در یک دندانپزشکی نظامی ، بین پذیرش و آسانسور، انتظار رسیدن نوبت تشخیص وضعیت دندان را میکشیدم. مردی که بنظر ۶۵ ساله میآمد و بسختی با دو عصا حرکت میکرد، از آسانسور بیرون آمد و رفت تا پذیرش شود.
نوبت تشخیص وضعیت دندان من رسید و رفتم داخل اطاق تشخیص (البته هرچه دقت کردم ندیدم جایی از آن اطاق تشخیس باشد) ،
بعد از اینکه دکتر مربوطه سه انگشت از هر دستش را درون دهان من میکرد برای کنار زدن لب و لوچه و باز کردن دهانم، و معاینهی دندانهام ، در نهایت خانم دکتر گفت: باید بری عکس دندانهات را بگیری و بیاری ببینم. از اطاق خارج شدم همان آقای عصایی را دیدم که انتظار نوبت معاینهی دندانهایش را میکشید .
سرم را بردم نزدیک و آهسته سلام کردم و گفتم : بنده زندی هستم، بیش از ۳۰ ساله که ضایعه نخاعی گردنی هستم. ایشان گفت: من هم صلحجو هستم و رزمندهای ضایعه نخاعی گردنی هستم. گفتم : چه تضاد عجیبیه که آقای صلح جو به جنگ بره و ضایعه نخاعی گردنی بشه. ایشان گفتند : خوب ما برای صلح به جنگ با دشمن رفتیم. چند دقیقه گپ زدیم و شماره تماس رد و بدل کردیم و رفتیم.
بیتوجهی به تخلیه بهموقع مثانه در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی میتواند عوارض جدی و گاهی جبرانناپذیری ایجاد کند. این عوارض ناشی از اختلال در عملکرد عصبی مثانه و تجمع ادرار است که به مرور زمان سیستم ادراری و کلیهها را تحت تأثیر قرار میدهد. در ادامه به مهمترین عوارض این بیتوجهی اشاره میشود:
۱. عفونتهای مکرر دستگاه ادراری ؛ باقیماندن ادرار در مثانه محیطی مناسب برای رشد باکتریها ایجاد میکند که منجر به عفونتهای مکرر میشود. این عفونتها میتوانند به کلیهها گسترش یافته و باعث پیلونفریت یا حتی نارسایی کلیوی شوند .
۲. سنگهای مثانه و کلیه ؛ تجمع ادرار و رسوب مواد معدنی در مثانه و کلیهها میتواند منجر به تشکیل سنگ شود. این سنگها ممکن است باعث انسداد مجاری ادراری، درد شدید و عفونتهای ثانویه شوند .
۳. آسیب به کلیهها ؛ فشار ناشی از تجمع ادرار در مثانه میتواند به کلیهها برگشت داده شود (ریفلاکس ادراری) و در نهایت منجر به آسیب دائمی کلیهها یا نارسایی کلیوی گردد .
۴. بیاختیاری ادراری ؛ پر شدن بیش از حد مثانه میتواند باعث بیاختیاری ادراری از نوع سرریزی شود، بهطوری که فرد کنترل خود را بر دفع ادرار از دست میدهد .
۵. اتونومیک دیس رفلکسی ؛ در افراد با ضایعات نخاعی بالاتر از سطح T6، پر شدن بیش از حد مثانه میتواند باعث تحریک سیستم عصبی خودکار و بروز اتونومیک دیس رفلکسی شود. این وضعیت خطرناک با علائمی مانند سردرد شدید، تعریق و افزایش ناگهانی فشار خون همراه است و نیاز به مداخله فوری دارد .
۶. ضعیف شدن عضلات مثانه ؛ عدم تخلیه منظم مثانه میتواند به مرور زمان باعث ضعیف شدن عضلات مثانه (دیتروسور) شود و توانایی انقباض آن را کاهش دهد. این امر تخلیه کامل ادرار را دشوارتر میکند و چرخه معیوبی ایجاد مینماید .
۷. مشکلات پوستی و زخمها ؛ نشت ادرار به دلیل بیاختیاری میتواند باعث تحریک پوست، ایجاد زخمهای فشاری (بخصوص در نواحی تحتانی بدن) و عفونتهای پوستی شود .
۸. کاهش کیفیت زندگی ؛ عوارض ناشی از تخلیه ناکامل مثانه میتواند باعث اختلال در خواب، محدودیت فعالیتهای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی فرد شود .
راهکارهای پیشگیری و مدیریت :
تخلیه منظم مثانه: استفاده از روشهایی مانند سوندگذاری متناوب (CIC) هر ۴-۶ ساعت برای جلوگیری از تجمع ادرار .
نظارت بر حجم ادرار باقیمانده: اندازهگیری ادرار باقیمانده پس از تخلیه با سونوگرافی یا سوند .
مصرف مایعات کافی: نوشیدن آب به مقدار مناسب (نه کم و نه زیاد) برای کاهش خطر عفونت و سنگسازی .
