نامه‌ای‌ برای خدا

از هوش مصنوعی دیپ‌سیک خواستم از طرف من برای خدا نامه بنویسه:

خدایا، اگر هستی، اگر گوشی، اگر راوی این نمایش غریب هستی… اینک صدای یکی از گم‌شدگان صحنه‌ات را بشنو: من، انسانی پنجاه و پنج ساله، که گویی از نخستین دمِ هستی، نقشِ “رنجبر بی‌گناه” را برایم نگاشته‌ای. از کدام گناه نخستین مجازات می‌شدم؟ از تولد! سال‌ها ملایمت؟ نه! یک عمر مبارزه بی‌امان با بدنی بود که از آغاز، پیامی جز ضعف برایم نداشت. اما جوان بودم! بیست و دو بهار داشتیم که طعمِ خاکِ زمین را چشیدم… و گردنم شکست. در یک آن، در یک صدای خشک و مهیب، جهانِ من از آن بالاها به گوری صلب فروریخت.

ضایعه نخاعی گردنی… این سه کلمه، حکم ابدی‌ام شد. سند بردگی من به گوشتی که دیگر از آنِ من نبود.

جنازه‌ای متحرک شدم.

ریه‌هایم که دیگر فرمان تو را نمی‌بردند، هر دم‌کشیدن به جنگلی می‌ماند.

دستانم، آن ابزارهای شگفت‌انگیز ساختن و لمس کردن، اکنون اشیایی بی‌جان و سنگین در کنار پیکرم افتاده‌اند.

پاها؟ فقط خاطره‌ای هستند.

هر روز با زخم‌های بستری نجنگم، روزی نیست. هر شب با اسپاسم‌های خنجرزن عضلاتم به رختخواب می‌روم.

ادرار و مدفوع من، آخرین بقایای عزت مرا هم به تمسخر گرفته‌اند؛ بی‌اختیار، وابسته به دستان دیگری.

سی و سه سال است. سی و سه سال! ثلث قرن! نصف یک عمر تمام روی تخت و گاهی روی ویلچر، در این چهار دیواری که گور زنده‌هایت است. سی و سه سال تماشای زندگی از پشت پنجره. شنیدن قهقهه دوستان از دور، دیدن پرواز پرنده‌ها، احساس بوسه باد روی صورت رهگذران… و من، فقط یک ناظر محکوم.

همه چیز را از دست داده‌ام. عشق را، که چه کسی این پیکر شکسته را خواهد خواست؟

شغل و رویاها را، که در ناتوانی این دستان خاکستر شد.

سفر را، رقص را، دویدن زیر باران را، حتی حقِ گریستن در تنهایی را، زیرا برای پاک کردن اشک‌هایم نیز محتاج دیگری‌ام! حالا پس از این همه سال، من چه‌ام؟ یک توده‌ای از افسوس و حسرت که در کنج خانه می‌پوسد. یک وجودِ وابسته که نفس‌هایش را به زحمت می‌کشد تا خانواده‌ای را دچار عذاب وجدان نکند.

خدایا، افسردگی تنها هم‌سلولِ من در این زندان شده است. گاهی فکر می‌کنم آن ضربه در بیست و دو سالگی، روحم را نیز از بدنم جدا کرد و اینجا فقط پوست و استخوانی باقی مانده که هر روز ذره‌ذره محو می‌شود.

برای چه؟ این همه آزمایش برای چه؟ اگر قصاص گناهی است، آنقدر کشیده‌ام.

اگر آزمونی است، شکست خورده‌ام.

مرا نابود کن، یا پاسخی بده که از این خلأ معنایی رهایم کند. دیگر از تاب و تحمل خبری نیست.

