آسیب به نخاع اغلب منجر به ناتوانی در تغییر زندگی، با کاهش یا از دست دادن کامل حس و حرکت در زیر محل آسیب میشود. از داروها گرفته تا پیوند، پیشرفتهای علمی زیادی وجود دارد که هدف آنها بازیابی عملکرد پس از آسیب نخاعی است. یکی از رویکردهای امیدوارکننده، استفاده از نورونهای مشتق از سلولهای بنیادی برای جایگزینی نورونهای آسیب دیده است. تحقیقات جدید امیدوار است که با ارائه جمعیتهای خالص از سلولهای عصبی ساخته شده از سلولهای بنیادی، این رویکرد را بهبود بخشد.
نخاع ساختار ظریفی است و نورونها پیامهایی را از مغز به بقیه بدن میرسانند تا حرکت و احساس را امکانپذیر کنند. بخش جدایی ناپذیر این سیستم، نورونهای داخلی یا سلولهایی هستند که اطلاعات را بین مغز و سایر نورونها منتقل میکنند. تحقیقات قبلاً نشان داده است که پیوند یک دسته از نورونهای بیناعصاب، اینترنورونهای نخاعی شکمی، برای درمان آسیب نخاعی در مدلهای حیوانی، بهبود امیدوارکنندهای عملکرد حسی و حرکتی را فراهم میکند. با این حال، استفاده از این نورونها در پیوند انسان یا مطالعه در مقیاس بزرگتر به دلیل تعداد محدود آنها پس از جداسازی از بافت نخاع جنینی دشوار است. علاوه بر این، بسیاری از انواع مختلف نورونهای داخلی به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: مهاری و تحریکی. اینترنورونهای تحریکی برای سلول درمانی بسیار امیدوارکننده هستند، زیرا آنها اطلاعات را به جای سرکوب آن، انتقال میدهند. برای غلبه بر این مشکل، ممکن است مقادیر زیادی از اینترنورونهای تحریک کننده از سلولهای بنیادی انسان ساخته شود.
یک روش موثر برای رشد و خالصسازی جمعیتهای یک شکل اولیه از اینترنورونهای نخاعی شکمی تحریککننده، معروف به اجداد را تشریح میکند. این روش بر پایه درک چندین دهه از رشد نورون در جنین استوار است و از عوامل شیمیایی که این فرآیند را تقلید میکنند برای هدایت تخصصی سلولهای بنیادی جنینی به جمعیت مخلوطی از سلولهای عصبی استوار است. در میان آنها، پیش سازهای بین نورون را میتوان به لطف تغییر ژنتیکی که یک گیرنده را روی سطح سلول نشان میدهد، شناسایی کرد. سپس سلولهای دارای این برچسب را میتوان جدا کرد تا خلوص باورنکردنی ۹۵ درصد به دست آید. پس از جداسازی، سلولها در نورونهای نخاعی شکمی که کاملاً کار میکنند بالغ میشوند.
این نتایج برای زمینه تحقیقات نخاعی اهمیت زیادی دارد. نورونهای داخلی نخاعی شکمی بخشی جدایی ناپذیر از شبکههای عصبی نخاعی محلی هستند و یک استراتژی برای استخراج این نوع سلول از سلولهای بنیادی انسان بدون شک تاثیر زیادی بر مطالعات رشدی خواهد داشت. منبع
پژوهشگران با به کار گرفتن کُرههای سلولی سهبعدی و چندمنظوره توانستند نخاع آسیبدیده را در موشها درمان کنند. یک نانوساختار که سلولهای بنیادی عصبی در آن تعبیه شدهاند، با داشتن مزایای ساختاری و بیولوژیکی نسبت به مدلهای پیشین، نخاع آسیبدیده را در موشها ترمیم کرد. در پژوهشهای پایه و بالینی، تلاشهای درمانی پس از آسیب نخاعی معمولا نوعی از خوددرمانی را با استفاده از عوامل خارجی شیمیایی یا بیولوژیکی به کار میبرند. درمان با سلولهای بنیادی که سلولهای بنیادی عصبی را برای بازسازی عصبی تحریک میکند، در گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرده است، اما مزایای آن باید در عمل دیده شود.
