خانم‌های محل‌مون

قبلا نوشته بودم در اولین عید دیدنی متاهلیم منزل پدر خانمم با کلی تعجب دختر همسایه‌مون را دیدم، البته او منو شناسایی کرد، چون من او را قبلا ندیده بودم و نمیشناختم، دختر همسایمون بنا به اینکه عروس دائی همسرمه اومده بود منزل پدر خانمم. چند روز پیش همسرم رفت منزل همسایه‌ی روبرویمون که من به دو دلیل بهش میگم: فامیل دور. اول اینکه مرد خانه، شبیه فامیل دور تو کلاه قرمزیه. دلیل دوم اینه که آقای فامیل دور میشه دآماد دائیه عروسه دائیه همسرم و این یعنی اینکه او واقعا فامیل دور ما میشه. فامیل دور هم‌سن منه، او با همسر و تنها پسرشون معمولا عصرها تو پارک شهرک هستند. قدیما که میرفتم پارک من برای خودم (جا) و (مکان) مشخصی داشتم، به همین دلیل اهالی محترم پارک چشمشون به زیارت جمال مبارک بنده بعنوان پای ثابت پارک عادت کرده بود. چند روز پیش همسرم رفته بود منزل فامیل دور تا به خانم فامیل دور که کار خیاطی میکنه سفارش کار بده. وقتی همسرم برگشت خانه بهم گفت: خانم فامیل دور میگه: خانم‌های پارک ازم میپرسن خبری از آقای زندی نداری؟ چرا دیگه نمیآد پارک؟ نکنه زنش نمیذاره از خانه بیاد بیرون؟ خانم فامیل دور هم بهشون گفته بوده: نه بابا، زنش بارداره بخاطر اون از منزل خارج نمیشه. بنظر شما، خانم‌های تو پارک در جواب زن فامیل دور نگفتن: اه اه اه اه از این مردآی……..

پیآمد: یه روز تو پارک از فامیل دور پرسیدم پسرت کلاس چندمه؟ گفت: پنجم. گفتم: چقدر بهش جیب خرجی میدی؟ گفت: ما چیزی بنام جیب خرجی یا پول تو جیبی نداریم. وقتی همه چیز در خانه هست، لزومی نداره به بچه پول داد. گاهی برای کارهای خوبش بهش پاداش نقدی هم میدیم که اون را هم یادگرفته پس‌انداز کنه.

بازدیدها: 256

ضایعه نخاعی و توانایی جنسی

بسیاری از مردانیکه مبتلا به آسیب به طناب نخاعی هستند، هم در عملکرد جنسی و هم در پدر شدن (صاحب فرزند شدن) از راه طبیعی مشکل پیدا خواهند کرد. علاوه از تغییرات فیزیکی، بسیاری از این مردان از نظر روحی و روانی نیز مشکل پیدا می‌کنند که مزیت بر علت می‌شود. پس از اینکه مردی دچار آسیب به طناب نخاعی شد، وی و همسرش باید خود را با موقعیت جدید تطابق دهند، تا بتوانند به کمک همدیگر و پزشک تا حد امکان به مشکلات فائق آیند. شایعترین علل آسیب به طناب نخاعی عبارتند از: حوادث رانندگی (۴۴٪)، افتادن از بلندی (۱۸٪)، دعواهای خیابانی (۱۷٪) و فعالیتهای ورزشی (۱۳٪). میزان شیوع آن در آمریکا ۸ مورد در سال به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت است. آسیب به طناب نخاعی در مردان ۴ برابر زنان دیده می‌باشد و نزدیک به ۸۰ درصد بیماران مبتلا به آسیب به طناب نخاعی، مرد هستند. مزید آناتومی طناب نخاعی- طناب نخاعی دارای چهار قسمت اصلی است: نخاع گردنی که دارای ۸ سگمان یا قطعه می‌باشد و از ۸-۱ نامگذاری می‌شود، نخاع سینه‌ای که دارای ۱۲ قطعه بوده و از ۱۲-۱ نامگذاری می‌شود، نخاع کمری که دارای ۵ قطعه بوده که از ۵-۱ نامگذاری می‌شود و بالاخره نخاع خاجی که دارای ۵ قطعه بوده و از ۵-۱ نامگذاری می‌شود (به شکل مراجعه شود). بسته به اینکه کدام قسمت نخاع آسیب دیده باشد و شدت آسیب چقدر باشد (ناقص یا کامل) علائم متفاوتی ایجاد خواهند شد. اصل مطلب را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