پایش عفونتها: انجام آزمایشهای منظم ادرار و کشت ادرار برای تشخیص زودهنگام عفونتها .
استفاده از داروها: در برخی موارد، داروهای آنتیموسکارینیک یا تزریق بوتاکس برای کنترل انقباضات غیرارادی مثانه تجویز میشود .
در صورت مشاهده علائمی مانند تب، درد پهلو، تغییر رنگ ادرار یا کاهش حجم ادرار، مراجعه فوری به پزشک ضروری است. همچنین، مشورت با متخصص اورولوژی یا نورولوژی برای انتخاب بهترین روش مدیریت مثانه در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی توصیه میشود .
افسردگی و پرخاشگری در افراد مبتلا به فلج ناشی از ضایعات نخاعی ، میتوانند به دلایل فیزیولوژیک، روانیاجتماعی و محیطی تشدید شوند. این گروه به دلیل تغییرات ناگهانی در تواناییهای حرکتی و وابستگی به دیگران، بیشتر در معرض اختلالات خلقی قرار میگیرند.
علل افسردگی و پرخاشگری در افراد با ضایعه نخاعی:
۱. عوامل فیزیولوژیک و پزشکی:
آسیب مستقیم به سیستم عصبی: ضایعه نخاعی ممکن است بر مناطق کنترل کننده خلقوخو در مغز تأثیر بگذارد.
درد مزمن: دردهای نوروپاتیک یا اسپاسمهای عضلانی مداوم، تحریکپذیری و افسردگی را افزایش میدهند.
اختلال در ترشح انتقال دهندههای عصبی: مانند کاهش سروتونین و دوپامین به دلیل آسیب نخاعی.
مشکلات خواب: بیخوابی یا آپنه خواب ناشی از شرایط جسمی.
۲. عوامل روانی اجتماعی:
سوگ از دست دادن تواناییهای جسمی: بسیاری از افراد دچار اندوه مزمن برای از دست دادن استقلال قبلی خود میشوند.
احساس وابستگی و کاهش عزت نفس: نیاز به کمک در انجام کارهای روزمره ممکن است باعث احساس درماندگی شود.
انزوا و محدودیتهای اجتماعی: کاهش ارتباطات یا ترس از قضاوت دیگران.
ترس از آینده: نگرانی درباره امور مالی، شغلی یا روابط عاطفی.
۳. عوامل محیطی و شرایط زندگی:
دسترسی ناکافی به خدمات توانبخشی: نبود امکانات مناسب فیزیوتراپی یا رواندرمانی.
مشکلات اقتصادی: هزینههای بالای درمان و تجهیزات پزشکی (مانند ویلچر یا تشکهای ضدزخم).
واکنشهای نامناسب اطرافیان: ترحم بیش از حد یا بیتوجهی خانواده/دوستان.
۴. عوارض ثانویه ضایعه نخاعی:
عفونتهای مکرر (مانند عفونت ادراری یا زخم بستر) که باعث تحریکپذیری میشوند.
مصرف داروهای خاص (مانند مسکنهای قوی یا کورتیکواستروئیدها) که عوارض روانی دارند.
راهکارهای مدیریت افسردگی و پرخاشگری در این افراد:
۱. مداخلات پزشکی و توانبخشی:
دارودرمانی: استفاده از ضدافسردگی یا داروهای تنظیم کننده خلق تحت نظر پزشک.
کنترل درد: فیزیوتراپی، داروهای ضدالتهاب یا روشهای غیردارویی .
ورزشهای سازگارشده: مانند یوگا روی ویلچر یا شنا برای بهبود خلقوخو.
۲. حمایت روانشناختی:
درمان شناختی رفتاری: برای مقابله با افکار منفی درباره ناتوانی.
گروههای حمایتی: ارتباط با افراد دارای شرایط مشابه برای کاهش احساس تنهایی.
خانواده درمانی: آموزش به اطرافیان برای ارائه حمایت بدون ترحم.
۳. تطابق محیطی و اجتماعی:
تغییرات محیط زندگی: طراحی خانه برای دسترسی آسان (مثل رمپ، دستگیرههای کمکی).
اشتغال و فعالیتهای معنادار: تشویق به کارهای دورکاری یا هنردرمانی.
فناوریهای کمکی: استفاده از ابزارهای ارتباطی یا رباتهای کمک حرکتی.
۴. خود مراقبتی:
پذیرش شرایط: تمرین ذهن آگاهی برای کاهش مقاومت روانی.
برنامه ریزی روزانه: تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی برای احساس موفقیت.
هشدار مهم:
اگر فرد دچار افکار خودکشی، پرخاشگری شدید یا علائم روانپریشی (مانند توهم) شود، باید فوراً به روانپزشک یا مرکز مراجعه کند. ضایعه نخاعی یک چالش بزرگ است، اما با مدیریت جامع (پزشکی، روانی و اجتماعی) میتوان کیفیت زندگی را بهبود بخشید.