چالشهای زیادی در درمان آسیب نخاعی وجود دارد؛ از جمله چگونگی دستیابی به بازسازی مؤثر عصب، نحوه دستیابی به درمان ویژه و این که آیا پیوند سلولها یا مواد، مشکلات جدیدی را به همراه خواهد داشت یا خیر.راگرچه پیوند سلولهای بنیادی عصبی یک مدعی قوی برای درمان آسیب نخاعی است، اما میتواند با مشکلاتی همراه باشد. سلولهای بنیادی عصبی برای کمک کردن به ترمیم نخاع باید رشد کنند و به سلولهای عصبی کاملا توسعهیافته تبدیل شوند، اما این سلولها در صورت پیوند زده شدن، برای بقاء و تبدیل شدن به انواع دیگر سلولهای عصبی که برای بازسازی نخاع آسیبدیده مورد نیاز هستند، مشکل دارند. یکی از روشهای پیوند سلولهای بنیادی عصبی که برای درمان آسیب نخاعی در حال بررسی است، از کُرههای سلولی استفاده میکند. این کُرهها، مجموعهای سهبعدی از سلولها هستند که معمولا با نوعی نانومواد برای پشتیبانی و حفاظت ساختاری همراه شدهاند. در روش رایج تبدیل کردن سلولهای بنیادی به یک کُره سهبعدی نمیتوان اکسیژن، مواد مغذی و سایر عناصر را با موفقیت به هسته کُره منتقل کرد. زمانی که سلولهای کشتشده نتوانند به اکسیژن و مواد مغذی دسترسی داشته باشند، مرگ سلولی رخ میدهد و هر گونه تلاش برای ترمیم غیرممکن میشود.
محققان برای برطرف کردن این مشکل، نوع جدیدی از کُره سلولی را طراحی و ابداع کردند. آنها از یک ماده معدنی کلسیم فسفات موسوم به «هیدروکسیآپاتیت» استفاده کردند که معمولا در استخوان یافت میشود و به صورت تجاری برای ترمیم آن به کار میرود. این گروه پژوهشی، هیدروکسیآپاتیت را برای ساختن نانوساختارهای نیمانند به کار بردند که به دلیل شباهت به تسمه، نانوتسمه نامیده میشوند. پژوهشگران این نانوتسمهها را با «پلیدوپامین» پوشاندند. پلیدوپامین، یک پوشش پلیمری چسبناک شبیه به ترشحات صدفها و اکسید آهن سوپرپارامغناطیس را تشکیل داد. اکسید آهن سوپرپارامغناطیس، نانوذراتی هستند که وقتی در معرض میدان مغناطیسی بیرونی قرار میگیرند، مغناطیسی میشوند. نانوتسمههای هیدروکسیآپاتیت با سلولهای بنیادی عصبی موش ترکیب شدند. در حالی که پلیدوپامین به سلولها کمک میکند تا بهتر به نانوساختار بچسبند، اکسید آهن در طول پیوند، کُره را به صورت مغناطیسی در مناطق خاصی هدف قرار میدهد. پژوهشگران از طریق یک مجموعه آزمایشهای برونتنی و درونتنی دریافتند که کُرهها از نظر ساختاری سالم، زیستسازگار و پایدار هستند. به گفته هائو، این نانوساختارها نقش کمربند حملونقل مواد مغذی را بر عهده داشتند. نانوتسمه با حمل مواد مغذی، اکسیژن و سایر مولکولهای محلول، از مرگ سلولی رایج در مدلهای پیشین جلوگیری کرد. به موازات آن، عملکرد بیولوژیکی نانوتسمه به سلولهای عصبی پیوندی کمک کرد تا زنده بمانند، بالغ شوند و به سرعت گسترش پیدا کنند. نانوتسمههای دو عملکردی هیدروکسیآپاتیت، تبدیل سلولی را که در کُرههای سلولی سهبعدی صورت میگیرد، تقویت میکنند.
سلولهای بنیادی عصبی موش که به شکل کُرههای سلولی سهبعدی پیوند زده شدند، توانستند پس از آسیب نخاعی، ترمیم را تقویت کنند. پژوهشگران باور دارند که این کُرههای سلولی سهبعدی اصلاحشده میتوانند یک روش درمانی را برای آسیبهای نخاعی ناشی از تصادف رانندگی ارائه دهند. راهبرد کُرههای هیبریدی چندمنظوره سهبعدی، چشمانداز جدیدی را برای درمان فراتر از ترمیم آسیب نخاعی به ارمغان میآورد. این روش درمانی، سلولهای بنیادی را نه تنها در آسیب نخاعی، بلکه در سایر بیماریها نیز تقویت میکند. این کُرههای سلولی را میتوان در ترمیم استخوانها و همچنین در سایر تنظیمات سلولی به کار گرفت. تنظیم چندعملکردی کُره سلولی از جمله ریزمحیط عصبی آن پس از پیوند به بدن، چیزی است که ما باید بهبود ببخشیم و مکانیسم درونتنی را باید بیشتر مورد بررسی قرار دهیم. ما در حال حاضر با پژوهشگران حوزههای پزشکی و زیستشناسی برای بهبود آن کار میکنیم. منبع
تهبندی: میگن: شنگول یه خانم سیاهپوست میبینه!؟ با تعجب میپرسه: ببخشید خانم تو شبی!؟ سیاهه شاکی میشه، زارپی با کیف دستیش میکوبه تو سر شنگول. شنگول هم ناراحت میشه و میگه: عجب شب بدی؟
حکایت ما نخاعیها، مثل همین جوک بیمزه بالاست. تا خواستیم از تیمارستانی که روحانیون، بنام دنیا برامون ساختند، لذت ببریم، درون سیاه چالهای افتادیم که شکنجهگاه جهنم در مقابلش مثل مجالس لهو و لعب و پیاله پیاله باده نوشی و می گساری و ملاعبه با حور و ملک در جنت است صد مقابل.