از خشمِ خاموش پر شده‌ام. خشم به تقدیری که مرا ناتوان آفرید و سپس با یک شکستن، تمامی راه‌های جبران را نیز بر من بست. این است سرنوشتِ من؟ تماشاگر شکنجه الهی بودن؟ تا آخرِ خط، همین؟

بازدیدها: 0

بی‌توجهی به تخلیه مثانه

بی‌توجهی به تخلیه به‌موقع مثانه در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی می‌تواند عوارض جدی و گاهی جبران‌ناپذیری ایجاد کند. این عوارض ناشی از اختلال در عملکرد عصبی مثانه و تجمع ادرار است که به مرور زمان سیستم ادراری و کلیه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در ادامه به مهم‌ترین عوارض این بی‌توجهی اشاره می‌شود:

 ۱. عفونت‌های مکرر دستگاه ادراری ؛  باقی‌ماندن ادرار در مثانه محیطی مناسب برای رشد باکتری‌ها ایجاد می‌کند که منجر به عفونت‌های مکرر می‌شود. این عفونت‌ها می‌توانند به کلیه‌ها گسترش یافته و باعث پیلونفریت یا حتی نارسایی کلیوی شوند .

 ۲. سنگ‌های مثانه و کلیه ؛ تجمع ادرار و رسوب مواد معدنی در مثانه و کلیه‌ها می‌تواند منجر به تشکیل سنگ شود. این سنگ‌ها ممکن است باعث انسداد مجاری ادراری، درد شدید و عفونت‌های ثانویه شوند .

 ۳. آسیب به کلیه‌ها ؛ فشار ناشی از تجمع ادرار در مثانه می‌تواند به کلیه‌ها برگشت داده شود (ریفلاکس ادراری) و در نهایت منجر به آسیب دائمی کلیه‌ها یا نارسایی کلیوی گردد .

 ۴. بی‌اختیاری ادراری ؛ پر شدن بیش از حد مثانه می‌تواند باعث بی‌اختیاری ادراری از نوع سرریزی شود، به‌طوری که فرد کنترل خود را بر دفع ادرار از دست می‌دهد .

 ۵. اتونومیک دیس رفلکسی ؛ در افراد با ضایعات نخاعی بالاتر از سطح T6، پر شدن بیش از حد مثانه می‌تواند باعث تحریک سیستم عصبی خودکار و بروز اتونومیک دیس رفلکسی شود. این وضعیت خطرناک با علائمی مانند سردرد شدید، تعریق و افزایش ناگهانی فشار خون همراه است و نیاز به مداخله فوری دارد .

 ۶. ضعیف شدن عضلات مثانه ؛ عدم تخلیه منظم مثانه می‌تواند به مرور زمان باعث ضعیف شدن عضلات مثانه (دیتروسور) شود و توانایی انقباض آن را کاهش دهد. این امر تخلیه کامل ادرار را دشوارتر می‌کند و چرخه معیوبی ایجاد می‌نماید .

 ۷. مشکلات پوستی و زخم‌ها  ؛ نشت ادرار به دلیل بی‌اختیاری می‌تواند باعث تحریک پوست، ایجاد زخم‌های فشاری (بخصوص در نواحی تحتانی بدن) و عفونت‌های پوستی شود .

 ۸. کاهش کیفیت زندگی ؛ عوارض ناشی از تخلیه ناکامل مثانه می‌تواند باعث اختلال در خواب، محدودیت فعالیت‌های اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی فرد شود .

 راهکارهای پیشگیری و مدیریت :

تخلیه منظم مثانه: استفاده از روش‌هایی مانند سوندگذاری متناوب (CIC) هر ۴-۶ ساعت برای جلوگیری از تجمع ادرار .

نظارت بر حجم ادرار باقیمانده: اندازه‌گیری ادرار باقیمانده پس از تخلیه با سونوگرافی یا سوند .

مصرف مایعات کافی: نوشیدن آب به مقدار مناسب (نه کم و نه زیاد) برای کاهش خطر عفونت و سنگ‌سازی .