باورم در مورد درمان آسیب نخاعی را از هوش مصنوعی چت جی پی تی پرسیدم. در ادامه سوال و جواب را بخونید:
آیا خدا آسیب نخاع را غیر قابل درمان نکرده که انسان نتواند در کار خدا دخالت کند و با پیوند نخاع بتواند سر افراد پیر قدرتمند را به بدن افراد جوان و مناسب ، پیوند بزند و به این صورت انسان برای خود عمر جاودان بسازد؟
این سوال پیچیده است و جنبههای مختلفی دارد:
از منظر دینی:
* در اسلام، خداوند به انسان عقل و اختیار داده و او را مسئول کارهای خود قرار داده است. تلاش برای درمان بیماریها و بهبود زندگی، نه تنها دخالت در کار خدا نیست، بلکه نوعی استفاده از نعمتهای الهی و انجام وظیفه انسانی است.
* البته، در این میان باید به مسائل اخلاقی و شرعی نیز توجه داشت. برای مثال، اگر پیوند نخاع باعث آسیب به دیگری شود یا با اصول عدالت و کرامت انسانی مغایرت داشته باشد، از نظر شرعی جایز نیست.
* در مورد جاودانگی، قرآن کریم تصریح میکند که عمر انسان محدود است و جاودانگی تنها برای خداوند متعال است. تلاش برای جاودانگی به این معنا که انسان بخواهد از محدوده طبیعی خود فراتر رود، ممکن است با آموزههای دینی در تضاد باشد.
از منظر علمی:
* پیوند نخاع یک موضوع بسیار پیچیده و در حال حاضر غیرممکن است. نخاع یک ساختار بسیار ظریف و پیچیده است که مسئول انتقال پیامهای عصبی بین مغز و بدن است. آسیب به نخاع میتواند منجر به فلج و از دست دادن حس شود.
* پیوند نخاع با چالشهای فنی و بیولوژیکی بسیاری روبرو است. از جمله این چالشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
* بازسازی اتصالات عصبی: پس از پیوند نخاع، باید اتصالات عصبی بین نخاع پیوندی و نخاع گیرنده برقرار شود. این یک فرآیند بسیار پیچیده است و هنوز راهی برای انجام آن به طور کامل وجود ندارد.
* جلوگیری از رد پیوند: سیستم ایمنی بدن ممکن است نخاع پیوندی را به عنوان یک جسم خارجی شناسایی کرده و به آن حمله کند. برای جلوگیری از این اتفاق، باید از داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی استفاده کرد که عوارض جانبی جدی دارند.
* مسائل اخلاقی: پیوند نخاع با مسائل اخلاقی متعددی روبرو است. از جمله این مسائل میتوان به حقوق اهدا کننده و گیرنده، عدالت در دسترسی به پیوند و احتمال سوء استفاده از این فناوری اشاره کرد.
* با توجه به این چالشها، پیوند نخاع در حال حاضر یک روش درمانی عملی نیست. با این حال، تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و ممکن است در آیندهای دور، این روش امکانپذیر شود.
* در مورد پیوند سر، این موضوع نیز با چالشهای فنی و اخلاقی بسیار جدی روبرو است و در حال حاضر یک ایده علمی تخیلی است تا یک روش درمانی واقعی.
نتیجه:
* از نظر دینی، تلاش برای درمان بیماریها و بهبود زندگی مجاز است، اما باید به مسائل اخلاقی و شرعی نیز توجه داشت. تلاش برای جاودانگی به معنای فرار از مرگ و میر طبیعی، با آموزههای دینی در تضاد است.
* از نظر علمی، پیوند نخاع و پیوند سر در حال حاضر غیرممکن هستند و با چالشهای فنی و اخلاقی بسیاری روبرو هستند.
به طور خلاصه، پاسخ به سوال شما هم به باورهای دینی و هم به دانش علمی بستگی دارد. در حال حاضر، علم پزشکی به حدی پیشرفت نکرده است که بتواند پیوند نخاع را انجام دهد یا به انسان عمر جاودان ببخشد.
یک روش درمانی موفقیت آمیز با بهرهگیری از سلولهای بنیادی، امید به درمان آسیب نخاعی را در سراسر جهان زنده کرده است.
دانشمندان ژاپنی از درمان با کمک سلولهای بنیادی برای کمک به بیماران دچار فلج و ناتوان در ایستادن و حرکت استفاده کردهاند.
پیوند سلولهای بنیادی برای افراد معلول امید به ارمغان میآورد
یک تیم تحقیقاتی پیشرفت بزرگی در درمان آسیب نخاعی خبر داده است.
چهار بیمار که آسیب نخاعی شدیدی را متحمل شده بودند، پیوند سلولهای بنیادی عصبی مشتق شده از سلولهای بنیادی پرتوان القایی(iPS) را دریافت کردند.
یکی از بیماران، مردی که قبلا به عنوان فلج کامل طبقهبندی میشد، اکنون میتواند بدون کمک بایستد و تمرینات راه رفتن را آغاز کرده است.
یک بیمار دیگر در بازوها و پاهای خود حرکت دوباره به دست آورد، در حالی که دو بیمار دیگر بهبود قابل توجهی نشان ندادند.