پسآمد: دوستان نخاعی توجه داشته باشند؛ عوارض آسیب نخاعی در هیچ دو فردی که از یک ناحیه‌ی مشترک و به یک اندازه آسیب نخاعی دیده باشند یکسان نیست. بنظرم این مطلب بیشترش مطلبی ترجمه شده از منبعی خارجی باشه. توصیه‌ی من به دوستان خودشناسی است.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 4795

راه‌های تعیین جنسیت جنین

یکی دو سال پیش یه شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان برنامه‌ای پخش کرد پیرامون صحت یا سقم راه‌های عامیانه‌ای که مردم برای تعیین جنسیت جنین خانم‌های باردار ازش استفاده می‌کنند. نتیجه‌ی برسی‌هاش به دو راه که صددرصد جواب درست میده ختم شد. اولیش استفاده از تقویم چینی بود که خیلی سخته. دومین روش برای تشخیص جنسیت جنین استفاده از حلقه‌ی ازدواج است. روش کار اینطوریه: حلقه‌ی ازدواج بسته میشه به یک سر زنجیری طلا (نخ هم جواب میده)، بعد اون سر زنجیر را باید به دست گرفت و دست را برد بالای شکم طوری که حلقه چند سانت بالای شکم و روی جنین قرار بگیره. اگر جنین دختر باشه حلقه بطرف پهلوهای مادر در یک خط تکان میخوره، و اگر جنین پسر باشه حلقه دایره وار میچرخه. اگر حلقه درست روی جنین قرار بگیره، حتی در ماه اول بارداری نتیجه را به وضوح و بدون خطا مشخص میکنه. حلقه از همان روزهای اول جنسیت فرزند ما را درست اعلام کرد.

قبلا در مطلبی با عنوان پیش درآمد فصلی تازه در مورد کاج مطبق‌مون نوشته بودم. همون روزهای اولی که این درخت زینتی را خریدم یه عکس‌برگردون از اونهایی که میزنن روی درب باک بنزین اتومبیل‌ها گرفتم و زدم روی گلدانش، به همسرم گفتم: هر وقت چشمت افتاد به این تصویر یاد بچه‌مون بیافت که مدام تو خونه زندگیت از این بازیها میکنه. شما هم عکس گلدانمون با اون عکس‌برگردون مورد بحث را ببینید. ایشالله خدا به همه‌ی آرزومندها، فرزندانی بده که خونه زندگیشون را بازی بارون کنند.

پیوست: در مورد جنسیت فرزند ما: اگر داشتی تو عقل و دانش و هوش، حتما با خواندن این مطلب فهمیدی جنسیت فرزندمان چیست.