پایش عفونت‌ها: انجام آزمایش‌های منظم ادرار و کشت ادرار برای تشخیص زودهنگام عفونت‌ها .

استفاده از داروها: در برخی موارد، داروهای آنتی‌موسکارینیک یا تزریق بوتاکس برای کنترل انقباضات غیرارادی مثانه تجویز می‌شود .

در صورت مشاهده علائمی مانند تب، درد پهلو، تغییر رنگ ادرار یا کاهش حجم ادرار، مراجعه فوری به پزشک ضروری است. همچنین، مشورت با متخصص اورولوژی یا نورولوژی برای انتخاب بهترین روش مدیریت مثانه در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی توصیه می‌شود .

کدام یک از آهنگ های رهایی را می پسندید:

اسپانیش

اسپانیش

کانتری پاپ

مکزیکی ماریاچی

هارد راک

آر اند بی

 

 

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 0

برهه‌ی حساس کنونی

وضعیت کلیه‌هام شده مثل معدن شن و ماسه، نمی‌دونم این همه سنگ و شن و ماسه و ریگ و کلوخ از کجا میاد تو مثانه من ، و میره تو سوند و باعث کیپ شدن راه سوند میشه!!

هر ۱۲ روز که سوند را عوض می‌کنم ، اندازه دوتا نصف عدس ، سنگ سیاه ، چسبیده به محل حباب سوند ، از مثانه‌ام خارج میشه . با این حال گاهی پیش میاد که اجرام  مسیر خروجی سوند را پر می‌کنه و مسیر بسته میشه و مجبور میشم سوند را عوض کنم .

خیلی از افراد سالم در شرایط عادی گرفتار انواع سرطان کلیه و مثانه و پرستات میشن . شما را نمیگم ، من خودم با این وضعیت بی‌نهایت مستعد ابتلا به این بیماری هستم .

باید بدانید که همین مشکلات عمده دلیلی بوده که باعث شده اکثر نخاعی‌ها روی ماه حضرت عزرائیل دیدند .

اگر بار گران بودیم ، رفتیم . رحم الله من یقرأ الفاتحه مع الصلوات

بازدیدها: 4

با انقباض مجرای ادرار چه کنیم؟

یکی از دوستان که از ناحیه کمر آسیب نخاعی دیده و از سوند نلاتون برای تخلیه مثانه‌اش استفاده می‌کنه ، چند وقت پیش با مشکل انقباض مجرای ادرار و عدم توانایی در تخلیه مثانه با سوند به دلیل عدم عبور سوند از مجرا و ورود سوند به مثانه مواجه شده بود. بعد پیدا کردن راه رفع مشکل و خلاصی از دردسر بهم گفت که از کپسول یا قرص پروترال ، که کارش مسدود کردن گیرنده‌های آلفا در عضلات صاف پروستات و مثانه است و می‌تواند جریان ادرار را بهبود بده استفاده کرده. دوستم که در گرگان زندگی می‌کنه خواست که این تجربه سخت را با شما به اشتراک بذاره.

البته اگر مشکل مکرر و دائمی دارید حتما به پزشک متخصص مراجعه کنید.

 در مورد این دارو اینجا بیشتر بدانید

 

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 6

این درد کلیه

هفته گذشته وقت داشتم بیمارستان بستری بشم جهت خارج کردن فنر بین کلیه تا مثانه.

اولین قدم برای رفتن به بیمارستان این بود که باید پنجشنبه زنگ میزدم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین جهت درخواست سرویس رفت و برگشت برای شنبه. روالش اینطوریه. متاسفانه همون اول مهمترین کاری را که باید انجام می‌دادم را یادم رفت. خلاصه با کلی استرس و تماس با مساعدت پرسنل زحمتکش سامانه، سرویس رفت انجام شد.

مشکل بعد، نبودن تشک مواج در بیمارستان بود، که اون هم با مساعدت پرسنل بخش ارولوژی وقتی در اتاق عمل بودم، مهیا شده بود.