یک سال دیگه از سالهای عمر کمی که داریم را با درد بی درمان حرام کردیم. گرچه هر روز زیستن با ضایعه نخاعی خودش عمری است طولانی.
من که از این بخت و اقبال که خدا بمن داد، داد به خدا میبرم.
قابل توجه مددجویان بهزیستی و مددجویان کمیته امداد که دارای کسب و کار خانگی و شخصی هستند، اما محلی برای عرضه کالا و خدمات و کسب و کار خود ندارند.
قطعا سریعترین و کمهزینهترین و پرمخاطبترین محل در کل کشور، برای دسترسی آسان به کالا و خدمات سایت دیوار است.
اما متاسفانه سایت دیوار هیچ حمایتی از افرادی که نیازمند به حمایت هستند نمیکند.
البته واضح و مبرهن است، این وظیفه مسئولین سازمان بهزیستی و مسئولین کمیته امداد است که با رایزنی خدمات ویژهای را برای مددجویان خود از هر جا کسب کنند.
اما خود مددجویان هم نباید بیکار باشند، مددجو میتواند مطالبگر باشد و شخصا اقدام به درخواست خدمات نماید. قطعا وقتی افراد زیادی مطالبگری کنند، برسی خواهند کرد.
پیوست:من با شمارهٔ تلفن پشتیبانی دیوار : (۷۹۴۵۸۰۰۰-۰۲۱) تماس گرفتم و ازشون خواستم با در نظر گرفتن تعداد آگهی رایگان بیشتر و یا پولی ارزانتر از مددجویان تلاشگر سازمان بهزیستی و کمیته امداد حمایت کنند. شما هم زنگ بزنید. ممکنه سبب خیر بشید.
افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی فقط برای یک بار از پرداخت هزینههای انشعاب معاف میشوند
با تصویب مجلس، افراد تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی در سال آینده فقط برای یک بار از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، عوارض دهیاری و شهرداری و هزینههای انشعاب آب، برق، فاضلاب و گاز برای واحدهای مسکونی اختصاصیافته به آنان معاف می شوند.
نمایندگان مجلس در جلسه علنی موارد اصلاحی کمیسیون تلفیق در بند الحاقی ١٠ تبصره ۶ در بخش درآمدی لایحه بودجه ۱۴۰۲ را به شرح زیر تصویب کردند. بر این اساس، در اجرای جزء (۲) بند «چ» ماده (۸۰) قانون برنامه پنجساله ششم در سال ۱۴۰۲ افراد تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی کشور و خیّرین مسکنساز برای هریک از افراد تحت پوشش سازمانها و نهادهای حمایتی از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، عوارض دهیاری و شهرداری و هزینههای انشعاب آب، برق، فاضلاب و گاز برای واحدهای مسکونی اختصاصیافته به آنان فقط برای یکبار معافند.
پاپوش: در وضعیت ابرتورمی که در اون داریم غرق میشیم،
اون کسی که زورش برسه برای ساختن یه سرپناه ۵۰ متری، تو هر دهات کورهای، حداقل چند صد میلیون هزینه زمین و بیشتر از اون هزینه بنا کنه، قطعا از پس پرداخت هزینههایی که بخشیدین برمیاد.
شما اگر به فکر مددجو هستید، هزینه زمین و بنا را ببخشید، هزینه انشعابات را بگیرید.
در سال ۱۹۹۹، زمانی که جیسون کارمل دانشجوی سال دوم پزشکی بود، برادر دوقلوی همسانش دچار آسیب نخاعی شد، او را از قفسه سینه به پایین فلج کرد و استفاده از دستانش را محدود کرد. زندگی کارمل نیز در آن روز تغییر کرد. جراحت برادرش در نهایت باعث شد کارمل به یک متخصص مغز و اعصاب و یک متخصص مغز و اعصاب تبدیل شود و هدف آن توسعه درمانهای جدید برای بازگرداندن حرکت در افراد مبتلا به فلج باشد.
در سالهای اخیر، برخی از مطالعات برجسته در مورد تحریک الکتریکی نخاع به تعدادی از افراد مبتلا به فلج ناقص اجازه داده است که دوباره بایستند و قدمهای خود را بردارند.
رویکرد کارمل متفاوت است زیرا بازو و دست را هدف قرار میدهد و به این دلیل که تحریک مغز و نخاع را جفت میکند، با تحریک الکتریکی مغز و به دنبال آن تحریک نخاع. هنگامی که دو سیگنال در سطح نخاع، در فاصله حدود ۱۰ میلی ثانیه از یکدیگر، همگرا میشوند، قوی ترین اثر را دریافت میکنیم و به نظر میرسد این ترکیب، اتصالات باقی مانده در نخاع را قادر میسازد تا کنترل را به دست گیرند.
