برای نخاعی‌ها

دوستانی که ویلچر دارن یادشون باشه: کم‌باد بودن چرخ‌های ویلچر باعث سخت شدن حرکت ویلچر و خستگی آدم میشه، حتما لاستیک‌ها را بدین کسی براتون سنگ‌باد کنه. هر روز یک سره برای ساعات طولانی روی ویلچر نشینید. روی صندلی ویلچر حتما یک تشک ابرفشرده یا تشک تخم‌مرغی روهو یا نیم‌روهو داشته باشید. روی ویلچر حتما مدام روی دست‌هاتون بلند شید تا خون در محل تماس باسن با صندلی جریان داشته باشه در غیر این صورت زخم‌فشاری ایجاد میشه علت زخم بستر. زخم‌فشاری یا بستر را جدی بگیرید و اول اون را درمان کنید درمان زخم بستر، کسی که زخم داره بهتره روی ویلچر نشینه تا کاملا خوب بشه. کسانی که از کاندوم شیت استفاده میکنند حتما هر سه ۴ماه یک بار برای ۲۰ روز از سوند فولی استفاده کنند تا فشار از روی مثانه‌شون برادشته شه تا به بزرگی مثانه و عواقب اون گرفتار نشن،

کسانی که دل و رودشون گاز سازه و مدام گاف=(گ و ز) میدن، یه راه درمانش اینه که  از دارو خانه قرص جویدنی ضدگاز روده بخواهند، بدون نسخه فروخته میشه.

پیوست: خرداد سال۷۱ چهار دوست با ۲موتور رفتیم شمال، سفر خاطره انگیزی بود، تو راه باسن‌مون طوری خواب میرفت که انگار میخواستیم از رو موتور لیز بخوریم و بیافتیم زمین، برای رفع این حالت ناخوشایند می‌ایستادیم و باسن خودمون را مالش میدادیم، این حالت برای ما نخاعی‌ها روی ویلچر و تخت با تشک نامناسب پیش میاد و اونهایی که مراقب نباشن زخم میگیرن یه دوست کل هزینه‌های سفر من با۲دوستم را به دبی برای تماشای کنسرت چند خواننده به عهده گرفته، کی میاد؟؟(بزن قدش)  

بازدیدها: 698

عکس رنگیِ مثانه

پارسال آخرهای اسفند من و داداشم و پدرم توی بیمارستان ولوو بودیم برای گرفتن عکس ام‌آر‌آی از گردنم و امسال میانه‌ی اسفند باز هم قسمت‌مان شد بیمارستان و عکس رنگی، اینبار برای مجاری ادار که خدا قسمت گرگ بیابان هم نکندش. جریان گرفتن این مدل عکس اینه: یه سوند فولی را داخل مجرای ادرار فیکس میکنن بعد ماده‌ی ضد رادیواکتیو را توسط اون وارد مجرا میکنن و بعد عکس میگیرن تا ببینن داخل
مجرا چه خبره، اگر عکاس کمی بد عمل کنه و بادکنک سر سوند را کمی زیادی باد کنه بیمار مثل من گرفتار پارگی و خونریزی مجرا میشه. عکس رنگی از مثانه برای چند منظور گرفته میشه، زجر آور ترینش اونیه که بخواهند ببینند از مثانه ادرار به کلیه‌ها یا
جاهای دیگه پس میزنه یا نه؟؟ برای رسیدن به این پاسخ، مثانه را با سرم و ماده‌ی ضد رادیواکتیو تا جایی که مقدور باشه پر میکنن و این باعث میشه که فشار خون بالا و بالاتر بره در همین موقع است که انگار یه دیلم گذاشتن توی ستون فقرات آدم و با پتک به اون ضربه میزنند، هرچه فشارخون آدم بالاتر میره انگار ضربه‌ی پتک سنگین تر و
دیلم بالا تر میره تا جایی که آدم احساس میکنه که چشم‌ها میخوان با هر ضربه بپرن
بیرون، در این شرایط هیچ کس نمیتونه گریه نکنه و داد نزنه. این شرایط برای هرکسی که ادرارش به هر دلیلی بند بیاد و شخص نتونه اون را تخلیه کنه پیش میاد.

پیآمد: چند می‌گیری عکس رنگی از مثانت میاندازی؟؟
زندگی دیگر تکرار نمی شود.

نکات مهم برای مدیریت کاری و شخصی

هشدار درباره استفاده از ظروف یکبار مصرف

نخوردن صبحانه موجب چاقی و حمله های قلبی می شود

بازدیدها: 1560

شروع بیماری

از اینکه چند روزی را به دلیل بیماری غیبت داشتم پوزش می خواهم و البته سعی می کنم در اولین فرصت جهت موجه نمودن غیبتم به خدمت شما برسم. و اما فعلا مختصر بگم که چه بر من گذشت: ماجرای من روز ۱۰ بهمن ماه که عید غدیر خم شیعیان جهان بود شروع شد، ظهر روز شنبه بعد از اینکه از حمام برگشتم از پدرم خواستم برای اینکه مثانم کمی استراحت کنه بیاد و یه سوند فولی (ثابت) به من بزنه. پدرم هم آمد و این کار را مثل همیشه کرد اما سوند وارد مثانه نشده بود که خودم گفتم خوبه
دیگه سوند را فیکسش کنید، برادرم هم با سرنگ آب را وارد سوند کرد. یکم که گذشت دیدیم سوند داره هی میاد بیرون، سوند را که خارج کردیم خونریزی شروع شد چرا که بادکنک سر سوند باعث پارگی مجرای ادرار شده بود. هر کار کردیم که سوند دیگری وارد مثانه کنیم نشد که نشد خونریزی هم ادامه داشت و بند نمیآمد . خانواده می گفتن که پاشو بریم بیمارستان اما من می گفتم که نه خودش خوب میشه. توی این گیری بیری حالت تهوع و بیرون روی هم یقه ی من را چسبید. تا ساعت ۵ بعد از ظهر خونریزی و تهوع و بیرون روی ادامه داشت تا اینکه خانواده دیگه درنگ را جایز ندیدند و یه آمبولانس خبر کردند که با کلی تاخیر آمد و من را به بیمارستان بقیه الله بردند. چون قد بلند من توی آمبولانس جا نمیشد من را به شکل حرف نون فارسی در آوردن یعنی سر و پا های من را بردن بالا و کمرم ماند پایین. با هر حرکت و ترمز ماشین فشار خونم بشدت افت میکرد و تمام سر و صورت و مغزم سر می شد. بعد از کلی توی ترافیک ماندن به بیمارستان رسیدیم.
چون هنوز باید بیشتر استراحت کنم بیشتر از این نمی نویسم و بقیش باشه برای وقتی که کمی بهترتر شدم.

بازدیدها: 688