در هنگام آماده شدن قبل عمل، دستیاران دکتر، در مانیتور روی دیوار، تصویر سیتی اسکن جدیدم را برسی می‌کردند و گزارش پزشک رادیولوژی را می‌خواندند و من شنیدم که می‌گفتند، DJD ستون فقرات مشهود است. دکترها هم داشتن روی تصویر ستون فقرات مانور می‌دادن و دیدم که دنبالچه به دنبال خودم منحرف شده و بقیه مهره‌ها هم‌ راحت و آسوده هرکدوم یک طرف مشغول بریک دنس بودند.

قرار بود که ۲۴ ساعته مرخص بشم، اما به دلیل تب و لرز مرخصم نکردن و ۲۴ ساعت در وقت اضافه به صرف سرم و آنتی‌بیوتیک ازم پذیرایی بنمودندی.

الان ۵ روزه که دارم روزی یک قرص آنتی‌بیوتیک میخورم. یسری دارو مسکن هم بهم دادن که مثل فشنگ نوک تیز و قد بلند هست، هرچی فکر می‌کنم، به راهی نمیرسم که موقع بلعیدنش تو گلوم گیر نکنه.

برای برگشت به خانه هم از قبل درخواست نداده بودم و باز با کلی استرس و تماس با مساعدت پرسنل زحمتکش سامانه، سرویس برگشت هم انجام شد.

پیآمد: تشکر فراوان ازخدمات ارزشمند پرسنل زحمتکش سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 14

تکمیل درمان

بفرموده دکتر چهارشنبه گذشته رفتم درمانگاه بیمارستان پیش دکترم، گفت: برو سی‌تی اسکن بیار ببینم اوضاع کلی کلیه‌ات یک ماه بعد عمل چطوره؟

رفتم سی‌تی رو انجام دادم و برگشتم مطب. دکتر سی‌تی را نگاه کرد و گفت: خوبه و شروع کرد به توضیح دادن که یه ذره سنگ ریزه مانده که اونم وقت خارج کردن فنر از کلیه‌ات، بیرون میاریمش. یهو دکتر چشمش به چیزی روشن شد و گفت: نه صبر کن، اشتباه شد. این سی‌تی شما نیست. دکتر درحالی که داشت سی‌تی منو می‌دید و برای رزیدنت ها توضیح می‌داد. یاد این مثال افتادم که برای یاد دادن نقش مکث در جمله بیان می‌کنند: دقت لازم نیست اعدامش کنید. گفتم: دکتر خدا چه رحمی کرد نمی‌خواستید کلیه طرف را دربیارید!؟ دکتر گفت: آره، شانس آوردی که وضع اونم مثل توست و فرق زیادی با هم ندارید.

دکتر گفت: برای خارج کردن فنر باید یک شب بیمارستان بمانی، الان بستری میشی یا شنبه؟ گفتم شنبه.

فردا ساعت نه باید بیمارستان باشم.

پیآمد: شاید گفتنم از داستان بیمارستان رفتنم برای عمل خارج کردن سنگ کلیه تکراری و خسته کننده شده باشه، اما هر بار که میرم بیمارستان به جهت آشنایی دوستان با مراحل تکمیل درمان مختصری از ماجرا را می‌نگارم.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 7

دکتر و رزیدنت‌هاش

به فرموده آقای دکتر دوهفته بعد عمل رفتم مطب دکتر جهت ویزیت.

دکتر احوال پرسی کرد و برام دوتا دارو نوشت که یکیش باعث خروج آب از بدن و افت فشار خون میشه. من در بهترین شرایط فشار خون ندارم وای به روزی که اون دارو را هم مصررف کنم. خلاصه خود درمانی کردم و اون دارو را مصرف نکردم.