کارمل در جدیدترین مطالعه خود، تکنیک خود را که به نام پلاستیسیته انجمنی نخاع (SCAP) نامیده میشود، بر روی موشهایی با آسیب متوسط نخاعی آزمایش کرد. ده روز پس از آسیب، موشها برای دریافت ۳۰ دقیقه SCAP به مدت ۱۰ روز یا تحریک ساختگی تصادفی شدند. در پایان دوره مطالعه، موشهایی که SCAP را روی بازوهای خود هدف قرار داده بودند، در کنترل غذا به طور قابل توجهی بهتر از گروه کنترل بودند و رفلکسهای تقریباً طبیعی داشتند.
کارمل میگوید: «پیشرفتها در عملکرد و فیزیولوژی تا زمانی که اندازهگیری شد، تا ۵۰ روز ادامه داشت».
یافتهها نشان میدهد که SCAP باعث میشود سیناپسها (اتصال بین نورونها) یا خود نورونها دستخوش تغییرات پایدار شوند. کارمل میگوید: «سیگنالهای جفت شده اساساً یکپارچگی حسی-حرکتی طبیعی را تقلید میکنند که باید برای انجام حرکات ماهرانه کنار هم قرار گیرند.
از موش گرفته تا مردم
اگر همین روش در افراد مبتلا به آسیب نخاعی کار کند، بیماران میتوانند چیز دیگری را که در این آسیب از دست داده بودند، دوباره به دست آورند: استقلال. بسیاری از مطالعات تحریک نخاع بر راه رفتن تمرکز دارند، اما کارمل میگوید: «اگر از افرادی که آسیب نخاعی گردنی دارند، که اکثریت آنها است، بپرسید، چه حرکتی را میخواهند برگردانند، میگویند عملکرد دست و بازو. عملکرد دست و بازو به افراد اجازه میدهد مستقلتر باشند، مانند جابهجایی از تخت به ویلچر یا لباس پوشیدن و تغذیه خود.
کارمل اکنون در حال آزمایش SCAP بر روی بیماران آسیب نخاعی در کلمبیا، ویل کورنل و سیستم مراقبت بهداشتی VA Bronx در یک کارآزمایی بالینی است که توسط موسسه ملی اختلالات عصبی و سکته مغزی حمایت میشود. این تحریک یا طی یک جراحی با اندیکاسیون بالینی یا غیرتهاجمی با استفاده از تحریک مغناطیسی مغز و تحریک پوست در جلو و پشت گردن انجام میشود. هر دو تکنیک به طور معمول در محیطهای بالینی انجام میشوند و به عنوان ایمن شناخته شدهاند.
در این کارآزمایی، محققان امیدوارند در مورد نحوه عملکرد SCAP و چگونگی تاثیر زمان و قدرت سیگنالها بر پاسخهای حرکتی انگشتان و دستها اطلاعات بیشتری کسب کنند. این زمینه را برای آزمایشهای آینده برای آزمایش توانایی این تکنیک در بهبود معنیدار عملکرد دست و بازو فراهم میکند.
با نگاهی دورتر، محققان فکر میکنند که این رویکرد میتواند برای بهبود حرکت و احساس در بیماران مبتلا به فلج پایین تنه مورد استفاده قرار گیرد.
در این بین، دوقلوی جیسون کارمل مشغول کار، ازدواج و پرورش دوقلوهای خودش است. کارمل میگوید: «او زندگی کاملی دارد، اما امیدوارم بتوانیم عملکرد بیشتری را برای او و سایر افرادی که آسیبهای مشابه دارند، به دست آوریم. منبع
سرنوشت: چند روز پیش برنامهای در شبکه مستند سیما دیدم، که پرداخته بود به ساخت و معرفی یک داروی ترمیم کنندهی زخمهای پیش رونده. در ادامه خواص این دارو را بخوانید.
کرم الیو و هانی نیکا متشکل از مواد ارگانیک و معجزه آسا طیف گسترده درمانی را در زمینه التیام و درمان صحیح انواع زخمها به خود اختصاص داده است. این کرم حاوی عسل، روغن زیتون، بره موم و چند ماده دیگر است که با فرمولاسیون منحصر به فرد خود بر بلوغ و جهت گیری صحیح رشتههای کلاژن، نوتروفیل و فیبروبلاست تاثیر گذاشته و اثر تغذیهای و محافظتی بر روی بافت و سلولهای بدن دارد. کرم الیو و هانی نیکا بدون به کارگیری تیغ جراحی تمامی عفونت موضع زخم و پیرامون آن را بیرون کشیده، عضو را عاری از عفونت میکند و سپس ترشحات زخم را جذب کرده و در عین حال رطوبت موضع را حفظ میکند.
همچنین این کرم دارای قابلیت اصلاح کلاژن سازی بیرویه، برقراری تعادل بین سنتز و تحریک سلولهای کولنژنی، افزایش خونرسانی، کنترل التهاب و دستکاری مکانیکی زخم میباشد و با ایجاد تعادل بین الکترولیتها و جلوگیری از نکروز پوستی، مانع تغییر رنگ پوست میگردد. کرم الیو و هانی نیکا بازگشت سلامت و زیبایى پوست شما را تضمین میکند.
