یه مدت بود نه جوک نه فیلم کمدی و …. کلا هیچ چیز من رو به خنده نمیانداخت، البته افسرده حال نبودم، سعی میکردم که مرد باشم و خودم را کنترل کنم؟! یه روز که یه فیلم لورل و هاردی پخش میشد بابام گفت بچه که بودی با این فیلمها اونقده میخندیدی و ریسه میرفتی که جیشت در میرفت و همهی خونه زندگی را خیس میکردی. خوب که فکر کردم دیدم چه کاریههآااااا؟ چرا باید خودم را کنترل و گرفته کنم وقتی که میشه راحت خندید؟ این شد که از اون وقت تا حالا کودک درونم را بیدار کردم و به هر چیزی با صدای بلند میخندم، از اون وقت تا حالا واقعا حالم خوبه و اصلا احساس کسالت نمیکنم.
بازدیدها: 745