اندر فایده‌ی ماهواره

از وقتی پنجره‌ی اطاقم تبدیل به درب شد تا بتونم از اون برم توی بالابر ویلچر و برم تو حیاط با مشکل ورود پشه و مگس از اون درب مواجه شدیم. البته همیشه جلوی درب پرده‌ی توری پارچه‌ای بود اما با وزش باد حشرات از کنار پرده میامدن داخل. برای رفع مشکل پدرم درب و پنجره‌ساز آورد و گفتیم: میخواهیم جلوی این درب، یه درب توری بزنیم، فکر و روشی براش داری؟ طرف بعد یکی دو روز فکر کردن گفت: راهی به ذهنش نمیرسه. تا دوماه پیش چاره‌ای جز سازگاری با این مشکل نداشتیم. یه روز که داشتم کانالهای فروش کالا تو ماهواره را سیاحت میکردم دیدم دارن پرده‌ای میفروشن که وسطش چاک داشت ولی به لبه‌هاش آهن‌روبا وصل کرده بودن تا بعد عبور افراد، دولب پرده بچسبه بهم. باخودم گفتم: این چیزی که ما میخواهیم، داستان را برای پدرم تعریف کردم و توضیح دادم که چه چیزی را برای چه کاری میخواهیم. پدرم از یخچال‌سازی محلمان یک متر آهن‌روبای زوار یخچال خرید و آورد و مادرم اونها را کوک زد دوسر پرده. حالا پرده راحت میچسبه به چهار چوب درب و مانع ورود حشرات میشه. فکر خوب و موثریه که برای همه میتونه مفید باشه.

پایانه: سریال نابرده رنج داره میگه: اسد پنبه‌ و عماد خلافکار پچول، بدون هیچ آموزش رزمی و جنگی کلی رستم دستان هستن، و با دست خالی، دو تنه با تمام ارتشی‌های حرفه‌ای و مسلح دشمن برابری میکنن. از ضعف‌های زیاد این سریال که بگذریم، میشه گفت: داستانی جذاب داره.

آموزش تصویری گره زدن کروات

بازدیدها: 710

همت عالی

نمیدونم چرا تمام عوامل استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل دست به دست هم دادن و دارن نهایت تلاششون را میکنن تا منو اغفال کنن!؟ اول:خیلی سر مخفی از جمهوری چک رادیویی‌ها باهام وارد مذاکره شدن و ازم خواستن درباره‌ی معلولیت حرف بزنم، دوم:آمریکایی‌ها از واشنگتن باهم تماس گرفتن و خواستن درباره‌ی معلولیت براشون بگم، سوم:از مرکز کشور تفرققه بنداز و حکومت کن باهم تماس گرفتن و ازم خواستن درباره‌ی معلولیت باهاشون وارد مذاکره بشم، چهارم:همین چند روز پیش داشتم برنامه‌ی فوتبالیه آفساید را در یک تلویزیونه صهیونیستی نگاه میکردم که ناگهان دیدم اینبار صهیونیست‌ها از در فوتبال وارد شدن تا منو از راه بدر کنن!؟ ناقلاها نذاشتن برای مطلب فوتبالیم که پیشنهاد به نود بود دوتا نظر بیاد، فرتی با وبلاگ پربارم به تلویزیونشون قنای فرهنگی دادن، پنجم:که خیلی هم بده نمیدونم ناکس‌ها چه کار کردن که وقتی تو پرشن‌بلاگ نظر میدم ایننشان منحوس برام ثبت میشه

پسرفت: اتومبیل رئیس جمهور محترم دکتر محمود احمدی‌نژاد به نفع مدد جویان بهزیستی به مبلغ دو و نیم میلیارد تومان به فروش رفت، دم دکتر محمود احمدی‌نژاد گرم که سر سال نو چراغ بهزیستی را با همت عالی روشن کرد.