متولدین کدام ماه‌ها در ابتلا به ام اس مستعدترند؟

ختنه ” سوژه‌ای که کمتر درباره‌اش خوانده‌اید

راهنمای پیشگیری از سوزش سردل

لزوم تربیت جنسی کودکان

بازدیدها: 7499

دعای خیر مردم

شش ماه اوله بعد ازدواجمون هرکسی دعای خیر میکرد که: ایشالله خدا بهتون بچه بده، کلی خوشحال میشدم. البته خودم هم هیچ وقت کم کاری نکردم و همیشه بعد نماز از خدا برای خودم و همه کسانی که خواهان بچه‌دار شدن هستند طلب فرزندی سالم و صالح میکردم و میکنم. با گذشت زمان و به بار ننشستن دعاها، کم کم تکرار این دعا از زبان هر کسی برام خوشحال کننده که نبود هیچ، داشت آزار دهنده هم میشد. خوشبختانه لطف خدا زود شامل حالمان شد و دعاهای ملت جواب داد و ما به خواست‌مان رسیدیم. از اینجا به بعد را به سبک روضه بخوانید: همه‌ی اینارو گفتم، تا دلت را ببرم پیش اون دل‌سوخته‌ای که، چند ساله شبها تا صبح بیداره و با دعا و گریه، پناه به درگاه امن الهی میبره، میدونی چرا؟ الان بهت میگم: آخه بچه دار نمیشه. شب و روز مدام از خدا خواسته، اینهمه دوا درمانی که میکنه مفید واقع بشه و خدا بهش فرزندی بده تا با او شادی به دل و زندگیش بیاد. حالا میخوام یه‌چیز بگم دلت بسوزه: آخ امان از حرف مردم و گوش ناشنوا!! هر کسی میشناختش بهش میگفت: بابا، تو که نیاز به گریه و دعا و دوا و درمان نداری، تو برای بچه دار شدن نیاز به همسر داری. اما اون که گوش شنوا نداشت، مرتب با صدای بلند بهشون میگفت: چی میگیی؟؟

پاپوش: آدمی که نتونه با داشته‌هاش در زمان حال شادی را حس کنه، قطعا در آینده هم نمیتونه با بدست آوردن چیزهای جدید به شادی برسه.

بازدیدها: 61

دوران بارداری

شب اون روزی که متوجه بارداری همسرم شدیم رفتیم منزل پدرم. بابام گفت: چند روزی هست که من متوجه شدم همسرت بارداره. مادرم گفت: بابات راست میگه، چند روز پیش گفت: خانم مهرداد باردار شده. از روز اول هرکسی خبر بارداری همسرم را شنید گفت: به دلم افتاده بچه‌تون پسره. بدستور پزشکی که بارداری همسرم را کنترل میکنه تا حالا سه بار از جنین سنوگرافی گرفته شده، اما هنوز برای تعیین جنسیت سنو گرفته نشده، به همسرم میگم برای سلامتی بچه برو سنو اما برای تعیین جنسیت نمیخواد سنو بگیری. اگه بچه‌ام دختر باشه مامان و عزیز دل باباش میشه. اگر هم پسر باشه رفیق و بابای باباش میشه. دیگه باید از بچه‌ام جیب خرجی بگیرم، هرجا بخواهیم بریم باید از او بپرسیم که بریم یا نریم؟ از الان تلویزیون و ماهواره و حتی گوشی من در اختیار اوست. دارم از ماهواره برنامه‌ی آموزش زبان انگلیسی و کارتون‌های تام و جری براش ضبط میکنم. هر روز، روزی سه بار با گوشیم براش یکی از سوره‌های کوچک قرآن را با ترجمه‌ی فارسی و انگلیسی بعلاوه‌ی یک درس از آموزش زبان نصرت را پخش میکنم تا ایشالله همش روی مغز پاکش ثبت بشه.

پایانه: در انتخاب اسم به ما کمک کنید، اسم‌های مورد علاقه‌ی خودتون را برامون بنویسید، شاید اسم پیشنهادی شما را روی فرزندمان گذاشتیم. اسم باید این ویژگی‌ها را داشته باشه: ایرانی باشه – عجیب نباشه – راحت به دهان بیاد – کسی نتونه مسخره‌اش کنه -‌ معنی و مفهومی مثبت و شاد داشته باشه.

حالت تهوع زنان حامله یا ویار بارداری

عفونت ادراری در طول دوران بارداری

بازدیدها: 87

افزایش توانایی جن سی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی

سرپوش: چون متن زیر آموزشی آمیزشی است، شایسته بود آن در ادامه‌ی مطلب میگذاشتم، اما متاسفانه وبلاگ من فعلا فاقد این امکان است.