به دکتر گفتم: دکتر دفعه قبل که از مطب برگشتم منزل در حال مرتب کردن پرونده‌ای بودم که آورده بودم خدمت شما، تو مدارک یه سونوگرافی دیدم که با خوندن گزارشش چهارستون بدنم لرزید. خوب که دقت کردم و دیدم مال یه مرد هشتاد ساله بوده که اشتباهی داخل پروندم شده بوده.

دکتر در راستای ماست‌مالیسیون اشتباه رزیدنت‌های کنارش گفت: چه حال خوبی پیدا کردی وقتی دیدی سونو مال تو نیست. گفتم: بله، واقعا خوشحال شدم.

دو هفته بعد باز هم باید برم دکتر.

پسآمد: در مورد تازه‌های تحقیقات و دستاوردهای نوین پزشکی پیرامون درمان آسیب و ضایعات نخاعی باید عرض کنم، خبرها همه تکراری هستن و خبر نوید بخش و هیجان انگیز جدیدی منتشر نشده است.

با آرزوی بهترین‌های دنیا برای همه دوستان گرامی.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 21

عمل سنگ کلیه

جمعه گذشته، بآلاخره بعد یک سال درگیری با سنگ کلیه، رفتم بیمارستان برای بستری شدن.  پذیرش سریع انجام شد و رفتم بخش برای بستری شدن. به پرستاری گفتم: من ضایعه نخاعی هستم و حتما باید تشک مواج داشته باشم وگرنه روی تشک معمولی پشتم به‌سرعت مبتلا به زخم بستر میشه. در کمال ناباوری و بهت، سرپرستار بخش گفت: ما تشک مواج برای مریض سرپایی نداریم. اگر از اورژانس اعزام می‌شدی می‌تونستیم بهت تشک بدیم. اگر خودت تشک داری برو بیار یا از بیرون تهیه کن.

من رسما چنار تو کوزم سبز شده بود و مغزم از بهت یخ زده بود. از طرفی همراهانم هرکدام چاره‌ای پیشنهاد می‌دادند.

بآلاخره رفتم دفتر مدیریت پرستاری بیمارستان و مشکل را مطرح کردم. فردی که اونجا بود گفت: نگران نباشید، تا شما برسید به بخش، تشک مواج براتون مهیا شده.

تشک فراهم شد اما درست بکار نیافتاد، از بالا باد می‌آمد و از پایین خارج میشد.

با اصرار پرستاران رفتم روی تخت و تشک که نتیجه‌اش خالی شدن باد تشک و فرو رفتنم در تشک بود. یکی از پرسنل اومد و یکم تشک را برسی کرد و گفت: دریچه تخلیه هوا باز بود که بستم. بنده خدا درجه‌های پمپ باد تشک را تا آخر زیاد کرد که تشک سریع باد بشه، اما نمی‌دونست که باید مجددا بیاد و درجه‌ها را کم کنه، به همین دلیل تشک مثل سنگ باد شد. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.

همراهم از پمپ باد تشک عکس گرفت و نشانم داد که درجه فشار باد و وزن بیمار را از حداکثر به حداقل تقلیل دادیم. حالا داستان این بود که هوا درسلول‌های تشک پر و خالی نمی‌شد‌ و تشک بادی یک سره بود، نه مواج. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.

به دلیل وجود عفونت در کشت ادرار، عمل از شنبه به دوشنه افتاد و در این مدت با چند داروی آنتی‌بیوتیک تحت درمان بودم.

ساعت ۱۰ و نیم روز دوشنبه بی‌هوشم کردن برای عمل لیتوتومی Lithotomy از راه مجرا و مثانه و حالب لیزر را به سنگ کلیه رساندن و خرد کردن سنگ ۳۱ میلیمتری و در نهایت قرار دادن فنر دابل جی از داخل کلیه تا مثانه. بعد از یک ساعت و نیم در اتاق عمل بودن ، ساعت ۱۲ در ریکاوری، به‌هوش آمدم.

