخراج کرد، تحریک کرد و در آزمایشگاه به تعداد زیادی رشد داد و در محل آسیب یا بیماری دوباره تزریق کرد تا فیبرهای عصبی مغز و نخاع دوباره رشد کند.
گامهای بعدی توسعه کارآمدترین روشهای رشد و تحویل این سلولها است تا آزمایشهای بالینی آغاز شود. درمانهایی که بهبودهایی را برای بیماران به ارمغان میآورد که زمانی غیرممکن به نظر میرسید اکنون در افق هستند. منبع
یکی از دندانهای آسیابم که به دلیل خالی بودن طرف مقابلش ، تمام بار جویدنم روی شونههاش بود ، نیمه شکسته . برای اینکه اینو هم به باد فنا ندم فوری رفتم درمانگاه تخصصی دندان پزشکی نظامی . اونجا دندان آسیاب را ترمیم کردن ، دندان نیشم را که لبپر شده بود را اونقدر چرخش کردن که دو سوم دندان محو شد و دندان نیش را تبدیل کردن به دندان پیشی ، بدون کارایی ، در نهایت ، آخرین دندون عقلم را هم کشیدن .
از بخش اداری درمانگاه ، نامه مهر شده گرفتم برای دریافت بخشی از هزینهها ، از بیمه مکمل . شرکت بیمه میگه : باید خودت با نامه بری اونسر تهران تا پزشک معتمد بیمه ، منو معاینه کنه و صحت نامه را تایید کنه .
پسرفت: جالب اینه که وعده صادق و موشک پرانی ۱۵۰۰ کیلومتری ممکنه ولی تایید نامه رسمی درمانگاه نظامی ممکن نیست!؟