لینک دوستان من

بازدیدها: 48

بسوی ازدواج

داشتم برنامه‌ی بفرمائید شامه تلویزیون ترکیه را تماشا میکردم که دیدم زیر نویس دادن: اگه میخواهید در برنامه‌ی ازدواج با مجریگریه سرن ‌سرن‌گیل شرکت کنید با این شماره تماس بگیرید، من هم گوشی را برداشتم و زنگ زدم، با خودم گفتم: اگه کسی گوشی را برداشت یه تستی به زبان ترکیه‌ای خودم میزنم. خیلی سریع گوشی را برداشتن و گفتن: اینجا شو تی‌وی و برنامه ازدواجه بفرمائید. من هم گفتم: من مهرداد هستم از ایران و تهران تماس گرفتم، میشه تو برنامه حضور داشته باشم؟ گفتن: بله میشه. گفتم: من تصادف کردم و گردنم  اینجا اشتباهی بجای شکسته گفتم: قطع شده، و با صندلی چرخدار حرکت میکنم. گفت: اشکال نداره. طرف کلی از: قد و رنگ پوست و شغل و درآمد و خانه و محل زندگی بعد ازدواج و …. پرسید و یاداشت کرد آخرهای مکالمه طرف ازم پرسید: آیا اهل آذربایجانی؟ گفتم: نه، من تهران دنیا آمدم و بزرگ شدم و اینجا هم زندگی میکنم. خلاصه بهم گفت: باهات تماس میگیریم. گفتم کی؟ گفت: بزودی. این مکالمه کلی بهم انرژی داد و با خانواده کلی خندیدیم. الان دارم فکر میکنم اگه بهم زنگ زدن برم یا نرم؟؟ اگه هوا گرم بود به احتمال صدوده‌درصد میرفتم
اما الان چهل‌درصد تردید دارم.

پایانه: سه‌تا از کانال‌های تلویزیونیه ترکیه برنامه‌ی ازدواج داشتند چهارمیش هفته‌ی گذشته راه افتاد و پنجمیش که من بهش زنگ زدم از دوشنبه‌ی این هفته‌ راه میافته. روند برنامه اینطوریه که ملت میرن جلو دوربین خودشون را معرفی میکنن و میگن چه همسری میخواهند و میشینن روی صندلیهای جلوی دوربین، هر بیننده‌ای که از اون طرف خوشش بیاد با برنامه تماس میگیره و اجازه‌ی حضور میگیره. افرادی که از شهرستان یا از کشوری دیگر به این برنامه‌ها میرن بدون پرداخت هزینه در هتل برنامه اقامت میکنند و اونقدر میمانند تا همسر دلخواهشون را پیدا کنند و توی همون برنامه ازدواج کنند.