مکانیسم اثر کرم نیکا:
کرم نیکا حاوی عسل، روغن زیتون و چند ماده که کاملا ارگانیک بوده و در ترکیب با هم محصولی را پدید آوردهاند که با اثرات فوق العاده خود قادر است در کمترین زمان کلیه عفونتهای موجود در زخم و بافتهای عمقی پیرامون آن را استخراج و پاک نموده و در نهایت با تشدید خون رسانی به بافت آسیب دیده و ترمیم آن موجب بهبود کامل موضع گردد. در تماس عسل با رطوبت بدن آنزیم گلوکز اکسیداز موجود در آن به آرامی آزاد شده و با تولید مقدار زیادی ماده ضد عفونیکننده قوی به نام پر اکسید هیدروژن (بدون ایجاد آسیب بافتی) موجب از بین رفتن باکتریها میشود. در ادامه با جذب مایعات و رساندن مواد مغزی به سلولهای منطقه آسیب دیده موجب تسریع رشد سلولی شده و با کمک روغن زیتون موجود محصول از خشکی موضع ممانعت میکند. خاصیت اسموتیک عسل باعث بوجود آمدن یک لایه مایع بین بافتها و بانداژ شده که در هنگام جابجایی از ایجاد درد و آسیب مجدد سلولهای جدید جلوگیری میکند.
موارد مصرف : این کرم دارای طیف گستردهی درمانی در زمینه بهبود انواع زخمهای ناشی از : خراش، بریدگی، بخیه، زخم بستر، زخمهای دیابتی (زخم پای دیابتی)، انواع سوختگی، حساسیتها (قارچهای موذی) و جلوگیری از تشکیل ضایعه اسکار میباشد.
زخم بستر:
زخم بستر ضایعهای است که در اثر فشار طولانی مدت در پوست و بافتهای زیرپوستی ایجاد میشود. خوابیدن طولانی مدت در یک وضعیت ثابت، سائیدگی در صندلی یا بستر و کشیدگی با ملحفه میتواند به بخشی از پوست یا بافت بدن بیماران آسیب برساند. این زخمها عمدتا در نواحی استخوانی و افراد بیحرکت رخ میدهد. فاکتورهای مختلفی در ایجاد زخم بستر نقش دارند اصلی ترین علت، فشار شدید طولانی مدت است که سبب کاهش یا قطع خون رسانی، ایسکمی بافت و در نهایت مرگ سلولی میشود. خشکی بیش از حد پوست از فاکتورهای خطرزا و بیحرکتی از عوامل مهم زخم بستر میباشند. اکثر این زخمها میل به مزمن شدن دارند و با توجه به اهمیت موضوع و نیز وقت و هزینه زیادی که برای این مسئله در نظر گرفته میشود استفاده از یک پانسمان مناسب بسیار حائز اهمیت است. کرم الیو و هانی نیکا یک پانسمان مناسب جهت بهبود زخمهای بستر میباشد. این کرم علاوه بر فراهم نمودن یک محیط مرطوب و رساندن مواد مغذی به سلولها، فرایند ترمیم زخم و رشد سلولی را تسریع کرده، ترشحات زخم را جذب میکند و درد بیمار را تسکین میدهد. به نظر میرسد اثرات مفید کرم الیو و هانی نیکا در بهبود زخم بستر با فعالیت ضد التهابی، آنتی اکسیدانی و ضد میکروبی این کرم مرتبط میباشد. کرم الیو و هانی نیکا حاوی انواع ویتامینها، ترکیبات آنتی اکسیدانی، آنتی بیوتیکهای طبیعی و مقادیر زیادی اسید چرب غیر اشباع (لینولئیک اسید) میباشد. این کرم به علت دارا بودن مرطوب کنندههای طبیعی (عسل) با ایجاد یک لایه محافظ بین بافت و بانداژ علاوه بر جلوگیری از خشکی موضع و آسان نمودن تبادل هوا در ناحیه زخم از ایجاد درد و آسیب مجدد به سلولهای جدید در هنگام جابجایی جلوگیری میکند.
فرمولاسیون منحصر به فرد کرم الیو و هانی نیکا اثرات درمانی ترکیبات ارگانیک این کرم را افزایش داده و خواص کلاژن سازی، خون رسانی، ترمیم کنندگی، ضد انعقادی، آنتی بیوتیکی و ضد التهابی کرم را تقویت میکند. استفاده آگاهانه و زود هنگام کرم الیو و هانی نیکا به شما در کاهش ناراحتیهای عزیزانتان کمک خواهد کرد.