تا حالا چند مورد بوده که خانم‌هایی با من تماس گرفتن و گفتن: من مردی معلول را دوست دارم و تمایل دارم باهاش ازدواج کنم، اما او همش من را پس میزنه؟

در پاسخ به این خانم‌ها گفتم: برای چنین رفتاری چند دلیل وجود داره:

یک دلیل این رفتار عشق و دوست داشتنه، چون مرد نمیخواد کسی را که دوست داره به سختی بیاندازه و پاسوز خودش کنه او را پس میزنه تا بره با شخصی دیگر خوشبختی را تجربه کنه، این درحالیه که مرد معلول تو دلش خدا خدا میکنه که اون خانم با او بماند.

یک دلیل بسیار مهم: نداشتن تمکن مالیه.

یکی از محکم‌ترین دلیل‌هایی که تاحالا به خانم‌ها نگفتم اینه که: اکثر قریب با اتفاق مردان معلول نخاعی نگران عدم توانایی‌شون در برقراری رابطه‌ی جنسی کامل هستند. خیلی از دوستان معلولم این نگرانی‌شون را با من درمیان گذاشتن و من در پاسخ به اونها گفتم: مشکل اغلب نخاعی‌ها با سکس، داشتن باورهای کتابی و اشتباهی است که منجر به نداشتن شاخت و آگاهی کامل نسبت بدنشان شده. اگر نخاعی‌ها بدن خودشون را تجربه کنند و خودشون را بشناسند مشکل حل میشه.

توانایی جنسی در هر فرد نخاعی با دیگری فرق داره و به خیلی چیزها ربط داره، مثلا: به روش دفع ادرار. مدت زمان خالی ماندن و پرشدن مثانه. سلامت دستگاه تناسلی. و…..

اگر تشکیلات فرد نخاعی با فکر یا با لمس عریض و طویل بشه چه بهتر، اگر هم نشه، با دارو میشه قوام و دوام و عریض و طویل شدن تشکیلات را به حد مطلوبی رساند که برای تمام زن‌های دنیا رضایت بخش باشه.

برای بهترین نتیجه را گرفتن باید مثانه خالی باشه. بهترین زمان بعد توالت رفتنه، چون آب بدن خالی میشه و مقدار زیادی هم پرستات تحریک میشه.

داروی مورد نیاز قرص سیلدنافیل است که در هر داروخانه‌ای به قیمت دانه‌ای ۲۵۰تومان موجود است. حتما باید بروشور دارو را مطالعه کرد. بهتره با نصف قرص شروع کرد و متوجه علامت‌هاش بود، این دارو چون فشار خون را بالا میبره باید مراقب بود که زیاد مصرف نشه. برای پاسخ سریع میشه قرص را جوید و با یک لیوان آب خورد. اگر قرص جویده بشه تاثیرش سریع شروع میشه و بعد سه تا پنج ساعت تمام میشه. نجویدن قرص موجب میشه قرص آهسته حل بشه و مدت زمان بیشتری اثرش ادامه پیدا کنه. بعد دو سه بار مصرف، میزان نیاز بدن به دارو مشخص میشه.

هنگام معاشقه و رابطه‌ی جنسی چون حس‌های بدن نخاعی‌ها با مغزشون هم‌آهنگ نمیشه باید برای بهتر نتیجه گرفتن فکر را با بدن و اون لحظه هماهنگ و همراه کرد. باید با آزمایش و خطا و توجه به رفلکس‌های بدن، فهمید که اندام جنسی با چه رفتارهایی سریعتر تحریک میشه. مثلا: سفت کردن ماهیچه‌های شکم و باسن حتی در ذهن میتونه کمک خوبی باشه.

بارهای اول رابطه شاید دو سه ساعت طول بکشه تا به انزال رسید. به مرور که تجربه و شناخت از حس‌ها و بدن زیاد میشه آستانه‌ی تحریک پذیری بدن نسبت به رفتار جنسی به حد مطلوب میرسه، پس نباید از رابطه طولانی و زمانبر خسته شد. با کوشش و تلاش در معاشقه‌ای طولانی و شدید انزال طبیعی میسر میشود.