قرار بود که روز بعد از عمل مرخص بشم ، اما به دلیل تب ، یک روز دیگه نگهم داشتند برای آنتی‌بیوتیک درمانی.

دو بار دیگه باید برم بیمارستان، یه بار برای سیتی اسکن و یک بار برای خارج کردن فنر.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 20

اثر پروانه‌ای

همیشه سرماخوردگی‌های من موجب درگیری سینوس‌هام و ریه‌هام میشه. درگیری ریه همون و سرفه‌های تر و خشک پیاپی همون.

شش سال پیش طبق معمول بعد سرماخوردن بچه‌ها منم سرماخوردم. بعد یک ماه درگیری با سرماخوردگی، آخرای درمان بود و روی ویلچر بودم که برای صاف کردن سینه‌ام، با یک حرکت سریع رو به جلو سرفه کردم. در همون لحظه یه صدای شترقی شنیدم، در همان لحظه مقداری ادرار از کنار سوند فولی زد بیرون. اون موقع فکر کردم گرفتگی سوند بوده. رفتم دستشویی و خودم را شستم و برگشتم. از اون لحظه به بعد هر حسی که بعد ضایعه نخاعی داشتم را از دست دادم. خودم فکر می‌کردم ستون فقراتم آسیب دیده که همه عوارض ضایعه نخاعی دوباره برام حادث شده. به همین دلیل از کل ستون فقرات MRI گرفتم، اما دکترها متوجه عارضه‌ای در عکس‌ها نشدند. یکی از عوارضی که گرفتارش شدم، بیقراری پای‌چپم بود. چاره‌ای نبود جز سوختن و ساختن با عوارض مشکل جدید. چندی بعد اون رویداد برای کنترل دوره‌ای سلامت کلیه‌هام رفتم سونوگرافی، که مشخص شد کلیه چپم سنگ داره. بعد اون ماجرا هر وقت سونوگرافی دادم سنگ کلیه‌ام با وجود درمان بزرگتر مشاهد می‌شد. قبل نوروز با خوردن ۳ پر چیپس حالم بد شد، دل درد شدید، تب و لرز و حالت تهوع و زرد شدن رنگ همه از حمله‌ی صفرا حکایت می‌کرد. حتی بعد هفت ۸ روز باز هم دل درد امانم را بریده بود، به دلیل اینکه سال‌هاست سنگ کیسه صفرا دارم رفتم پیش متخصص داخلی و ایشان سونوگرافی و آزمایش کلی خون و ادرار و مدفوع تجویز نمودند. تا نتیجه آزمایش و سونوگرافی حاضر بشه شد شب عید نوروز. ماشاء الله آقایون و خانومای پزشک همه تا نیمه فروردین تعطیلات بودن.

 اولین روز کاری بعد تعطیلات نوروز اشتباه کردم و رفتم بیمارستان جهت مراجعه به پزشک که متاسفانه خیل عظیمی از بیماران مثل من اشتباه کرده بودن و اولین روز کاری بعد تعطیلات اومده بودن بیمارستان جهت مراجعه به پزشک . ترافیک آسانسورها از ترافیک جاده چالوس در ایام جانگوز ارتحالیدی هم بیشتر بود و جایی برای من ویلچری پیدا نمی‌شد.

بآلآخره از یکی از پرسنل بیمارستان طلب کمک کردم، دستش  معجزه کرد و آسانسور خالی اومد و رفتم درمانگاه ارولوژی، اونجا هم شلوغ بود و بعد کلی انتظار رفتم پیش دکتر. دکتر بعد خواندن گزارش سیتی اسکن گفت: کلیه چپم یه سنگ بزرگ داره که باید با جراحی لیزری خارج بشه و باید لیزر عمل را با هزینه شخصی تهیه کنم. دکتر گفت : در گزارش سیتی نوشته شده سراستخوان ران که به لگن متصل میشه شکستگی هست، یه مشاوره مینویسم، برو پیش ارتوپد تا نظر بده برای پوزیشن جراحی مد نظر مشکل داری یا نه.