گیتی تک البرز انواع تجهیزات مخصوص معلولان میفروشه

بازدیدها: 115

حادثه یا معجزه

یه گزارش از تلویزیون فارسیBBCپخش شد، چون جالب بود دقیقا همون گزارش را برای آگاهی دوستان تایپیدم: حدود دوسال و نیم پیش در پکن بود که مونیک فن در فورست دو نقره‌ی پارالیمپیک برد، رویای مونیک طلای پارالیمپیک ۲۰۱۲ لندن بود، رویایی که اکنون به باد رفته، چون اجازه‌ی شرکت در این مسابقات را ندارد. مونیک در ۱۳ سالگی بازیکن هاکی بود تا اینکه یک عمل جراحی به نخاعش آسیب زد و پاهایش فلج شد، در ۱۵سالگی تمرین در رشته‌ی سه‌چرخه سواری را شروع کرد. مونیک میگوید: اون‌موقع توانبخشی انجام دادم و توانایی‌هام خیلی بیشتر شد رو صندلی چرخدار بودم اما خیلی کارها میتونستم انجام بدم، بتدریج این سرگرمی تبدیل به شوق شد و من یک ورزشکار درجه یک شدم. تمرین و مسابقه و مدال همه‌ی زندگی مونیک شد تا ۹ماه پیش در اسپانیا که هنگام تمرین یک دوچرخه سوار از عقب با او تصادف کرد و او را به زمین زد، بر اثر این تصادف او مبتلا به کمر دردهایی شد که سبب شد در بیمارستان بستری و توانبخشی برایش  انجام شود، ۴ماه بعد ناگهان مونیک متوجه احساسی عجیب و نا آشنا شد. مونیک میگوید: من قبلا چنین حسی نداشتم، متوجه شدم  وقتی دستم را فشار میدم پاهام سوزن سوزن میشه که خیلی درد داشت، احساسی عجیب و غیر واقعی بود که ۱۳ سال تجربه‌اش نکرده بودم. دکتر کریستف اسمیت متخصص توانبخشی مونیک میگوید: ظاهرا انسدادی که در نخاع بوده برطرف شده و من توضیحی از نظر پزشکی برای آن ندارم. و بعد چیزی شبیه معجزه اتفاق افتاد. مونیک در این مورد میگوید: این زیباترین چیزیست که میتوان آموخت، عالیترین تجربه‌ی زندگی اینه که کف زمین هستی بعد یهو شروع میکنی به سینه خیز و بعد روی زانو راه رفتن، وقعا اینکه ناگهان بایستی و اطرافت را نگاه کنی و قدم برداری احساس فوق العاده‌ایه، احساس شعفی که نمیتونی توصیف کنی چقدر زیباست، حسش میکنم اما هنوز نمیتونم با کلمات بیانش کنم. دکتر کریستف اسمیت میگوید: من تا به حال ندیده بودم کسی این همه سال روی صندلی چرخدار باشه و بعد یهو شروع کنه به راه رفتن، بهبودی به این سرعت در ضایعه‌هایی به این شدت دیده نمیشه. مونیک که دیگه اجازه‌ی شرکت در رقابت‌های معلول‌ها را نداره با چالش تازه‌ای روبرو شده، او باید هدف و آینده‌ی زندگیش را یک بار دیگه از نو تعریف کنه. مونیک میگوید: احساس دوگانه‌ایست، من دیگه اشتیاق و آرزوهام را بعنوان یه ورزشکار ندارم اما بجاش یه چیز دیگه دارم چیزی که از هر مدالی قشنگتره، الان دلم میخواد بدوم، دوچرخه سواری کنم یا حتی در مسابقات سه‌گانه شرکت کنم، دلم میخواد هر چیزی را که تا حالا انجام  ندادم تجربه کنم، احساس کودکی را دارم که تازه راه افتاده.  
پسینه: در گنگره‌ای بین المللی از ملیت‌های مختلف جمع شده بودن و از نقش و جایگاه گل‌های محبوب‌شون تو زندگی‌شون حرف میزدن، هلندیه میگه: گل لاله قلب و روح و جان و همه چیز ماست. ایرانیه که اصفهانی هم بوده میگه: ما بعد توالت، با این گلا وا، کو نمونا پاک میکونیم. فرانسویه میگه: گل رز گران بهاترین دارایی ماست. اصفهانیه میگه: ما بعد توالت، با این گلا وا، کو نمونا پاک میکونیم. این داستان ادامه پیدا میکنه تا بالاخره نوبت اصفهانیه میرسه و میگه: گل محبوب ما کاکتوسس، بی‌بینم کی وجود دارد باهش کونشا پاک کوند. سرگذشت مونیک من را یاد این جوک قدیمی انداخت. اگه گفتی چرا؟؟


ویلچر برقی  فاتح یا  shark XS110

لینکهای دوستان من

بازدیدها: 54

شب سال نو

نوروز امسال تلویزیون من و تو پخش یک برنامه جدید را آغاز خواهد کرد. ما از شما دعوت می‌کنیم که در این برنامه شرکت کنید. شما می‌توانید فردی را که به او علاقه‌مند هستید و او را شایسته دریافت یک هدیه متفاوت می‌دانید و از این طریق می‌خواهید میزان علاقه تان را به او نشان بدهید، به ما معرفی کنید. این شخص شاید در حال حاضر دچار یک بیماری است و شما می‌خواهید به او نشان دهید که چقدر او را دوست دارید و نگران حالش هستید. شاید این شخص در شرایطی که شما دچار گرفتاری بودید به کمکتان آمده و شما را یاری داده است و حالا شما با این هدیه قصد دارید از او سپاسگزاری کنید. شاید شخص منتخب شما درشرایط دشواری به سر می‌برد و این هدیه می‌تواند او را بی نهایت خوشحال کند. این شخص شاید کسی باشد که بیشتر زندگی و اوقات خود را صرف کمک به همنوعانش می‌کند و شما می‌خواهید با این هدیه نشان دهید که دیگران هم به فکر او هستند. این هدیه می‌تواند دیدار شخص مورد انتخاب شما با یکی از شخصیتهای معروف و مورد تحسین او باشد. می‌تواند ملاقات با یکی از اعضای خانواده و یا دوستی باشد که سالها یکدیگر را ندیده اند. این هدیه شاید مسافرت به نقطه یا کشوری باشد که همیشه برای شخص مورد شما رویا بوده است، جایی مانند آبشار نیاگارا یا دیسنی لند و یا هر کجای دیگر. و یا شاید آرزویی دیگر… شما شخص شایسته دریافت این هدیه ویژه را برای نوروز امسال به ما معرفی کنید تا ما با تمام تلاشمان برای خوشحال کردن او وارد عمل شویم. برای شرکت در این برنامه لطفاً به ما ایمیل بزنید arezooha@manototv.com