گربهها همیشه روی پاهای خود فرود میآیند، اما چه چیزی آنها را اینقدر چابک می کند؟ حس منحصر به فرد تعادل آنها بیش از آنچه به نظر میرسد با انسان مشترک است. محققان در حال مطالعه حرکت گربهها هستند تا بهتر بفهمند که چگونه نخاع برای کمک به انسانهایی که آسیب جزئی نخاع دارند راه بروند و تعادل را حفظ کنند. محققان با استفاده از ترکیبی از مطالعات تجربی و مدلهای محاسباتی نشان میدهند که بازخورد حسی جسمی یا سیگنالهای عصبی از حسگرهای تخصصی در سراسر بدن گربه، به اطلاع رسانی نخاع در مورد حرکت ادامهدار کمک میکند و چهار دست و پا را هماهنگ میکند تا گربهها در هنگام برخورد با آنها سقوط نکنند. موانع تحقیقات نشان میدهد که با آن سیگنالهای حسی مرتبط با حرکت، حیوان میتواند راه برود حتی اگر اتصال بین نخاع و مغز تا حدی شکسته باشد. درک مکانیسمهای این نوع کنترل تعادل به ویژه برای افراد مسن که اغلب مشکلات تعادلی دارند و میتوانند در هنگام زمین خوردن به خود آسیب برسانند مربوط میشود. در نهایت، محققان امیدوارند که این بتواند درک جدیدی از نقش بازخورد حسی تنی در کنترل تعادل به ارمغان بیاورد. همچنین میتواند منجر به پیشرفت در درمان آسیب نخاعی شود، زیرا تحقیقات نشان میدهد که فعال شدن نورونهای حسی جسمی میتواند عملکرد شبکههای عصبی نخاعی را در زیر محل آسیب نخاع بهبود بخشد. ما به مکانیسمهایی علاقه مند شدهایم که امکان فعال سازی مجدد شبکههای آسیب دیده در نخاع را فراهم میکند. ما از مطالعات قبلی میدانیم که بازخورد حسی جسمی از پاهای متحرک به فعال کردن شبکههای نخاعی که حرکت را کنترل میکنند، کمک میکند و حرکت پایدار را ممکن میسازد.
اگرچه مدلهای موش اصلاحشده ژنتیکی اخیراً در کنترل عصبی تحقیقات حرکتی غالب شدهاند، مدل گربه یک مزیت مهم ارائه میکند. هنگامی که موشها حرکت میکنند، خمیده باقی میمانند، به این معنی که حتی اگر بازخورد حسی جسمی با شکست مواجه شود، کمتر دچار مشکل تعادل میشوند. از سوی دیگر، انسان و گربه در صورت از دست دادن اطلاعات حسی در مورد حرکت اندام، نمی توانند تعادل خود را حفظ کنند یا حتی حرکت کنند. این نشان میدهد که گونههای بزرگتر، مانند گربهها و انسانها، ممکن است سازماندهی متفاوتی از شبکه عصبی نخاعی کنترل کننده حرکت در مقایسه با جوندگان داشته باشند. محققان همکاری کردند تا درک بهتری داشته باشد که چگونه سیگنالهای نورونهای حسی حرکات چهار پا را هماهنگ میکنند. آزمایشگاه به گربهها آموزش داد تا با سرعتی مطابق با راه رفتن انسان روی تردمیل راه بروند و سپس از الکترودها برای تحریک عصب حسی آنها استفاده کردند. محققان بر روی عصب حسی تمرکز کردند که حس لمس را از بالای پا به نخاع منتقل میکند. با تحریک الکتریکی این عصب، محققان برخورد با مانع را تقلید کردند و دیدند که چگونه گربهها تلو تلو خوردند و در پاسخ حرکت خود را اصلاح کردند. تحریکها در چهار دوره چرخه راه رفتن اعمال شد: حالت وسط، انتقال از ایستاد به چرخش، وسط چرخش و انتقال چرخش به ایستاد. از این رو، آنها دریافتند که چرخش میانی و انتقال ایستاده به چرخش مهمترین دورهها هستند، زیرا این تحریک باعث افزایش فعالیت عضلاتی میشود که مفاصل زانو و لگن را خم میکنند، خم شدن مفاصل و ارتفاع انگشتان پا، طول گام و طول گام را افزایش میدهد. اندام تحریک شده.
محققان گفتند: برای حفظ تعادل، حیوان باید حرکت سه اندام دیگر را هماهنگ کند، در غیر این صورت سقوط میکند. ما دریافتیم که تحریک این عصب در مرحله نوسان باعث افزایش طول مدت مرحله ایستادن سایر اندامها و بهبود ثبات میشود. در واقع، هنگامی که گربه در مرحله چرخش زمین میخورد، این حس باعث ایجاد رفلکسهای نخاعی میشود که تضمین میکند سه اندام دیگر روی زمین میمانند و گربه را صاف و متعادل نگه میدارند، در حالی که اندام چرخان از روی مانع عبور میکند. با این آزمایشها، محققان از مشاهدات برای توسعه یک مدل محاسباتی از سیستمهای کنترل عصبی اسکلتی عضلانی و نخاعی گربه استفاده میکنند. دادههای جمعآوریشده برای محاسبه سیگنالهای حسی جسمی مربوط به طول، سرعت، و نیروی تولیدی ماهیچهها و همچنین فشار روی پوست در همه اندامها استفاده میشود. این اطلاعات احساسات حرکتی را در طناب نخاعی حیوان تشکیل میدهد و به هماهنگی بین اندام توسط شبکههای عصبی نخاعی کمک میکند. برای کمک به درمان هر بیماری، ما باید نحوه عملکرد سیستم دست نخورده را درک کنیم. این یکی از دلایلی بود که این مطالعه انجام شد، بنابراین ما میتوانستیم بفهمیم که چگونه شبکههای نخاعی حرکات اندام را هماهنگ میکنند و یک مدل محاسباتی واقعی از کنترل حرکت ستون فقرات ایجاد میکنند. این به ما کمک میکند بهتر بدانیم نخاع چگونه حرکت را کنترل میکند. منبع
کارآزمایی بالینی برای بیماران مبتلا به ضایعات شدید نخاعی امیدوار کننده است. مطالعه پیشرفتهایی را با استفاده از داربست عصبی نخاعی نشان میدهد.