این بیماران که همگی مردان بالغ بودند، طی ۱۴ تا ۲۸ روز پس از آسیب، این درمان را دریافت کردند.
به هر فرد دو میلیون سلول بنیادی عصبی در محل آسیب تزریق شد تا بتواند اتصالات عصبی از دست رفته را بازسازی کند.
نتایج در حالی که متفاوت هستند، یک گام مهم رو به جلو در جستجوی درمانهای موثر آسیب نخاعی را نشان میدهند.
نتایج اولیه امیدوار کننده
این کارآزمایی که در دسامبر ۲۰۲۱ آغاز شد، شامل پیگیریهای دقیق در طول یک سال بود.
یکی از بیماران از نمره A در مقیاس آسیب نخاعی به معنای فلج کامل به D بهبود یافت که به او اجازه داد با یا بدون کمک راه برود.
بیمار دیگری از «A» به «C» پیشرفت کرد، به این معنی که نمیتوانست به تنهایی بایستد، اما کنترل کافی برای غذا خوردن به صورت مستقل و استفاده از ویلچر را به دست آورد.
با وجود این نتایج امیدوارکننده، دو نفر از این چهار بیمار بهبود قابل توجهی نشان ندادند.
با این حال، هیچ عارضه جانبی جدی مشاهده نشد که اطمینان خاطر در مورد ایمنی این روش درمانی را ایجاد میکند.
متخصص علوم اعصاب در دانشگاه گریفیث استرالیا میگوید: این نتایج یک نتیجه مثبت عالی است که برای این رشته بسیار هیجان انگیز است.
با این حال، وی همچنین هشدار داد که تحقیقات بیشتری برای تعیین اینکه آیا این پیشرفتها به دلیل تزریق سلولهای بنیادی است یا بهبودی طبیعی بوده است، مورد نیاز است.
آینده درمان نخاع
دانشمندان ژاپنی اکنون قصد دارند تحقیقات خود را گسترش دهند و بر افزایش تعداد سلولهای بنیادی عصبی پیوند شده و آزمایش درمان بر روی بیماران در فاز مزمن آسیب نخاع تمرکز کند.
این مرحله ماهها یا سالها پس از آسیب رخ میدهد، زمانی که بازسازی عصب به طور معمول حتی دشوارتر است.
اوکانو میگوید: ما توانستیم در اولین درمان آسیب نخاعی در جهان با استفاده از سلولهای iPS به نتایج خوبی دست یابیم. روزهای سختی وجود داشت که تحقیقات با استفاده از سلولهای iPS نتیجهای نداشت، اما این تحقیقات نتایجی را به دست آورد که ارزش تایید ایمنی و برآورد کارایی را دارند.
در حالی که آزمایشهای بالینی گستردهتری برای تعیین پتانسیل کامل درمان با سلولهای بنیادی مورد نیاز است، این مطالعه گام مهمی در جهت یافتن یک درمان مناسب برای فلج و معلولیت است.منبع
حادثه در اسکی باعث شد جگر ۵۴ ساله در سال ۲۰۰۶ فلج شود. او از زمان این آسیب نخاعی روی صندلی چرخدار نشسته است، اما به لطف یک درمان جدید، او به آرامی در حال بازیابی تحرک خود و انجام پیادهروی در مسافتهای کوتاه است. در یک کارآزمایی بالینی، شرکتکنندگان تحریک عمیق مغزی را در ناحیه شگفتانگیز مغز به نام هیپوتالاموس جانبی دریافت کردند. مدتها تصور میشد که این منطقه فقط در عملکردهای اساسی مانند تغذیه نقش دارد. اما اکنون مشخص شده است که با کنترل حرکت پاها و حتی بازیابی حرکتی مرتبط است. در کمال تعجب، نتایج، بهبود قابل توجهی را در عملکرد اندام تحتانی در افراد تحت کارآزمایی نشان داد. این درمان، توانایی راه رفتن شرکت کنندگان را بدون نیاز به هیچ کمکی افزایش داد. جگر میگوید: سال گذشته در تعطیلات، مشکلی نداشتم که چند پله پایین بروم و با استفاده از تحریک مغزی به دریا برسم. او افزود: همچنین میتوانم به چیزهایی در کمدهایم در آشپزخانه دسترسی داشته باشم.