این هم ایمیلی که من برای این شبکه‌ی صهیونیستی فرستادم

سلام، ممنون برای این ایده‌ی جالب، من برای عیدی به دوستانم که بیشترشون آسیب نخاعی دیدن یه برنامه‌ی تپل هدیه میدم از پیشرفت درمان ضایعات نخاعی در بریتانیا و زندگی این افراد و امکانات خونه و زندگیشون و امکانات شهری و رفاه اجتماعی که دولت براشون به وجود آورده. این برنامه از چند نظر برای من و دوستام مفیده:۱- امیدمون را زیاد و واقعی میکنه.۲- دیدن منزل یک معلول بهمون ایده میده که بتونیم از امکانات اون شخص در جهت بهتر زیستن خودمون استفاده کنیم. ۳- حتما مسئولان را بیشتر به فکر خواهد انداخت.

پسآمد: در بیشتر کشورهایی که تاریخ‌شون میلادیه، شب سال نو بوقلمون میخورن، در خیلی از این کشورها به بوقلمون میگن: ترکی، نکته‌ی جالب اینه که در ترکیه به بوقلمون میگن: هندی. حالا بنظر شما هندی‌ها به بوقلمون چی بگن خوبه؟ ۱-چینی ۲-مصری ۳-روسی ۴-هرسه

بازدیدها: 30

جنگ نرم بهتر است یا سخت

بمب‌های اتمی‌، شیمیایی، هیدروژنی و … از سلاح‌های کشتار جمعی هستند، اما مخرب‌ترین و مخوف‌ترین سلاح کشتار جمعی پنبه‌‌ایست. بیخودی مثل با پنبه سر بریدن ساخته نشده. هستند کسانی که از پنبه‌ی ایده‌الوژی‌ اسلحه می‌سازند و بی‌سر و صدا و با کمترین خونریزی سر خلقی را دسته جمعی می‌برند. تمام فکر و ذکر این عده‌ی قلیل اینه که برای باقی ماندن در مسند قدرت و حفظ منافع شخصی‌شون با زور سرنیزه و رسانه‌های خبری افکار پوسیده و نخ‌نمای خودشون را به خورد اکثریت بدن تا خلق همواره مطیع باشند. دارم از حاکمان کره‌ شمالی حرف میزنم که افکارشون برای خلق‌شون جز عقب ماندگی و تنگدستی‌ ره‌آوردی نداشته، در حالی‌که بستگان‌شون در کشوری دیگر (کره جنوبی) در رفاه و آسایش کامل هستند، و میشه گفت: بدون ارتش و بمب، دنیا را فتح کردند. تاریخ نشان داده فروپاشی استبداد سست بنیان متکی بر ایده‌الوژی  کمونیستی دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره.

پسآمد: خیلی چست و چابک و بسیار نرم و نازک شبکه‌ی ماهواره‌ای من‌وتو داره خطوط قرمز نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی را زیر پا میذاره، حتما خیلی زودی بچه‌های بالا کرکره‌ی دکان این شبکه‌ی صهیونیستی را میکشن پایین.



