اسپیشیال ‌ونوید در BBC

ساعت چهار صبح روز چهارشنبه کاملا بیدار و هوشیار بودم، دلیلش سرماخوردگی بود. مثل همیشه رادیو گوش میکردم، ساعت۶ موج را انداختم روی BBCیه‌جای برنامه مجری گفت امشب در تلویزیون در مورد معلول‌ها گفتگو میکنیم: با ما تماس بگیرید. ساعت٩ صبح که ایمیل‌هام را گرفتم ایمیل زیر توش بود: با سلام، از برنامه نوبت شما تلویزیون BBCفارسی باهاتون تماس می گیرم.
من وبلاگ شما رو خواندم وبه نظرم دیدگاهتون در مطلبی که در قسمت : ”
راه ویلچر من” نوشته بودید بسیار جالب بود. برنامه نوبت شما فردا، بیست و پنج آذرماه- به موضوع امکاناتی که معلولان به آن احتیاج دارند، اختصاص داره….. من وبلاگ شما رو در برنامه نشان خواهم داد و می‌خواستم ببینم که شما دوست دارید در برنامه شرکت کنید؟ با تشکر این هم جوابی که به ایمیل بالا دادم:
سلام، ممنون از لطف شما، شما آزاد هستید هرطور که دوست دارید از مطالب وبلاگم استفاده کنید من اون را برای همین مینویسم، با دو شرط حاضر به شرکت در برنامه هستم ١- در اون زمان در دسترس باشم و بتونم با تلفن حرف بزنم (کلاس نذاشتم براتون، این را به اون دلیل میگم که دارو خوردم گلاب به روتون برم دستشویی و زمانش همان حدود هاست).٢- جواب من به پرسش مجری این باشه که مینویسم: قبل از هرچیز میخواهم از زنده یاد نوید مجاهد به نیکی یاد کنم که سال ٨٢ در سن ١٧سالگی با هزینه‌ی شخصی بنیان گذار وبلاگ‌های اسپیشیال شد، نوید مجاهد نوجوانی که بیماری ژنتیکی دوشن چند ماه پیش از ما گرفتش متخصص برنامه نویسی بود، او همه چیز را در منزل فرا گرفته بود و در کارش کم نظیر بود. او تعدادی از افراد معلول را گرد هم آورد تا از مشکلات و خواست‌ها و تجربه هاشون در مقابله با انواع مشکلات بگن تا کمکی باشه برای هم‌نوع‌ها و درسی باشه برای افراد سالم تا از داشته هاشون لذت ببرند. من طرحی دارم که  اگر اجرایی بشه بهزیستی میتونه به هر معلول یه کامپیوتر بده تا ماهیگیری را به معلولها یاد داده باشه، طرح اینه: با پیشرفت علم سخت افزار، روز به روز کامپیوترهای قویتر و ارزانتری به بازار میاد و خیلی‌ها (مثل خودم) کامپیوتر قدیمیشون را توی انبار گذاشتن و دارن از یک کامپیوتر نو و قوی استفاده میکنند، چند وقته شهرداری اسباب منزل کارکرده را جمع و بهسازی میکنه و به نیازمندها میده، بهزیستی میتونه فراخوانی بده که مردم کامپیوترهای قدیمیشون را به شهرداری بدن و شهرداری اونها را به بهزیستی بده و بهزیستی بعد بهسازی کامپیوترهای قدیمی، اونها را به دست معلول‌ها برساند. بهزیستی با شرکت تلفن همراه ایرانسل وارد مذاکره بشه تا به معلول ها اینترنت بیسم رایگان تعلق بگیره، تا دوستان بتونن از طریق اینترنت آموزش ببینند. از اونجا که دوستان معلول فکرشون خیلی درگیر روزمرگیهای عمومی جامعه نیست، فکرشون را خوب میتونن روی موضوعی خاص متمرکز کنند، اگر این طرح اجرایی بشه حتما شاهد نوید های زیادی خواهیم بود. با آرزوی سلامتی برای شما، شاد باشید. القصه، چند دقیقه قبل از شروع شدن برنامه باهام تماس گرفتن و گذاشتنم پشت خط، مجری برنامه خانم پونه ازم پرسید: وضعیت شما چطوره؟ بنظر شما امکانات شما چطوره؟ چه کمک‌هایی به شما میشه؟ چه کمکی‌هایی برای رفت و آمد به شما داده میشه؟ مشکلات شما در تهران چیه؟ در اون زمان انگار مغز و زبانم یخ زده بود و هیچ کدوم مطابق معمول کار نمیکردن، اصلا از حرف‌هایی که زدم راضی نیستم، حرف‌هایی را که باید میزدم را در مطلب بعدی بخوانید

ته‌بندی: فیلم معرفی وب‌سایت اسپیشیال در تلویزیون BBCرا در دوجا گذاشتم (فرمتش مناسب گوشی موبایله ۳gp)،ببینید از کجا میتونید ببینیدش حجمش٨۰۰ کیلوبایته.




