شعر و ترانه

سلام
سال نو همراه با فرا رسیدن بهار و جشن پرشکوه نوروز باستانی ، این پرمعناترین و زیباترین جشن تاریخ بشر بر همگان فرخنده و سرشار از پیروزی باد.

روزهای آخر سال گذشته برای سرگرمی آزمایش ، متن ترانه نوشتم و دادم اپلیکیشن suno بخونه و روش آهنگ بذاره که ببینم چند مرده حلاجه!؟. نتیجه کار بهتر از انتظارم بود و محصول را دوست داشتم.

آهنگ فارسی ۱

آهنگ فارسی ۲

همون متن را به زبان ترکی استانبولی ترجمه کردم و دادم به اپلیکیشن که بخونه و  روش آهنگ بذاره. باز هم نتیجه را دوست داشتم.

آهنگ استانبولی ۱

آهنگ استانبولی ۲

برای سرگرمی یه متن ترانه گونه از حال و روز و احوالات خودم و اکثر قریب به اتفاق دوستان نخاعی ، با الهام از ریتم ترانه غربت ابی، نوشتم که بدم اپلیکیشن اجرا کنه برام.
دو فایل صوتی زیر نتیجه اجرای متن من، توسط اپلیکیشن suno هست. خودم که خیلی دوستشون دارم و هر روز بارها پخش می‌کنم و می‌شنومشون.

آهنگ سرنوشت و یک معلول قطع نخاع

آهنگ سرنوشت و یک معلول قطع نخاع

متن ترانه

وَقتی دِلْ گیْری و خَسْتِه ، اَز هَمِه عالَم و دُنْیا ،
یِه جایی بِشین و این آهَنْگو پخشْ کُن ،
چِشْما تو بِبَنْد و آرُوم ، قِصِه‌یِ مَنو ، گُوش کُن .

نو جَوُن بوْدَم و جذاب ، قامَتَم بُلَنْد و رَعْنا ،
لَبِ دَریا تُویِ ساحِل ، رویِ شِنْ‌هایِ گَرمو دِرَخشان ،
با رَفیقایِ صَمیمی ، با هِزار رویایِ زیبا ،
بی‌خیال و شادُو خَنْدون ، تُویِ آفتابی مُلایِم ،
زیرِ بارُونِ بَهاری ، با صِدایِ تار و تَنْبور،
هَمِگی با هَم می‌خوندیم ، هَمه جور شِعر و تَرانِه ،
اَز اُمید و آرزویِ عاشِقانِه ، بَرای آیَنْدِه‌‌یِ شیرین و فریبا .

یِه روزی تو نوجَوونی ، صُبِح زود میوُنِ هَفْتِه ،
تُویِ گَرْمایِ تابِستون ، با هِزارتا بُغْض و کینه ،
سَرنِوِشْت راهَمو سَد کَرد ، تا بِشِه بَلایِ جونَم.

نو بَهارِ زِندِگانی ، یُهو شُد فَصْلِ زِمِستُون ،
اون هَمِه اُمید و رویا و شُکوفِه‌یِ جَوُنی ،
هَمِه پَرپَر و حَروم شُد .

نِمیدونَم چی بِخونَم ، اون بَلای ناگَهُونُ ،
کِه ، روزِ گار ، آوُرد بِه جونَم ،
نِمیدونَم ، چی بِخونَم ، چی بِخونَم ، چی بِخونَم .

حالا سی سالِه خُدایا ، سَهمِ مَن اَز هَمِه دُنْیا ،
زِنْدون و حَسْرَت و دَرْدیست بْی‌نَهایَت ،
کِه آتیش میکِشِه بِه جونو اُستُخُونَم
وَقْتی کِه بِچِشْم میبینَم ، مَن دَر آغوشِ دُنْیا جایی نَدارَم .

کاش میشُد خُدا بِتُونی ، یِکمی جامُو بِگیری ،
تا کَمی تُو هَم بِفَهْمی، کِه چِطورِ حالو روزَم.

به یَقین ، خودِت میدونی ، کِه چِه شاکیَم ، خدایا ،
مَن اَزَت گِلایِه دارَم ، صَد‌هِزارتا داد و فَریاد ،
توی بُغْض ، نَهوفْتِه دارَم.

حالا مَن دارَم میخونَم ، کِه با این شِعْر و تَرانِه ،
دِلِ سَنْگو بِسوزونَم ، بِسوزونَم ، بِسوزونَم ، بِسوزونَم ، بِسوزونَم.

بازدیدها: 2

بسوی ازدواج

داشتم برنامه‌ی بفرمائید شامه تلویزیون ترکیه را تماشا میکردم که دیدم زیر نویس دادن: اگه میخواهید در برنامه‌ی ازدواج با مجریگریه سرن ‌سرن‌گیل شرکت کنید با این شماره تماس بگیرید، من هم گوشی را برداشتم و زنگ زدم، با خودم گفتم: اگه کسی گوشی را برداشت یه تستی به زبان ترکیه‌ای خودم میزنم. خیلی سریع گوشی را برداشتن و گفتن: اینجا شو تی‌وی و برنامه ازدواجه بفرمائید. من هم گفتم: من مهرداد هستم از ایران و تهران تماس گرفتم، میشه تو برنامه حضور داشته باشم؟ گفتن: بله میشه. گفتم: من تصادف کردم و گردنم  اینجا اشتباهی بجای شکسته گفتم: قطع شده، و با صندلی چرخدار حرکت میکنم. گفت: اشکال نداره. طرف کلی از: قد و رنگ پوست و شغل و درآمد و خانه و محل زندگی بعد ازدواج و …. پرسید و یاداشت کرد آخرهای مکالمه طرف ازم پرسید: آیا اهل آذربایجانی؟ گفتم: نه، من تهران دنیا آمدم و بزرگ شدم و اینجا هم زندگی میکنم. خلاصه بهم گفت: باهات تماس میگیریم. گفتم کی؟ گفت: بزودی. این مکالمه کلی بهم انرژی داد و با خانواده کلی خندیدیم. الان دارم فکر میکنم اگه بهم زنگ زدن برم یا نرم؟؟ اگه هوا گرم بود به احتمال صدوده‌درصد میرفتم
اما الان چهل‌درصد تردید دارم.

پایانه: سه‌تا از کانال‌های تلویزیونیه ترکیه برنامه‌ی ازدواج داشتند چهارمیش هفته‌ی گذشته راه افتاد و پنجمیش که من بهش زنگ زدم از دوشنبه‌ی این هفته‌ راه میافته. روند برنامه اینطوریه که ملت میرن جلو دوربین خودشون را معرفی میکنن و میگن چه همسری میخواهند و میشینن روی صندلیهای جلوی دوربین، هر بیننده‌ای که از اون طرف خوشش بیاد با برنامه تماس میگیره و اجازه‌ی حضور میگیره. افرادی که از شهرستان یا از کشوری دیگر به این برنامه‌ها میرن بدون پرداخت هزینه در هتل برنامه اقامت میکنند و اونقدر میمانند تا همسر دلخواهشون را پیدا کنند و توی همون برنامه ازدواج کنند.


گیتی تک البرز انواع تجهیزات مخصوص معلولان میفروشه

بازدیدها: 115