لینک دوستان من

بازدیدها: 22

تجربه‌ها

آدم تا میتونه باید خوشحال و شاد زندگی کنه، دنیا به این کوچکی و عمر به این کوتاهی، چرا آدم با افکار بیهوده و افسرده کننده زندگی را بکام خودش زهر کنه!؟ همینطور که رفتار و زندگی روزانه‌مون در خواب‌هامون بازتاب پیدا میکنه دقیقا همینطوری زندگی دنیوی توی آخرت‌مون بازتاب پیدا میکنه. آدمی که اینجا خوشحال زندگی کنه در آخرت هم خوشحال خواهد بود. یکی از راه‌های خوشحال بودن: ایجاد حس رضایتمندی است. هر کاری که خوب به انجام برسه موجب تقویت حس رضایتمندی میشه. شبکه‌ی ماهواره‌ای جام جم ایران هرشب ساعت هشت‌ و نیم سریال پاورچین را با زیر نویس انگلیسی پخش میکنه، من هم اونها را با رسیور ضبط میکنم و هر هفت قسمت را که حدودا۵ساعت میشه را با نرم افزار نرو تبدیل به DVDمیکردم، نتیجه‌ی کار اصلا مطلوب نمیشد و با افت کیفیت تصویر و صدا مواجه میشدم، یه نرم افزار بنام: ConvertXtoDVD 4پیدا کردم که نتیجه‌ی کارش بسیار عالی میشه، ۵ساعت فیلم را بدون کمترین افت کیفیت می‌چپونه تو یکDVD تاسر فرصت ازش حال برد.

پاورقی: با طرح هدفمند نمودن یارانه‌ها بسیار حال میکنم، بنظر من ارزشمندترین کار تمام دولت‌ها در طول تاریخ جمهوری اسلامی، همینه، پس بنابراین محمود دمت گرم.

مناسب‌سازی خودرو با استفاده از دانش روز
بنظر من بهترین راه برای راه رفتن نخاعی‌ها اینه

سازنده و فروشنده و نصب کننده‌ی انواع بالابر معلول

این انجمن برای هرکسی که وسیله‌ی الکترونیک داره مفیده

 فاصله انسان تا قطع نخاع شدن و نشستن روی ویلچر

بازدیدها: 29

تازه‌ها

پزشکان آمریکایی با دریافت مجوز از مقام‌های دولت این کشور، اولین آزمایشها با کمک سلولهای بنیادی در بیماران را شروع کرده‌اند. سازمان دارو و مواد غذایی آمریکا به شرکت جرون (Geron) مجوز استفاده از این سلولها را برای درمان افرادی که از جراحات نخاع رنج می‌برند داده است.استفاده از سلولهای به دست آمده از رویان انسان (جنین تا پیش از هشت هفتگی) از لحاظ اخلاقی بحث انگیز است این سلولها به طور بالقوه امکان بدل شدن به انواع سلولهای مختلف موجود در بدن از جمله سلولهای عصبی را دارند. این آزمایشها که در بیمارستانی در شهر آتلانتای آمریکا انجام میشود، برای محک زدن ایمنی این نوع درمان است.در این تحقیقات سلول های بنیادی که به سلولهای عصبی بدل شده‌اند، به نخاع تزریق خواهند شد.در آزمایشهای حیوانی برای محک زدن این شیوه معالجه، موشهای فلج تا حدودی امکان حرکت را بازیافتند.اما هنوز معلوم نیست که آیا این شیوه فایده‌ای برای افراد مبتلا به جراحات نخاع خواهد داشت یا نه؟؟ در این آزمایش، بیمارانی که در ۱۴ روز اخیر جراحت دیده‌اند تحت معالجه قرار خواهند گرفت. دکتر توماس اوکارما رئیس شرکت جرون گفت: وقتی در سال ۱۹۹۹ کار با سلولهای بنیادی استخراج شده از رویان را شروع کردیم، خیلی‌ها پیش بینی کردند که چند دهه طول خواهد کشید تا درمان سلولی برای آزمایشهای انسانی مورد تایید قرار بگیرد.او افزود: این دستاورد ناشی از توسعه و تحقیقات گسترده و یک رشته گام‌های متوالی نوآورانه است.اما رسیدن به نتیجه تا حدودی زمان خواهدبرد. آزمایشهای جدی پیش رو که برای اطمینان از ایمنی و تاثیر این شیوه معالجه لازم است،سالها زمان خواهد برد. پروفسور سر ایان ویلموت گفت: این خبر خیلی هیجان انگیزی است، با این حال خیلی مهم است که درک کنیم هدف این آزمایشها در این مرحله، این است که در درجه اول معلوم شود خطری متوجه بیمار نمیکند، نه اینکه فایده آن چیست.وقتی این مساله تایید شد آن وقت بر توسعه و ارزیابی معالجه‌ای تازه تمرکز خواهد شد. بن سایکس مدیر اجرایی شبکه ملی سلول های بنیادی بریتانیا گفت: این واقعا گام مهمی در مسیر حرکت ما به سوی پزشکی نویدبخش سلولهای بنیادی است.او گفت که جامعه پزشکی به خصوص در رشته باززایی و سلول بنیادی به شدت منتظر نتایج این آزمایش ایمنی است. تشکر از ستاره برای ارسال این خبر. منبع