مسئله پدرشدن بعد از ضایعه نخاعی

تلفن مشاوره سلامت جنسی مرکز ضایعات نخاعی فقط برای افراد نخاعی

مجموعه پرسش و پاسخ‌های مرتبط با سلامت جنسی در افراد نخاعی

آشنایی با دستگاه واکیوم همراه و نقش آن در درمان ناتوانی جنسی

نکات قابل توجه در فعالیت جنسی در افراد ضایعات نخاعی

سلامت جنسی در مردان دچار آسیب نخاعی

رفتارهای جنسی پس از ضایعه نخاعی

سلامت جنسی بعد از آسیب نخاعی

اختلالات عملکرد جنسی

بازدیدها: 501

سوال و جواب مردم

چند هفته پیش نوشتم: از روز اول هر کسی شنید ما ازدواج کردیم ۲سوال بزرگ براش پیش آمد؟؟ سوال اول ملت را خودم در اون مطلب بیان کردم و از خواننده‌های اون مطلب خواستم بگن بنظرشون سوال دومی که همه را کشت از شدت فضولی، چی بوده؟؟

خواننده‌هایی که مثل خودم معلول هستند با سوال‌های مردم آشنا هستند و به درستی گفتند: چه چیزی از زندگی معلول‌ها برای ملت سوال برانگیزه. دوستانی هم که معلول نیستند میشن همون مردمی که دوستان معلولم با سوال‌هاشون آشنا هستند و پاسخ‌شون به سوال من همون جوابی بود که دوستان معلول دادند. اون سوالی که دوست و آشنا و بیگانه، دوست دارند پاسخی براش پیدا کنند اینه:

آیا معلول توانایی برقراری رابطه‌ی جنسی داره؟

آبرومندانه‌ترین راه پاسخ دادن به کسانی که این سوال را ازمون پرسیده بودند، دادن خبر بارداری همسرم بود. بنابراین ابتدا باید از قطعی بودن بارداری آگاه میشدیم، پس همون روز که همسرم خبر خوش مثبت بودن جواب بیبی‌چک را داد، رفت آزمایشگاه و یه آزمایش خون برای مشخص شدن بارداری و مدت بارداری داد. تا ساعت ۱۷ که زنگ زدم به آزمایشگاه و جواب قطعی را گرفتم، دل تو دلمون نبود.

 بعد دریافت جواب مبثت قطعی، اول به خانوادهامون خبر دادیم که همه رقمه و بی سوال و جواب دوستمون دارند. از فردای اون روز نم نم به کسانی که تلفنی پیگیر ماجرا بودن خبر دادیم تا علامت سوال توی مغزشون محو بشه، اما خبر ما موجب شد علامت سوال تو ذهن کنجکاوشون بزرگتر بشه. تا وقتی که نمیدانستند، فقط به این فکر می‌کردند که رابطه‌ای هست یا نیست. وقتی فهمیدند رابطه هست، تازه پی‌گیر چرا و چطور و چگونه‌گیش بودند.

پسینه: از همه‌ی دوستانی که لطف کردن و تبریک گفتن ممنون و سپاس گزارم. همیشه بعد نماز دعا میکنم که: خدایا فرزندی سالم و صالح به من و همه‌ی کسانی که آرزو و انتظار فرزند دار شدن را دارند عنایت کن: بخصوص دوستان وبلاگی. 

آیاتی از قرآن کریم پیرامون طلب فرزند:

 رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ﴿۱۰۰﴾ اى پروردگار من مرا [فرزندى] از شایستگان بخش(۱۰۰)سوره ۳۷:الصافات

 

هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاء﴿۳۸﴾ آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت پروردگارا از جانب خود فرزندى پاک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایى(۳۸) سوره ۳: آل عمران

 
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَیْتَنَا صَالِحاً لَّنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ﴿۱۸۹﴾
اوست آن کس که شما را از ن فس واحدى آفرید و جفت وى را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد پس چون [آدم] با او [حوا] درآمیخت باردار شد بارى سبک و [چندى] با آن [بار سبک] گذرانید و چون سنگین‏بار شد خدا پروردگار خود را خواندند که اگر به ما [فرزندى] شایسته عطا کنى قطعا از سپاسگزاران خواهیم بود(۱۸۹) سوره ۷:الأعراف