تحریک عمیق مغزی یک روش جراحی مغز و اعصاب است که برای درمان اختلالات حرکتی مانند بیماری پارکینسون استفاده میشود. این روش شامل کاشت الکترودهایی برای تعدیل فعالیت عصبی برای کنترل حرکت میشود. این رویکرد جدید شامل استفاده از تحریک عمیق مغزی در هیپوتالاموس جانبی برای درمان فلج نسبی است. با تحریک این ناحیه، محققان توانستهاند مسیرهای عصبی خفته را بیدار کنند. اثرات تحریک عمیق مغزی هم فوری و هم طولانی مدت بود. به عنوان مثال، این درمان بلافاصله توانایی راه رفتن را در طول توانبخشی بهبود بخشید. علاوه بر این، منجر به بهبود پایدار در عملکرد حرکتی شد. این درمان باعث سازماندهی مجدد رشتههای عصبی باقیمانده شد که پس از آسیب زنده میمانند. این فرآیند منجر به بهبودهای عصبی پایدار شد. ما دریافتیم که چگونه میتوان به ناحیه کوچکی از مغز که در تولید راه رفتن نقشی ندارد، ضربه زد تا این اتصالات باقیمانده را درگیر کنیم و بهبودی عصبی را در افراد مبتلا به آسیب نخاعی تقویت کنیم. برای این جراحی ابتدا اسکن دقیق مغز بیماران انجام شد. اسکنها امکان قرار دادن دقیق الکترودهای کوچک را در ناحیه مغز فراهم کردند. پس از این، در حالی که بیمار کاملا هوشیار بود، تحریکات انجام شد. در طول تحریک، بیماران در لحظه بازخورد ارائه کردند. به عنوان مثال، اولین بیمار بلافاصله گزارش کرد که پاهای خود را احساس میکند و افزایش تحریک او را بر آن داشت که بگوید: من میل به راه رفتن را احساس میکنم! این بازخورد بلادرنگ تأیید کرد که ما منطقه درست را هدف قرار دادهایم، حتی اگر این منطقه هرگز با کنترل پاها در انسان مرتبط نبوده باشد. محققان یک رویکرد چند مرحلهای را برای شناسایی نقش هیپوتالاموس جانبی در بازیابی راه رفتن ایجاد کردهاند. منبع
همیشه به دوستان نخاعی عرض کردم که بیش از حد به چینی ، ترک خورده ، بدنتون فشار نیارید و ازش مثل افراد سالم کار نکشید تا بتونه تا وقتی که ممکنه بهتون در آرامش و سلامت ، سرویس بده . البته منظورم از سلامت ، وضعیت معمولی اکنون هر کس هست. طبیعیه که با افزایش سن رو به پیری میریم ، سپید شدن موها و سیاه شدن دندانها نشانههای ظاهری فرسایش بدن ما هستند ، درست مثل پاییز که برگ دار و درخت زرد و … میشن و میریزن . البته میزان فرسایش درونی ما بسیار بیشتر از رنگ رخساره ماست که به دلیل آفتاب و مهتاب ندیدن ، از دور زهره میبره و از نزدیک دل و این همیشه موجب تعجب دیگران میشه.
هر کاری را زیاد و پیوسته و با فشار و شدت انجام بدید ، قطعا موجب آسیب جبران ناپذیر میشه . فقط تنها کاری که انجام زیادش موجب سلامتی میشه آب خوردن مداوم و زیاد است. زیاد نشستن روی ویلچر هنر نیست و میتونه موجب دهها عارضه ناجور مثل زخم فشاری ، لخته شدن خون تو پاها و …. بشه .
یه نکته را مد نظر داشته باشید : وضعیت ما ، تا آینده نا معلوم ، همینه که هست و ما باید با این دیدگاه زندگی کنیم که ما تا زمان نامشخص باید همین اندازه سلامتی که داریم را حفظ کنیم. من که همیشه در هر کاری دست به عصا بودم ، ده ساله تیک عصبی پرش سر دارم. ۹ ساله درگیر عوارض شدید شکستگی استخوان لگن هستم. ۳ ساله درگیر سنگ کلیه و مثانه هستم. رودههام فلج شدن و حرکت دودی ندارند و هر بار اجابت مزاج و تخلیه و تمیز شدن رودههام ۲ تا ۳ ساعت در حالت حمام درون توالت طول میکشه. هنگام استراحت وقتی چشمم را میبندم که بخوابم و یا چرتی بزنم ، فوری با حالت سقوط از ارتفاع با وحشت و لرز میپرم. و بسیار عوارض دیگر. از ما آدم سالم در نمیآد ، ولی ، قوز بالا قوز بسادگی برامون پیش میاد.
تحقیقات جدید یک سلول ایمنی شفابخش را نشان میدهد که پتانسیل تحریک رشد مجدد رشتههای عصبی را در موش و انسان دارد. محققان علوم اعصاب نوع خاصی از گلبولهای سفید خون انسان را کشف کردند که پتانسیل رشد مجدد رشتههای عصبی را دارد. سلولهای عصبی در حال مرگ معمولاً جایگزین نمیشوند، و رشتههای عصبی آسیبدیده معمولاً دوباره رشد نمیکنند، که منجر به ناتوانیهای عصبی دائمی میشود. سلولهای مغز استخوان را میتوان به عوامل شفابخش قدرتمند تبدیل کرد. با تحریک این سلولها با مولکولهای خاص در آزمایشگاه، آنها را به سلولهای احیاکننده تبدیل میشود که میتوانند به بقا و رشد مجدد سلولهای عصبی آسیبدیده کمک کنند.