 navid va special20.ir dar bbc
Play



این هم همون فیلم یه جای دیگه



این هم همون فیلم با حجم کمتر

بازدیدها: 21

بچه‌بازی

یکی از دوستان وبلاگی که منو آدم عاقلی تصور می‌کرد سال گذشته بهم زنگ زد بعد حال و احوال گفت: تابستانه اینجا هوا خیلی گرمه ۲پسرم مدام زیر آفتاب فوتبال میزنند و میان زیر کولر و مدام سرماخوردن و تابستانم شده مراقبت از پسرها، به دوستم گفتم همونطور که میگن اطاق بچه‌ها باید سوا باشه خوبه بچه‌ها تجربه‌ی زندگی بدون پدر و مادر را هم داشته باشند، اونها را ببر رامسر پیش مادر و پدربزرگشان تا چند روزی پیش اونها بمونن شما هم در منزل با آقاتون استراحت کنید. در تماس بعدی دوست وبلاگی گفت: ما بچه‌ها را برای یک هفته بردیم شمال اما بعد یک ماه با زور آوردیمشون خانه. نتیجه‌ی اخلاقی: ۱_به حرف دوست ناباب گوش نکنید۲_پسرها را نباید تنها فرستاد مسافرت ۳_به بچه باید اجازه‌ی ماجراجویی داد

پایانه:  بچگی ما کجا بچگی بچه‌های امروز کجا؟!۳۰سال پیش وقتی ۷سالم بود: پول توجیبی من ۵ریال بود، عیدی‌مون یه اسکناس۲۰ ریالی بود، بهترین بازی‌هامون: سگ دوزدن، فوتبال و تیله بازی بود، تلویزیون هم که نسبت به الآن تعطیل بود. الآن بیشتری‌ها ماهواره، وی سی دی، بازی‌های ویدئویی، کامپیوتر و دیگه همه یه موبایل دارند، بچه‌های الآن واقعا باهوش‌تر از ما هستند.

بازدیدها: 19

کسالت و ویروس

گرمای تابستان و گرمای زیادی در زمستان، تاریکی بخصوص در زمستان خواب زیاد، بی تحرکی، بی کاری و فکر کردن به چیزهایی که واقیت ندارند و البته ممکنه که هیچ وقت هم واقعیت نشن مواردی هستند که می توانند باعث کسالت و افسردگی بشوند، بهترین راه خروج از کسالت که من تجربش کردم دوش گرفتن است. چون کامپیوتر ما متعلق به عصر مرادبرقی است من نمی‌گذاشتم داداشم آنتی ویروس روی کامپیوتر بگذاره که سرعت کم کامپیوتر ورژن آفتابه مون را از اینی که هست هم کمتر کنه، توی هفته‌های گذشته با یه فلاپی دیسکت آلوده کامپیوتر آفتابه خرج لحیم ما گرفتار ۳ تا ویروس خفن شد که توی هر صفحه یکی از خودشون را کپی میکردن. بعد از اینکه به چند صفحه میرفتیم این ویروس ها سرعت کامپیوتر هندلی ما را بشدت کم میکردن . برای رفع آلودگی داداشم کلی به زحمت افتاد و ۲ هفته هر روز و هر شب با کامپیوتر سروکله میزد . برای رفع ویروس نیاز به آنتی ویروس بود اما مشکل این بود که آنتی ویروس روی ویندز نصب نمیشد . داداشم کامپیوتر را فرمت و اف دیسکش کرد ویندوز ۹۸ ، میلینیوم ، ۲۰۰۰ ، ایکس پی ۲۰۰۱ و ایکس پی ۲۰۰۴ نصب کرد اما باز هم مشکل داشت. خلاصه اینکه ۳ تا سی دی نرم افزار ویروس کش تهیه کرد تا بالاخره مشکل رفع شد. حالا هم روی کامپیوترمان هم آنتی ویروس هست هم فایروال. الان به این نتیجه رسیدم که کمی کند شدن سرعت بهتر از دو هفته هنگ کردن مخ است. از داداش گل و با حال و مشدیم برای تمام محبت های بی‌نهایتش ممنون و سپاس گزارم
راستی اگر کامپیوتر شما = پرسسور و رم پر سرعتی داره از ویندوز ایکس پی ۲۰۰۴ غافل نشید که خیلی جالب و جذاب تر از قبلی هاش است .
ته‌بندی:
 طولانى‏ترین سفر هم بایک قدم آغاز مى‏شود . لائوتسه.

بازدیدها: 700

دلیل تاخیر بنده

با سلام و عرض پوزش برای تاخیری که داشتم. و اما علت تاخیر این بود که: قبل از گذاشتن مطلب قبل داخل وبلاگ یه هفته ای بود که کامپیوترما یک ضرب روشن نمیشد و برای روشن شدن آن باید دو ۳ بار اون را ریست میکردیم تا کامپیوتر روشن بشود و ویندوز بالا بیاد خلاصه صبح جمعه ای که مطلب قبل را خواستم بگذارم توی وبلاگ هر کار کردم دیگه کامپیوتر روشن نشد که نشد، ظهر که داداشم آمد خانه با کلی ور رفتن بالاخره برای آخرین بار روشنش کرد و گفت که شاید کامپیوتر ویروسی شده و میخواهد فرمتش کند، من هم قبل فرمت سریع پریدم رو ویلچیر و مطلب دیگران چه میگویند را گذاشتم داخل وبلاگ. از جمعه عصر به بعد کامپیوتره دیگه اصلا و ابدا روشن نشد که نشد خلاصه برادر گرامی از روز شنبه تا چند شنبه کیس محترم را بردند خیابان و تعمیرگاه گردانی، جالب این بود که هیچ جا ایرادی پیدا نکردند و کامپیوتر در تمیرگاه ها در کمال احترام روشن میشده بالا خره برادرم در کمال نا خرسندی نشست و کیس را باز کرد و تمام قطعه ها را از هم جدا کرد و پی برد که ۲ خازن مادر برد برق زیادی خرده اند و از شدت گرما چاق شده اند پس مادر برد را به کلنیک برد جهت خازن درمانی.

بازدیدها: 689