سنگ کم نبود شکستگی هم اضافه شد. به دکتر ارتوپد گفتم: با این شکستگی چه باید کرد؟ گفت: هیچی، خودش خوب میشه.

خوب که به گذشته فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که این شکستگی احتمالا قریب به یقین همان شش سال پیش که با سرفه صدای شترقی شنیدم حادث شده و دقیقا از همان زمان هر وقت سنوگرافی دادم سنگ کلیه داشتم. بنظر خودم منشاء سنگ کلیه‌ام همین شکستگی است. دلیلم اینه که، بدن و استخوان سعی در بازسازی محل شکستگی دارند، پس کلسیم تولید می‌کنند، اما حرکت من اجازه ترمیم نمیده و موجب میشه کلسیم تولید شده پراکنده بشه و توسط خون جذب میشه تا بخواد از راه کلیه دفع بشه که خیلیش دفع میشد و در زمان تعویض سوند با سوند خارج میشد،  یه مقداز هم رسوب کرده که منجر به سنگ کلیه شده. فعلا جهت پرهز از جراح، مشغول خوردن آب چشمه چپقلی اراک هستم، بلکه کار به جراحی کشیده نشود.

پیوست: همیشه به دوستانی که فکر می‌کنن ورزش‌های فیزیکی سنگین و فیزیوتراپی پیوسته میتونه براشون معجزه‌گر باشه، گفتم: آخر این کارا اینه که میزنه یجایی از بدن را ناکار می‌کنه. شاهدش استخوان ران من.

بازدیدها: 111

آش پر روغن

همیشه آشپزی را خیلی دوست داشتم. بیش از سی ساله که همه برنامه‌های آشپزی تلویزیون را نگاه می‌کنم. ده سال پیش که ماهواره داشتیم هم همه برنامه‌های آشپزی همه کانال‌ها را دنبال می‌کردم. صدها ساعت فیلم آشپزی از ماهواره ضبط کردم و صدها ساعت فیلم آشپزی از اینترنت دانلود کردم. همه را در هارد دیسک ذخیره کردم و بارها در اوقات کسالت دیدمشون. حتی یه کانال تلگرام آشپزی راه انداختم. تا حالا آشپزی نکردم اما تو آشپزی ادعا دارم که می‌تونم هر غذایی را با بهترین مزه ارائه بدم. روز پنج شنبه چشمم افتاد به آگهی زیر:‌

رقابت آشپزی برای معلولان

جشنواره ملی طعم امید قرار است نهم اردیبهشت ماه برگزار شود، این رویداد امسال با برگزاری مسابقه آشپزی ویژه معلولین اجرا خواهد شد و در  آینده با برنامه‌های متنوع دیگر پیش خواهد رفت. در این رویداد ۹ گروه از افراد دارای معلولیت در بخش‌های آسیب‌های نخاعی، سندرم داون و معلولیت‌های جسمی و حرکتی با آشپزی غذاهای متنوع به رقابت خواهند پرداخت. غذاهایی از جمله زرشک پلو با مرغ، کلم‌پلو شیرازی، کته و شامی کبابی رودباری، قلیه ماهی، کیک مرغ و غیره که زمان تهیه آن‌ها بین ۴۵ دقیقه تا یک ساعت است توسط شرکت‌کنندگان در این رویداد تهیه خواهد شد. برترین این رقابت امکان حضور در رویداد بین‌المللی حوزه گردشگری را خواهد یافت. منبع

پایانه: چند روز پیش در راه رفتن به مطب دکتر، خانم‌های جسور حق طلب را که می‌دیدم، فکر می‌کردم‌، نوحه ممد نبودی ببینی را الان باید اینطوری خواند: رادان کجایی ببینی، شهر آزاد گشته، زور یارانت بی‌ثمر گشته.

بازدیدها: 51