تحقیقات جدید نشان میدهد که نوعی سلول ایمنی به تازگی کشف شده است که میتواند رشتههای عصبی در سیستم عصبی مرکزی را دوباره رشد دهد، که ممکن است منجر به درمانهای موثری برای بیماریهای عصبی صعبالعلاج و آسیبهای نخاعی شود. هدف نهایی توسعه درمانی با استفاده از این سلولهای خاص، برای معکوس کردن آسیب در عصب بینایی، مغز و نخاع و در نتیجه بازیابی عملکردهای عصبی از دست رفته است. آسیب عصبی ناشی از آسیب نخاع، عصب بینایی یا آسیبهای مغزی و بیماریهای عصبی دژنراتیو مانند ALS، آلزایمر و مولتیپل اسکلروزیس، مدتها باور بر این بود که دائمی هستند. با این حال، چهار سال پیش، تیم محققان به موفقیتی در موشها دست یافت و امیدی را برای میلیونها نفری که تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتند، ایجاد کرد.
مطالعه جدید نشان میدهد که سلولهای خود بیماران احتمالاً میتوانند برای ارائه درمانهای ایمن و مؤثر برای این شرایط ویرانگر استفاده شوند. در مطالعه اخیر سلولهای پیشسازنده را از مغز استخوان هشت اهداکننده مختلف انسان تولید کردند. قابل توجه است که سلولهای هر هشت اهداکننده با موفقیت سلولهای عصبی انسان را به سمت بازسازی رشتههای عصبی سوق دادند. این سلولها حتی میزان بقای سلولهای عصبی تحت استرس را سه برابر کردند. این نشان میدهد که آنها میتوانند به کند کردن یا جلوگیری از پیشرفت بیماریهای عصبی دژنراتیو، و همچنین معکوس کردن آسیب و بازگرداندن عملکرد کمک کنند.
با موفقیت این آزمایشهای آزمایشگاهی، تمرکز اکنون بر روی آوردن این درمانهای سلول درمانی جدید به بیمارانی که به آنها نیاز دارند تغییر میکند. ما معتقدیم که این سلولها را می توان از یک بیمار استخراج کرد، تحریک کرد و در آزمایشگاه به تعداد زیادی رشد داد و در محل آسیب یا بیماری دوباره تزریق کرد تا فیبرهای عصبی مغز و نخاع دوباره رشد کند.
گامهای بعدی توسعه کارآمدترین روشهای رشد و تحویل این سلولها است تا آزمایشهای بالینی آغاز شود. درمانهایی که بهبودهایی را برای بیماران به ارمغان میآورد که زمانی غیرممکن به نظر میرسید اکنون در افق هستند. منبع
یکی از دندانهای آسیابم که به دلیل خالی بودن طرف مقابلش ، تمام بار جویدنم روی شونههاش بود ، نیمه شکسته . برای اینکه اینو هم به باد فنا ندم فوری رفتم درمانگاه تخصصی دندان پزشکی نظامی . اونجا دندان آسیاب را ترمیم کردن ، دندان نیشم را که لبپر شده بود را اونقدر چرخش کردن که دو سوم دندان محو شد و دندان نیش را تبدیل کردن به دندان پیشی ، بدون کارایی ، در نهایت ، آخرین دندون عقلم را هم کشیدن .
از بخش اداری درمانگاه ، نامه مهر شده گرفتم برای دریافت بخشی از هزینهها ، از بیمه مکمل . شرکت بیمه میگه : باید خودت با نامه بری اونسر تهران تا پزشک معتمد بیمه ، منو معاینه کنه و صحت نامه را تایید کنه .
پسرفت: جالب اینه که وعده صادق و موشک پرانی ۱۵۰۰ کیلومتری ممکنه ولی تایید نامه رسمی درمانگاه نظامی ممکن نیست!؟
پوکی استخوان یا استئوپروز شرایطی است که درآن توده استخوانی (تراکم موادمعدنی دراستخوان) کاهش می یابد. اصطلاح “استئو”به معنی استخوان و”پروزیس”به معنای اسفنج است، که فقط به شرایط داخل استخوان استئوپروزی مربوط می شود. استخوانهای طبیعی حفره های بسیارکوچکی دارند، درحالیکه استخوان های مبتلا به استئوپروز دارای حفره های خیلی بزرگتری هستند. وجوداین سوراخها باعث می شود استخوانها خیلی راحت تردچارشکستگی گردند. پوکی استخوان تقریبا همراه با فرایند پیری در همه افراداتفاق می افتد. اما میان افرادسالم وبدون ناتوانی، نزدزنان به خصوص کسانی که مدتی ازدوران یائسگی آنان می گذرد، خیلی شایعتراست. ممکن است شما با استئوپروز آشنائی داشته باشید یا اینکه درمورد دوستان یا سایراعضای خانواده که مبتلا به پوکی استخوان هستند چیزهائی شنیده باشید.آیا تاکنون زنی را که در واقع به دلیل پیری کوتاه ترشده است را دیده اید؟ این مشکل می تواندبه دلیل ایجاد استئوپروزدر استخوانهای ستون فقرات اوبه وجودآمده باشد. استئوپروز درهمه جای بدن به وجودمی آید ومی تواندمنجربه این مسئله شودکه استخوانها به راحتی دچار شکستگی شوند. این حالت امکان دارد هنگام انجام یکسری حرکات (مانندحرکات کششی)، متعاقب افتادن های جزئی، یا حتی بعدازاسپاسم های ناجور ویا حتی ممکن است تقریبا” بدون هیچ دلیلی هم رخ دهد.
