چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟

 چرا عملی که گاهی به پوست آسیب می‌زند، چنین حس لذت‌بخشی به ما می‌دهد؟ پاسخ در مکانیسم‌های پیچیده مغز و سیستم عصبی نهفته است. وقتی می‌خارانیم، در واقع یک آبشار عصبی را به راه می‌اندازیم:

۱. نظریه “تداخل درد با خارش”: خارش و درد، هر دو توسط رشته‌های عصبی مشابهی (الیاف C) از پوست به نخاع و مغز منتقل می‌شوند، اما با شدت و الگوهای متفاوت. هنگامی که با ناخن یا شیء دیگر پوست را می‌خراشیم، یک درد خفیف و سطحی ایجاد می‌کنیم. این سیگنال درد، سریع‌تر از سیگنال خارش به نخاع می‌رسد. در نخاع، این سیگنال‌های درد باعث می‌شوند که نورون‌های منتقل‌کننده خارش، مهار شوند. مثل این می‌ماند که یک پیام مهم‌تر (درد) وارد شده و خط تلفن را اشغال کند و پیام کم‌اهمیت‌تر (خارش) را قطع کند. در نتیجه، برای یک لحظه، حس خارش به طور کامل از بین می‌رود و این تسکین، برای ما بسیار لذت‌بخش است.

۲. ترشح انتقال‌دهنده‌های عصبی لذت‌بخش: تحقیقات نشان داده است که خود عمل خاراندن، باعث تحریک مناطقی از مغز می‌شود که با پاداش و لذت در ارتباط هستند. این نواحی همان مناطقی هستند که در پاسخ به چیزهای لذت‌بخش دیگر مانند خوردن غذاهای خوشمزه یا برنده شدن در یک بازی فعال می‌شوند. احتمال دارد که در این فرآیند، انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین و دوپامین در مغز آزاد شوند که نقش کلیدی در ایجاد حس لذت و سرخوشی دارند.

۳. جنبه تکاملی و بقا: از نظر تکاملی، این حس خوب یک مکانیسم بقا است. خارش معمولاً به ما هشدار می‌دهد که چیزی مزاحم (مثل یک حشره ناقل بیماری، یک گیاه سمی یا یک ماده حساسیت‌زا) روی پوست ما قرار دارد. حس خوب پس از خاراندن، ما را تشویق می‌کند که آن ناحیه را به خوبی بررسی و پاکسازی کنیم و مزاحم را از بین ببریم. اگر خاراندن دردناک و ناخوشایند بود، ممکن بود از انجام آن طفره برویم و آن عامل مزاحم (مثلاً یک کنه) مدت بیشتری روی پوست ما بماند و آسیب بیشتری بزند.

نتیجه‌ی اخلاقی: خارش یک سیگنال هشداردهنده از سوی پوست است، در حالی که حس خوب پس از خاراندن، یک مکانیسم پاداش مغزی است که ما را به رفع آن عامل محرک تشویق می‌کند. این تعادل هوشمندانه به بقا و سلامت ما کمک می‌کند. البته خاراندن بیش از حد می‌تواند به پوست آسیب بزند و یک چرخه معیوب “خارش-خاراندن” ایجاد کند که در برخی بیماری‌های پوستی دیده می‌شود.

دو ویدیو داغ و هیجان انگیز در کانال آپارات وبلاگ منتشر کردم، حتما ببینید

بازدیدها: 0

عوارض مصرف دارو با شکم خالی

در یک‌سال گذشته چند بار به دلیل دل‌درد کارم به دکتر و بیمارستان کشید. مشکلم همیشه با دردهای کوچک و معمولی شروع می‌شد. مثل وقت‌هایی که به گردنم فشار میاد و گردنم درد میگیره و دردش میزنه به سرم و مرتب دردش شدیدتر میشه و تا قرص استامینوفن را با ژلوفن و یا بروفن باهم نخورم دردش آروم نمیشه. خوردن ژلوفن و یا بروفن همیشه حس خوردن ذغال سرخ را بهم داده. این اواخر با دل‌دردهام مثانه‌ام هم اسپاسم میگرفت و حتی با سوندفولی هم ادرارم با مشکل خارج میشد و من فکر میکردم گرفتار عفونت مثانه شدم و به همین دلیل قرص سیپروفلوکساسین‌ میخوردم. این قرص خودش کلی عوارض داره و قرص هر شرکت تولید کننده‌ی این دارو یه‌جور عارضه‌ی خاص خودشو داره. یه مارکشو که میخوردم بیرون‌روی میگرفتم و بند سوم انگشت کوچیکه دست چپم خارش میگرفت و کبود میشد. تو یک‌سال گذشته از یک مارک دیگر سیپروفلوکساسین استفاده میکردم که حسابی معده‌ام را بهم میریخت و موجب دل‌درد شدید همراه با حالت تهوع میشد. من فکر میکردم این مشکل از صفرام باشه و حتی زدم به سیم آخر و اقدام کردم برای جراحی و خارج کردن کیسه صفرا، که دختر خالم که پزشکه منصرفم کرد و گفت: احتمالا مشکل از معده‌ات باشه، برام داروی امپرازول تجویز کرد که خوشبختانه آبی بود بر آتش. در ماه گذشته هم داستان بالا: سردرد، خوردن مسکن، دل‌درد همراه با اسپاسم مثانه و مصرف داروی سیپروفلوکساسین و دل‌درد و تهوع و چند روز تب و لرز و … برام تکرار شد که با مصرف امپرازل دردها پرکشیدن و مشخص شد که معده‌ام بسیار ضعیف و حساس شده.

پسوند: دوستان راهنمای همراه داروها را خوب مطالعه کنن تا با عوارض دارو آشنا بشن. توصیه اکید میکنم به توصیه‌ی شرکت سازنده‌ی دارویی که گفته: این دارو با شکم خالی مصرف نشود، حتما عمل کنن تا معده‌ی مبارک را ناخوش نکنن.

بازدیدها: 695