 
قَالَتْ یَا وَیْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ ﴿۷۲﴾
[همسر ابراهیم] گفت اى واى بر من آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم و این شوهرم پیرمرد است واقعا این چیز بسیار عجیبى است (۷۲) سوره ۱۰:یونس

 

فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى یُجَادِلُنَا فِی قَوْمِ لُوطٍ ﴿۷۴﴾ پس وقتى ترس ابراهیم زایل شد و مژده [فرزنددار شدن] به او رسید در باره قوم لوط با ما [به قصد شفاعت] چون و چرا مى‏کرد (۷۴) سوره ۱۰:یونس

 


وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ﴿۷۴﴾
و کسانى‏اند که مى‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان (۷۴) سوره ۲۵:الفرقان

 

لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاء یَهَبُ لِمَنْ یَشَاء إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاء الذُّکُورَ﴿۴۹﴾  فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفریند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد (۴۹) سوره ۴۲:الشورى

بازدیدها: 59

دارم بابا میشم

مطالب چند هفته‌ی گذشته زمینه چینی‌هایی بود تا امروز برسم به اینجا که بگم: در یک‌سال گذشته برای من و همسرم کلی شادی‌ و اندکی دلخوری پیش آمد که در این مطلب به مهم‌ترینش می‌پردازم:

از روز اول به همسرم میگفتم: بعد اینهمه مدت، بهتره برای مشاوره و راهنمایی گرفتن بری پیش یه دکتر متخصص و شرح حالت را بگی، تا ببینیم برای باردار شدن چی بهت میگه؟؟

همسرم در جواب به این خواسته‌ی من میگفت: باشه، بعد فلان روز، بعد فلان مراسم، این اوخر میگفت: بعد عید نوروز. این رفتارش باعث دلخوری من شده بود و حسابی منو کج خلق و غرغرو کرده بود، منم در پاسخ به هرچه که همسرم میگفت و هرچیزی که میخواست، میگفتم: ایشالله بعد نوروز.

بعد مراسم روز جهانی معلولان در برج میلاد، یه‌روز صبح همسرم آمد کنار تختم و گفت: یکم برو اونرتر بشینم کنارت، میخوام خبری که خیلی دوست داری و منتظرش بودی را بهت بدم. در حالی که داشتم میرفتم کنار گفتم: لازم نکرده، بذار باشه بعد نوروز بگو.

همسرم نشست کنارم و گفت:

دیگه نمیخواد اصرار کنی برای مشاوره برم دکتر.

دیگه نمیخواد نگرانه اطاعت از امر ولی‌امرمسلمین جهان در راه نجات کشور از سالخوردگی باشی.

دیگه دلیل نداره برای ورزش نکردنم غر بزنی بجونم، چون دلیل داره که صبح‌ها نمیتونم پاشم برم باشگاه.

تازه، دلیل اینکه چرا وقت برگشتن از برج میلاد حالم بهم خورد را فهمیدم.

دلیل اینکه چرا اون روز مشکل دفع ادرار پیدا کرده بودم را فهمیدم.

دلیل اینکه چرا بعضی وقت‌ها نمیتونم جلوی خوردنمو بگیرم را فهمیدم.

گفتم: خوب بگو ببینم چیه دلیل اینهآاا؟

همسرم گفت: دلیلش اینه که تو داری پدر میشی.

با خونسردی تمام گفتم: برو بابآاااااااا، الکی میگی؟

گفت: نه بخدا راست میگم.

گفتم: از کجا فهمیدی؟

گفت: دیدی امروز زودتر پاشدم، با بیبی‌چک آزمایش کردم.

گفتم: من دوتا بیبی‌چک گرفته بودم که قبلا استفاده شد، دیگه بیبی‌چک نداشتیم!؟

گفت: دیروز که رفته بودم بیرون گرفتم.