آیا شما درمعرض خطراستئوپروزیس هستید؟
بله همه درمعرض پوکی استخوان قراردارند! بعضی از عوامل که درایجاد آن نقش دارندازاین قرارند: شیوه زندگی نشسته وبدون حرکت لاغری تغذیه نامناسب دیابت مصرف سیگار کم بودن میزان ویتامین D وکلسیم دررژیم غذائی
روشن بودن پوست و موهای بور
مصرف بیش ازحد کافئین( چای وقهوه) علاوه براینها ، ضایعه نخاعی نیزمی تواند خطر پوکی استخوان را افزایش دهد. درزیر برخی از نکات مهم در مورد ایجاد استئوپروز یس بعد از ضایعه نخاعی ذکر شده است: هم زنان و هم مردان نخاعی به آن مبتلا می شوند. افراد نخاعی درسنین خیلی پائین تری استئوپروزیس می گیرند. شکستگی استخوانها معمولا در استخوان های پاها و اغلب در اطراف زانوها اتفاق می افتد. خبرخوبی که وجود دارد این است که: ابتلا شما به استئوپروز به این معنا نیست که استخوانهای شما درآینده دچارشکستگی خواهدشد. بهتر است که بدانید تقریبا تنها در ۶ درصد از افراد نخاعی شکستگی حاصل از استئوپروز اتفاق می افتد. شاید این مقدار به نظر زیاد برسد، اما با این وجود، ازلحاظ آماری این مقدار احتمال برای شما مطلوب است.
ضایعه نخاعی چه نقشی درپوکی استخوان می تواند داشته باشد؟
بلافاصله بعد از ضایعه نخاعی، ما متوجه می شویم که درعرض چند روز ترمیم استخوان با مشکل مواجه شده و تخریب آن آغاز می گردد. یافته های دیگرنشان می دهند که بعداز ضایعه نخاعی و در زمان جراحت، بدن بیمار شروع به دفع مواد معدنی نظیرکلسیم به درون ادرارمی کند. منشاء این کلسیم در اصل استخوان ها هستند که به داخل خون دفع شده و سپس به وسیله ادرار از بدن خارج می گردد. اگرچه ما نمی توانیم تا ماهها این افت استخوانی را با اشعه ایکس اندازه گیری کنیم، اما می دانیم که این موضوع اتفاق می افتد، چرا که می توانیم با اندازه گیری کلسیم و سایرموادشیمیائی آزاد شده درخون و ادرار که درطول مدت کوتاهی بعدازضایعه نخاعی اتفاق می افتد ، به این مسئله واقف شویم. این افت استخوانی در۳ تا ۱۲ ماه اول بعد از آسیب به بالاترین حد خود می رسد و تا چند سال بعد از آسیب نخاعی نیز ادامه پیدا می کند. مادقیقا”نمی دانیم که چه عواملی باعث می شوند که بعد از ضایعه نخاعی استخوانها این قدرسریع دچارتخریب گردند، اما احتمالا” چندین عامل دراین موردنقش دارند. اما درهر حال یکی از این عوامل فعالیت بدنی است. ما می دانیم که هنگام انجام فعالیتهای جسمی، ماهیچه های بدن روی استخوانها کشیده می شوند و این موضوع درواقع کمک می کند که استخوانها قوی تر گردند. بعدازضایعه نخاعی ، بعضی از ماهیچه های شما دیگرنمی توانند باعث کشیدگی استخوانها و تقویت آنان گردد. به همین دلیل افت تراکم استخوانی بعد از ضایعه نخاعی خیلی سریع اتفاق می افتد. احتمالا” چیزهای دیگری مانند تغییرات ایجاد شده درسیستم عصبی خودکار یا گردش خون که مرتبط باخودضایعه نخاعی هستند نیز وجود دارندکه باعث وخیم شدن استئوپروز می شوند. وقتی که ما به میزان تراکم استخوان افراد نخاعی توجه می کنیم، در واقع می بینیم که افت استخوانی در بخشهائی که فلج شده اند بیشتر است. برای مثال اگر شما پاراپلژی هستید و از ویلچر استفاده می کنید، احتمالا” افت تراکم استخوانی ، بیشتر درپاهای شما رخ می دهد، نه در دستهای شما. ماهیچه های دستهای شما هنگام انجام بسیاری از فعالیتها مانند هل دادن ویلچر و جابجائی ها کارمی کنند و بر روی استخوانها حرکت می نموده و باعث تقویت آنان می گردد. حتی استخوانهای ستون فقرات به دلیل حفظ وضعیت بدن توسط یک عده یا تمامی ماهیچه های پشت شما درحال کشش هستند و حتی درموقع نشستن هم باعث کشیدگی استخوانهای مذکورمی شوند. اگرشما تتراپلژی هستید(ممکن است بیشتربااصطلاح کوادری پلژی آشناباشید) احتمالا” تراکم استخوانی خود را در پاها، دستها و همچنین ستون فقرات از دست خواهید داد.