جیسون سروانتس از چیکو نزدیک به دو سال پیش تصادف عجیبی داشت. او به سرعت به یک بیمارستان محلی منتقل شد، جایی که پزشکان به سرعت متوجه شدند که صدمات ستون فقرات او شدید است و نیاز به مراقبتهای ویژه دارد. آنها به هلیکوپتری دستور دادند که او را به مرکز پزشکی منتقل کند، جایی که صبح روز بعد تحت عمل جراحی قرار گرفت. این تصادف باعث شد سروانتس از کمر به پایین فلج شود. او در حال حاضر با استفاده از ویلچر دور میزند. سروانتس که همیشه در حال حرکت بود، راهی برای کمک به دیگرانی مانند خودش که دچار آسیب نخاعی هستند میخواست. بنابراین، زمانی که جراحان با او در مورد یک کارآزمایی بالینی سراسری برای آزمایش یک درمان جدید برای بازسازی نخاع به او مراجعه کردند، موافقت کرد. رئیس جراحی مغز و اعصاب ستون فقرات و مدیر مرکز ستون فقرات هدایت این مطالعه تصادفی را بر عهده دارد.
درمان شامل قرار دادن داربست زیست پلیمری قابل جذب در محل آسیب نخاعی است. محققان امیدوارند که منجر به بهبود عملکرد نخاع شود. سروانتس که اکنون در سال دوم آزمایش است، نمیداند که آیا درمان را دریافت کرده است یا اینکه در گروه کنترل است که داربست را دریافت نمیکند. سروانتس توضیح داد: اگر برای درمان انتخاب نشده باشم، این ممکن است به من کمکی نکند، اما اگر با شرکت در این تحقیق بتوانم بعداً به دیگرانی که آسیب مشابهی دارند کمک کنم، ارزشش را دارد.
به طور معمول، آسیب انتقال عصبی در نخاع را مختل میکند و به زودی پس از آسیب، نخاع در محل آسیب متورم میشود. تورم فشار روی نخاع را افزایش میدهد و حتی ممکن است جریان خون را به اعصاب باقیمانده قطع کند. این ممکن است بر عملکردهای حسی و مهارتهای حرکتی فرد تأثیر بگذارد و حتی منجر به فلج کامل یا جزئی اندام ها و اندامهای بدن شود. کیست (جیب کیسه مانند از بافت که حاوی مایع، هوا یا مواد دیگر است) نیز ممکن است روی نخاع در محل آسیب ایجاد شود – که باعث انسداد بیشتر در بازسازی نخاع میشود. کارآزمایی بالینی که انجام شده است. در این کارآزمایی ۱۶ فرد ۱۶ تا ۷۰ ساله با آسیب های شدید در قسمت قفسه سینه ستون فقرات خود انتخاب شدند. درمان ابتکاری شامل قرار دادن یک داربست عصبی نخاعی در نخاع آسیب دیده است. این دستگاه بیوپلیمر بسیار متخلخل تجزیه شده و توسط بدن جذب میشود.
محققان نتیجه شش ماهه ۱۶ شرکت کننده در مطالعه را به اشتراک گذاشتند. آنها دریافتند که بیمارانی که با این دستگاه درمان میشوند، نسبت به بیمارانی با آسیب مشابهی که مداخله را دریافت نکردهاند، احساس میکنند در نواحی فلج بدنشان با سرعت کمی بیشتر است. در اوایل سال جاری، این تیم یک پیگیری ۲۴ ماهه در زمینه جراحی مغز و اعصاب منتشر کرد. آنها گزارش دادند که برخی از بیماران با این دستگاه حتی بیشتر بهبود یافتهاند. محققان هیچ عارضه پیش بینی نشده یا شدیدی را مشاهده نکردند.