گفتم: برو بیار ببینمش.

رفت و آوردش و نشونم داد.

بهش گفتم: نه خیر این دوتا خط یعنی منفیه و خبری نیست.

همسرم گفت: نه بخدا، یعنی مثبته، مهرداد تو به آرزوت رسیدی و داری پدر میشی.

اینجا بود که پر از حس‌های قشنگ شدم، دلم لرزید و زدم زیر گریه.

ته‌بندی: خدای خوبم: سپآاااس برای دادهآ و نداده‌هآت. ممنون که همه چیز را به وقتش بهم میدی. البته، تو پرانتز بگم که از نگاه زمینیه من، انگار نمایشگر وقته برآورده شدن آرزوهای من یه مقدار متنابهی عقبه، اما کلی جای شکر داره که خواب نیست.


حرف من با بچه‌ام از زبان مولانا جلال الدین محمد بلخی
:

اندر دل من مها دل‌افروز تویی

یاران هستند و لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی


۱۰ راه جالب خبر دادن بارداری به اطرافیان

بازدیدها: 777

سالی که گذشت

هفته‌ی پیش عرض کردم که، هنوز یک‌سال نشده باهمسرم زیر یک سقف زندگی میکنیم، امروز باید عرض کنم که، سال پیش در همین هفته‌ی آخر سال بود که من و همسرم از خانواده‌هامون جدا شدیم و به لطف خانوداه‌هامون زندگی مشترک زیر یک سقف را آغاز کردیم. سال جاری یا بقول دری زبان‌ها، سال روان برامون اتفاق‌های جالب و شیرین و خوشایند داشت: اول سالی با کلی تعجب همسایه‌مون را در اولین عید دیدنی متاهلی منزل پدر خانمم دیدم، تازه اون که خوب بود، چون تعجب آورترین کمد‌ دیواری دنیا را در منزل پدر خانمم دیدم. یه پیشنهاد انقلابی در کمال هوشمندی برای هدفمندی یارانه‌ها به ذهن و زبانم آمد. از اخلاق و رفتار متاهلی خودم گفتم. یه افسانه‌ای محلی در مورد رعد و برق شنیدم. من و همسرم بجای پارک و سینما و رستوران رفتیم خونه‌ی بابام. کلی بکن و نکن کردم. برای مهمونی افطاری که دعوت بودیم کلی ویلچر رانی کردم. پدرم نتیجه‌ی۲۰سال معلول داریش را دید. نتیجه‌ی آبرو جمع کردنم تو خدمت سربازی را دیدم. با خانواده همسرم رفتیم مسافرت و سفرنامه (۱) و سفرنامه (۲) را نوشتم. از درگیری و مزاحمت نسیم خانم گفتم. یه جوان را دوچار تحولات کردم. صحنه‌ی سخیف و مستهجنی که در یک سریال بود را فاش کردم. به رابطه‌ی ژنتیکی ایرانی‌ها و آلمان‌ها پی بردم. فهمیدم چگونه روی ویلچر بنشینیم بهتره. راهنمای ازدواج با معلول قطع نخاع شدم. برادر داماد بودن را تجربه کردم. برای کسانی که میخوان ازدواج کنند آگهی ازدواج و همسریابی دادم. برای رفع سرماخوردگیم خود درمانی کردم. برای گرامیداشت روز جهانی معلولین رفتیم برج میلاد. پیشنهاد برگزاری مسابقه‌ معلول خوشبخت کیست؟ را دادم. خبر ساخته شدن میکروکامپیوتری برای گام برداشتن و واکر ویژه بیماران ضایعه نخاعی  را شنیدم. نکاتی پیرامون رفتار با کسی که آسیب نخاعی دیده را خواندم. باز هم خبرهایی از درمان با سلول‌های بنیادی شنیدیم. بهترین خبر از بهترین شیوه‌ی ترمیم نخاع را شنیدیم. فتنه‌ی اقتصادی را افشا کردم. دوباره به عینک نیاز پیدا کردم. فراموش‌کاریم موجب شد فکر کنم  پدر نشده سالمند شدم. پیش درآمد فصلی تازه در زندگیمون را گفتم. کمی به عقب رفتم و پس درآمد فصلی تازه را گفتم. داداشم نازنینم منو وارد بهترین کسب و کار برای معلولان کرد. و دست آخر گفتم که من مردی از جنس……. هستم.
پسینه:
 یک سال دیگه از سالهای باقی مانده‌ی عمرمون کم شد و به سن‌مون اضافه شد. آرزو میکنم سال آتی برای همه پر از خیر و برکت باشه و ایشالله همه دست کنید تو طلا و جواهر. ایشالله در سال جدید وارد مرحله‌ای جدید خواهم شد.  