به چه صورت باید بدانم که استئوپروز دارم؟
اگر مبتلا به ضایعه نخاعی هستید، شما استئوپروز خواهید داشت. دریک دوره زمانی کوتاه بعد ازآسیب نخاعی ، بدن شما به سرعت کلسیم موجود در استخوانها را به داخل خون و ادرار دفع می کند. این مسئله موقعی می تواند تشخیص داده شود که آزمایش خون و ادرار انجام گیرد. بعد ازمدتی و برای بقیه عمر لازم است که برای تشخیص استئوپروز از روشهای جدید عکسبرداری با اشعه ایکس مانند DEXA یا CAT اسکن استفاده کنید.
به چه صورت باید با پزشک خود مشورت کنم؟
ابتدا عوامل خطری که در بالا ذکر شد را مرور کرده و با توجه به ضایعه نخاعی خود در مورد جاهائی از بدنتان که احتمال می دهید بیشتر در معرض پوکی استخوان قرار داشته باشند، فکرکنید. سپس درباره پیشگیری از ادامه استئوپروز با پزشک خود مشورت کنید. چنانچه در نظر دارید برخی از روشهای درمانی جدید، فعالیتهای بدنی و برنامه های ورزشی و به خصوص برنامه های که شامل ایستادن یا قدم زدن هستند را آغاز کنید، ابتدا با پزشک خود در مورد پوکی استخوان صحبت نمائید.
چگونه می توانم خطرپوکی استخوان ر ا کاهش دهم؟
ابتدا اطمینان حاصل کنید که قبل از شروع هر گونه درمانی با پزشک خود بررسی های لازم را انجام داده اید ، چرا قطعا” نمی خواهید که درطول سالها تنها یکبار بایستید یا ورزش کنید و بعد ازآن هفته ها یا حتی ماهها در بستر درجستجوی یک مهره شکسته شده درپشت خود باشید. تاکنون ما درمانهای مناسبی برای کاهش تراکم استخوان ها که ازمدتها بعد از ضایعه نخاعی و جود داشته است، پیدا نکرده ایم. متاسفانه شما احتمالا” نمی توانید استئوپروز را درمان کنید. توافق عمومی بر این است که شما نمی توانید مواد معدنی خارج شده از استخوان را باز گردانید. بهترین توصیه این است که هرکاری درتوان شما است برای پیشگیری از افت تراکم استخوانی انجام دهید. شما می توانید: مصرف سیگاررامتوقف کنید. مصرف نوشیدنی های کافئین مانند قهوه و چای را محدود نمائید. با انجام فعالیتهای بدنی و یا ورزش تحرک داشته باشید. اگر زنی هستید که به سن پائسگی رسیده اید، درمورد استفاده از مکملهای استروژن با پزشک خود مشورت کنید. رژیم غذائی متعادل و سالم مصرف نمائید، بطوری که مقادیرتوصیه شده کلسیم ( در فراورده های لبنی مانند شیر و پنیر و غذاهای دریائی و حبوبات) و ویتامین D (در تخم مرغ یا از طریق استفاده از مکملهای ویتامین) راجذب کنید. بیرون رفته و خود را درمعرض آفتاب قراردهید! آیا می دانید وقتی که آفتاب به شما می خورد در پوست شما ویتامین D ساخته می شود؟ سایرمنابع ویتامین D شامل شیر غنی شده، ماهیهای چرب و روغن ماهی و سبزیجات بابرگهای سبزهستند. به خاطرداشته باشیدکه اگرچه استئوپروز و ضایعه نخاعی یک واقعیت زندگی محسوب می شوند ،اما در اکثر افراد نخاعی، استخوانها دچار شکستگی نمی شوند. هزاران نفر با وجود استئوپروز مرحله پیری را بدون شکستگی استخوان گذرانده اند. احتمالات بر مطلوب بودن اوضاع دلالت دارند و راههای زیادی برای کاهش خطر وجود دارد!!!.
چند نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید: اگر شما ضایعه نخاعی دارید، افت تراکم استخوانی (استئوپروز) راسریعتر از افرادی که ضایعه نخاعی ندارند، تجربه خواهیدکرد. با استئوپروز یس استخوان های شما متخلخل و شکننده ترمی شوند. این استخوانها به آسانی دچارشکستگی می گردند ولی درمجموع با این و جود هم احتمال شکستگی خیلی کم است. استخوان هائی که بعد از ضایعه نخاعی دچار پوکی می شوند، بازسازی نخواهد شد. ولی بعد از ضایعه نخاعی می توان با انجام کارهای زیادی از افزایش افت تراکم استخوانی پیشگیری کرد. منبع