جنگ و صلح

در یک دندانپزشکی نظامی ، بین پذیرش و آسانسور، انتظار رسیدن نوبت تشخیص وضعیت دندان را می‌کشیدم. مردی که بنظر ۶۵  ساله میآمد و بسختی با دو عصا حرکت می‌کرد، از آسانسور بیرون آمد و رفت تا پذیرش شود.

نوبت تشخیص وضعیت دندان من رسید و رفتم داخل اطاق تشخیص (البته هرچه دقت کردم ندیدم جایی از آن اطاق تشخیس باشد) ،

بعد از اینکه دکتر مربوطه سه انگشت از هر دستش را درون دهان من ‌می‌کرد برای کنار زدن لب و لوچه و باز کردن دهانم، و معاینه‌ی دندان‌هام ، در نهایت خانم دکتر گفت: باید بری عکس دندان‌هات را بگیری  و بیاری ببینم. از اطاق خارج شدم  همان آقای عصایی را دیدم که انتظار نوبت معاینه‌ی دندان‌هایش را می‌‌کشید .

سرم را بردم نزدیک و آهسته سلام کردم و گفتم : بنده زندی هستم، بیش از ۳۰ ساله که ضایعه نخاعی گردنی هستم. ایشان گفت: من هم صلح‌‌جو هستم و رزمنده‌ای ضایعه نخاعی گردنی هستم. گفتم : چه تضاد عجیبیه که آقای صلح جو به جنگ بره و ضایعه نخاعی گردنی بشه. ایشان گفتند : خوب ما برای صلح به جنگ با دشمن رفتیم. چند دقیقه گپ زدیم و شماره تماس رد و بدل کردیم و رفتیم.

این هم عکس دندان های من

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 2

خوابیم یا بیدار

داشتم می‌رفتم از یکی از مراکز خرید لوازم پزشکی برای خودم لوازم بهداشتی بخرم، مثل مراکز خرید و فروش خودرو و موبایل که کلی دلال سر راه ایستادن و پیشنهاد خرید و فروش میدن به رهگذرها، جلوی فروشگاه‌های تجهیزات پزشکی هم یک سری دلال بودن که به عابران پیشنهاد لوزم پزشکی می‌دادند:

یکی می‌گفت: تخت، تشک، برانکادر و …..

یکی می‌گفت: ویلچر، واکر، عصا و …..

یکی می‌گفت: سوند، کاندم، کیسه ادرار و ……

یکی می‌گفت: فشارسنج، تست قند خون و …..

همینطور می‌رفتم که یهو یکی پرید جلوم و گفت: چی‌میخوای؟ تا خواستم دهن باز کنم، جوی استیک ویلچر را گرفت دستش و شروع کرد به حرکت دادن و هدایت ویلچر به طرف دلخواهش. هرچی بهش می‌گفتم ول کن آقا الان میزنی منو به در و دیوار. مرتب می‌گفت: نگران نباش، هیچی نمیشه، الان می‌برمت یه جا کلی جنس ارزون دارم برات. در همین حال با گوشیش زنگ زد و گفت: بیاین بیرون مشتری آوردم.

خلاصه ویلچر را با اجبار هدایت کرد ته یه کوچه، دو نفر هم اونجا بودن. تا خواستم دهن باز کنم دست و پام را گرفتن و گذاشتنم روی زمین و ویلچر را بردن و رفتن که رفتن.

پسرفت: این شده توهم ذهن خود آزار من از وقتی که اخبار دزدی ویلچر و عصا و واکر را شنیدم.

خوابیم یا بیدار

خوابند یا بیدار

بازدیدها: 147