بازدیدها: 24

مردی از جنس…….

شکر خدا از ازدواجم بی‌نهایت راضی هستم‌، با وجود اینکه هنوز یک‌سال نشده باهم زیر یک سقف زندگی میکنیم اما انگار صدساله باهم بودیم. وقتی صد سال با همسرت زیر یک سقف باشی، طبیعیه که خسته بشی و با هر بهانه‌ای بهش گیر بدی و غر بزنی بجونش تا خستگی و کسالتت رفع بشه. اینم یه نموه‌اش: در مطالب قبل گفتم: که از خانم همسایه خواسته بودم همسرم را با خودش ببره ورزش. چند روزی بود که همسرم نمیرفت ورزش و شکایت میکرد و میگفت: نمیدونم چم شده!؟ شبا تصمیم جدی میگیرم صبح پاشم برم مسجد ورزش کنم، اما صبح‌ها اونقدر پلک‌هام سنگین میشن که انگار کوه روشونه!؟ منم که از ورزش نکردنش خوشحال نبودم، مثل یه خواهرشوهر با اصل و نسب بهش میگفتم: آخه عزیزم، نــکه دو شیفت بیرون خانه کار میکنی!؟ وقتی هم میایی خانه برای ۱۰‌تا بچه‌ی قد و نیم‌قد و خانواده‌ی شوهرت پخت و ‌پز میکنی!؟ رخت و ظرف‌شونو  هم می‌بری سر فشاری می‌شوری!؟ شبا هم تا دیروقت سوزن میزنی و رخت و لباس بچه‌هاتو رفو کنی!؟ بعدشم تا سحر میشینی پای دار قآااالی!؟ خســــــته‌میشی. شایان ذکر است سرکوفت‌ها و نیش و کنایه‌های خواهر شوهرانه‌ی من فقط هارت‌وپورت بیخودی بودن چراکه از بعد مراسم روز جهانی معلولان تا حالا همسرم نرفته ورزش.

پیآمد: همسرم بهم میگه: آدم همسری مثل تو داشته باشه نیاز به هزارتا مادر و خواهرشوهر بد نداره، تو خودت تنهایی یه لشگر عروس را با یه کلمه میشوری. البته من با همسرم شوخی میکنم و خوشبختانه هردو درک شوخی و جدی هم را داریم. در باب خوبی خودم و رضایت همسرم از من و خانواده‌ام باید بگم: مادرخانمم همیشه در حق دختر کوچیکش دعا میکنه که: خدا یه مرد خوب با خانواده‌ای خوب، مثل آقا زندی قسمتت کنه.

دوست نخاعی‌مون محمود کاری واجب و فوری با دیگر دوست نخاعی‌مون حسین امینی داره، کسی نشانی از او داره؟؟

دوستمان فریال امینا میگه: میخوام یه انجمن حمایت از معلولین دایر کنم، هرجا رفتم گفتن نمیشه!! دیگه نمیدونم چکارکنم؟ کسی میدونه کمک کنه؟

مسئله پدرشدن بعدازضایعه نخاعی

رفتارهای جنسی پس از ضایعه نخاعی

نکات قابل توجه در فعالیت جنسی در افراد ضایعات نخاعی

بازدیدها: 30