ته‌بندی: آگهی فروش یه اتول تو روزنامه: سوبارو ۸نفره-دودیفرانسیل-مدل۹۳-با رینگ اسپرت و سیستم صوتی چهارونیم میلیون. زنگ زدم و با تعمیرکار این اتومبیلها حرف زدم، متاسفانه لوازم یدکیش بسیار کمه و تعمیرکارش کمتر. دنده اتوماتیک نداره و نمیشه، اگه میشد جون‌میداد برای با ویلچر رفتن پشت فرمان. دو عکس از این سیستم اتول جهت سیاحت: (۱)(۲)


فکر میکنم شبکه‌ی جدید من و تو بتونه سریع جای فارسی۱ را پرکنه

فرکانس دریافت شبکه: ۱۱۳۱۷- عمودی – سیمبل ریت:   ۲۷۵۰۰

بازدیدها: 31

این روزها

من عاشق بهار هستم، بهار برام فریبا و بهشتیه خدا را شکر باران، زیبایی بهار را مضاعف کرده. یه نموره سرما خوردم، این هم نوبرانه امسال منه فقیر و بیچاره‌ است. چند روز پیش رفتم پارک سرکوچه‌مون‌ که مثل همیشه شلوغ و پر انرژی بود بر عکس همیشه زود حوصله‌ام سر رفت و برگشتم خونه. تازگی‌ها دوتا از شبکه‌های ماهواره‌ای فروش کالا بین تبلیغ‌هاشون برنامه‌ای پخش میکنن بنام فود سفری که داخل کشور دوبله شده برنامه‌اش عالیه، هر دفعه به غذای یه کشور پرداخته میشه. منکه از تماشای برنامه‌های آموزش آشپزی خسته و سیر نمیشم. خیلی دوست دارم روزی برای خانواده‌ی خودم آشپزی کنم، البته زمانی که روی پاهای خودم ایستاده باشم. همه‌جور غذا را دوست دارم و در گزینش غذا اصلا سخت‌گیر نیستم، حدود ۲۰سال پیش جایی کباب کوبیده‌ای خوردم که مزه‌اش هنوز یادمه و اون مزه برام شده الگوی سنجش مزه‌ی کباب، من میگم مزه‌ی کباب باید اونقدر پر و غلیظ باشه که نتونی کباب را تا ته بخوری، یعنی اینکه کباب باید آدم را سیر کنه و دل را بزنه. یه کباب دیگه هم هست که مزه و بوش محشره و اون بادمجانه. سریال آشپزباشی را دوست دارم، نه بخاطر آشپزی، بلکه بخاطر هنرپیشه‌های دوست داشتنی.

پاورقی: این روزها از شبکه‌ی یک سیما برنامه‌ای با حضور تعدادی از دوستان معلول پخش میشه که می‌پردازه به مشکلات تردد معلولان و نامناسب بودن امکانات عمومی برای معلولان. ممنون از عمو عزت و سیما. ایشالله روزی همه‌ی مشکلات رفع بشه.

