تا من بی نوا دوتا پیشنهاد چُسکی برای بهزیستیِ معلولان تحت پوشش سازمان بهزیستی دادم، معاون وزیر کشور اعلام کرد که: دولت در نظر دارد در راستای کوچک نمودن دولت و کاهش تصدیگری دولت، اختیار سازمان بهزیستی را به شهرداری واگذار نماید، بقولی گفتنی، بهزیستی همینطوری گله، به سبزه هم آراسته بشه میشه حکایت این که میگن: یه روز زمستانی رضا شاه داشته از ارتش بازدید میکرده از یه نفر میپرسه، سرباز وضعیت جیره و مواجب چطوره؟؟ چیزی که به شما میرسه کافیتونه؟؟ طرف هم میگه نه قربان خیلی کمه. رضا شاه دستور میده که یه گلولهی برفی درست کنن اندازهی یه توپ بسکتبال بعد میگه اون را از اول صف دست به دست بدن تا برسه به نفر آخر، ارتشیها این کار را میکنن و وقتی که گلوله به نفر آخر صف میرسه میشه اندازهی یه نخود، رضا شاه میگه من جیرهی شما را اندازهی اون گلولهی اولی میدم ولی تا به شما برسه میشه اندازهی گلوله آخر. حالا شهرداری چند گردو از نخودی که بهزیستی به معلولان میده عوارض بگیره خوبه؟؟ فکر میکنم که شهرداری هم برای خود اشتغالی معلولها و کاهش تصدیگری شهرداری نسبت به امور معلولها مکانهایی را جهت گدایی به معلولها اجاره بده، قابل ذکر است که معلولها و افراد بیجا و مکان، خواهند توانست در صورت پرداخت هزینهی خواببان شبها کنار خیابان بخوابند.
پسرفت: میگن دیوار موش داره موش هم گوش، دیگه من فکر نمیکردم که این موش موشک کامپیوتر هم گوش داشته باشه!!
نکتههایی بسیار مهم برای احساس رضایتمندی
بازدیدها: 58