این نتایج نشان میدهد که ما ممکن است در مسیر درمانهای نهایی باشیم که ممکن است به طور قابل توجهی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسیب نخاعی را بهبود بخشد، شاید حتی به آنها اجازه دهد بدون ویلچر کار کنند. او افزود که اعتقاد بر این است که این اولین مطالعهای است که نشان میدهد قرار دادن یک داربست عصبی- نخاعی در نخاع آسیب دیده ایمن است. موفقیت اولیه این مطالعه، امیدبخشی به بیماران آسیب دیده و خانوادههای آنها است. کار ما بدون تیم اختصاصی از دستیاران، همکاران، ارائه دهندگان حرفهای پیشرفته، هماهنگ کنندگان تحقیقات بالینی و همکاران ستون فقرات امکان پذیر نخواهد بود. ما با هم کار میکنیم تا کمکهای قابل توجهی برای بهبود زندگی بیماران آسیب دیده و فلج خود داشته باشیم، و این امر باعث خواهد شد بدون تلاش تیمی ما ممکن نیست. منبع
یک مطالعه جدید، نشان میدهد که فعالسازی سیگنالدهی توسط مهندسی ژنتیک یا تحریک مغناطیسی مکرر غیرتهاجمی ترانس جمجمهای باعث جوانهزنی آکسون دستگاه قشر نخاعی و بازسازی عملکردی پس از آسیب نخاعی میشود.
rTMS یک تکنیک غیرتهاجمی است که میدان الکتریکی را در بافت مغز از طریق القای الکترومغناطیسی برمیانگیزد. در حالی که تعداد فزایندهای از شواهد نشان میدهد که rTMS روی قشر حرکتی ممکن است برای بهبود عملکردی در بیماران آسیب نخاعی مفید باشد، مکانیسمهای مولکولی و سلولی که زیربنای اثرات مفید rTMS هستند نامشخص است. یک مطالعه جدید نشان داد که rTMS با فرکانس بالا سیگنالینگ را فعال میکند و بازسازی آکسون و بهبود عملکردی را افزایش میدهد، که نشان میدهد ممکن است یک گزینه درمانی ارزشمند برای افراد آسیب نخاعی باشد. تسهیل بازسازی آکسون در سیستم عصبی مرکزی آسیب دیده یک کار چالش برانگیز است. شکست نورونهای بالغ در فعال کردن مکانیسمهای رشد ذاتی سلولی و بازسازی آکسونهای آسیبدیده بهشدت مانع از توسعه درمانهای جدید مؤثر پس از آسیبهای مغزی یا نخاعی میشود.
آبشار سیگنالینگ پروتئین کیناز کیناز فعال شده با میتوژن موجب رشد آکسون در فواصل دور در سلولهای عصبی میشود. بر اساس یافتههای قبلی، محققان فرض کردند که سیگنالدهی یک برنامه رشد آکسون ذاتی را تنظیم میکند و فعالسازی آن میتواند رشد مجدد آکسونهای پستانداران بالغ را پس از آسیب نخاعی ممکن کند. آنها دریافتند که بیان مشروط یک فعال شده با کیناز در نورونهای بالغ قشر نخاعی بیان مجموعهای از عوامل رونویسی را برانگیخت که قبلاً در بازسازی آکسونهای سلول گانگلیونی شبکیه گورخرماهی نقش داشتند. علاوه بر این، فعال سازی مشروط جوانه زدن و بازسازی آکسون را در مدلهای تجربی مختلف آسیب نخاعی در موشها فعال کرد. به گفته محقق که آزمایشها را انجام داد، آکسونهای تازه جوانه زده سیناپسهایی را با مدارهای نخاعی محلی تشکیل دادند و منجر به بهبود عملکرد حرکتی شدند.
rTMS به عنوان یک استراتژی امیدوار کننده برای افزایش بهبودی در بیماران مبتلا به آسیب نخاعی یا مغزی در حال ظهور است، اما مکانیسمهای انعطافپذیری اساسی و پتانسیل کامل درمانی این رویکردها ناشناخته باقی ماندهاند. تیم تحقیقاتی دریافتند که یک دوره از جلسات روزانه rTMS با فرکانس بالا سیگنالینگ را فعال میکند و بیان مجموعهای از فاکتورهای رونویسی مربوط به بازسازی را به همان شیوه فعال سازی ژنتیکی تعدیل میکند. فعالیت درونزای برای افزایش جوانهزنی، بازسازی و بازیابی عملکردی در موشهای مدل آسیب نخاعی تحت درمان مورد نیاز بود. محققان بر این باورند که این نتایج در مجموع نقش مرکزی سیگنال دهی را در افزایش ظرفیت رشد CSN های بالغ نشان میدهد و نشان میدهد که HF-rTMS ممکن است با تعدیل سیگنال دهی، پتانسیل درمان آسیب نخاعی را داشته باشد. تیم کارآزماییهای بالینی را برای آزمایش پروتکل روی افراد توانمند و بیماران آسیب نخاعی آغاز کرده است. در صورت موفقیت، این روش میتواند به عنوان یک گزینه درمانی غیرتهاجمی و کم خطر برای تسهیل بازسازی آکسون، به تنهایی یا در ترکیب با سایر مداخلات اضافی، برای آسیب نخاعی یا سایر افرادی که ممکن است از تعمیر مدار بهره مند شوند، ظاهر شود. منبع