بیماریهای ناحیه مقعد

نرخ تعرفه‌ها و هزینه‌ی تماس تلفنی با داخل و خارج از کشور

熟悉脊髓残疾

एक रीढ़ की हड्डी के साथ परिचित विकलांग

精通脊髄障害

بازدیدها: 941

اسپیشیال ‌ونوید در BBC

ساعت چهار صبح روز چهارشنبه کاملا بیدار و هوشیار بودم، دلیلش سرماخوردگی بود. مثل همیشه رادیو گوش میکردم، ساعت۶ موج را انداختم روی BBCیه‌جای برنامه مجری گفت امشب در تلویزیون در مورد معلول‌ها گفتگو میکنیم: با ما تماس بگیرید. ساعت٩ صبح که ایمیل‌هام را گرفتم ایمیل زیر توش بود: با سلام، از برنامه نوبت شما تلویزیون BBCفارسی باهاتون تماس می گیرم.
من وبلاگ شما رو خواندم وبه نظرم دیدگاهتون در مطلبی که در قسمت : ”
راه ویلچر من” نوشته بودید بسیار جالب بود. برنامه نوبت شما فردا، بیست و پنج آذرماه- به موضوع امکاناتی که معلولان به آن احتیاج دارند، اختصاص داره….. من وبلاگ شما رو در برنامه نشان خواهم داد و می‌خواستم ببینم که شما دوست دارید در برنامه شرکت کنید؟ با تشکر این هم جوابی که به ایمیل بالا دادم:
سلام، ممنون از لطف شما، شما آزاد هستید هرطور که دوست دارید از مطالب وبلاگم استفاده کنید من اون را برای همین مینویسم، با دو شرط حاضر به شرکت در برنامه هستم ١- در اون زمان در دسترس باشم و بتونم با تلفن حرف بزنم (کلاس نذاشتم براتون، این را به اون دلیل میگم که دارو خوردم گلاب به روتون برم دستشویی و زمانش همان حدود هاست).٢- جواب من به پرسش مجری این باشه که مینویسم: قبل از هرچیز میخواهم از زنده یاد نوید مجاهد به نیکی یاد کنم که سال ٨٢ در سن ١٧سالگی با هزینه‌ی شخصی بنیان گذار وبلاگ‌های اسپیشیال شد، نوید مجاهد نوجوانی که بیماری ژنتیکی دوشن چند ماه پیش از ما گرفتش متخصص برنامه نویسی بود، او همه چیز را در منزل فرا گرفته بود و در کارش کم نظیر بود. او تعدادی از افراد معلول را گرد هم آورد تا از مشکلات و خواست‌ها و تجربه هاشون در مقابله با انواع مشکلات بگن تا کمکی باشه برای هم‌نوع‌ها و درسی باشه برای افراد سالم تا از داشته هاشون لذت ببرند. من طرحی دارم که  اگر اجرایی بشه بهزیستی میتونه به هر معلول یه کامپیوتر بده تا ماهیگیری را به معلولها یاد داده باشه، طرح اینه: با پیشرفت علم سخت افزار، روز به روز کامپیوترهای قویتر و ارزانتری به بازار میاد و خیلی‌ها (مثل خودم) کامپیوتر قدیمیشون را توی انبار گذاشتن و دارن از یک کامپیوتر نو و قوی استفاده میکنند، چند وقته شهرداری اسباب منزل کارکرده را جمع و بهسازی میکنه و به نیازمندها میده، بهزیستی میتونه فراخوانی بده که مردم کامپیوترهای قدیمیشون را به شهرداری بدن و شهرداری اونها را به بهزیستی بده و بهزیستی بعد بهسازی کامپیوترهای قدیمی، اونها را به دست معلول‌ها برساند. بهزیستی با شرکت تلفن همراه ایرانسل وارد مذاکره بشه تا به معلول ها اینترنت بیسم رایگان تعلق بگیره، تا دوستان بتونن از طریق اینترنت آموزش ببینند. از اونجا که دوستان معلول فکرشون خیلی درگیر روزمرگیهای عمومی جامعه نیست، فکرشون را خوب میتونن روی موضوعی خاص متمرکز کنند، اگر این طرح اجرایی بشه حتما شاهد نوید های زیادی خواهیم بود. با آرزوی سلامتی برای شما، شاد باشید. القصه، چند دقیقه قبل از شروع شدن برنامه باهام تماس گرفتن و گذاشتنم پشت خط، مجری برنامه خانم پونه ازم پرسید: وضعیت شما چطوره؟ بنظر شما امکانات شما چطوره؟ چه کمک‌هایی به شما میشه؟ چه کمکی‌هایی برای رفت و آمد به شما داده میشه؟ مشکلات شما در تهران چیه؟ در اون زمان انگار مغز و زبانم یخ زده بود و هیچ کدوم مطابق معمول کار نمیکردن، اصلا از حرف‌هایی که زدم راضی نیستم، حرف‌هایی را که باید میزدم را در مطلب بعدی بخوانید

ته‌بندی: فیلم معرفی وب‌سایت اسپیشیال در تلویزیون BBCرا در دوجا گذاشتم (فرمتش مناسب گوشی موبایله ۳gp)،ببینید از کجا میتونید ببینیدش حجمش٨۰۰ کیلوبایته.




 navid va special20.ir dar bbc
Play



این هم همون فیلم یه جای دیگه



این هم همون فیلم با حجم کمتر

بازدیدها: 21