از بهزیستی زنگ زدن و گفتن: تو که برای خرید خودروی معلولان ثبت نام کردی آیا ازدواج کردی؟ گفتم ازدواج نکردم، اما میخوام ازدواج کنم ولی دست من کوتاه و یار در کوزه و ما تشنه لبانیم. طرف گفت گواهینامهی رانندگی داری؟ گفتم دارم، اما سال ۶۹ وقتی سالم بودم گرفتمش. طرف گفت: برو گواهینامهی ویژه بگیر ایشالله سری دوم در اولویت دریافت اتول خواهی بود. زنگ زدم به راهنمایی رانندگی و پرسیدم برای دریافت گواهینامه باید چه کار کنم. طرف گفت: روزهای زوج با داشتن اصل و گپی کارت ملی و شناسنامه و گواهینامه و ۳عکس ساعت ۱۰ونیم اینجا باش. مدارک را جور کردم و زحمتم را انداختم سر دوش داداش عزیزم و با هم رفتیم شهرک آزمایش جهت دریافت گواهینامه. اونجا هم پله بود هم سطح شیب دار. بعضی از این رمپها را فقط برای نمایش درست کرده بودن چون واقعا شیبشان برای عبور ویلچر تند بود. اونجایی که برای معلولان پرونده سازی میکردن سربازی بود که کارش فقط انجام کارهای اداری و راهنمایی معلولان بود. معلولان را سه افسر پلیس نگاه میکنن تا تشخیص بدن طرف توانایی رانندگی با چه نوع اتومبیلی را داره. اگه معلول دستاش سالم باشه میفرستنش آموزشگاه ویژهی معلولان تا بعد آموزش بره برای امتحان شهر و …. . سه افسر مربوطه دفتر قوانین را بالا و پایین کردن و به من گفتن چون انگشتهای دست راستت گیرایی نداره باید بری قسمت مهندسی که دستور بده بری برای کمیسیون پزشکی که اونا معاینه فنی مهندسی پزشکیت کنن، اگه تشخیص دادن که توانایی رانندگی کردن را داری بعد میای اینجا برای الباقی ماجرا…. .
پاپوش: نتیجهِی اخلاقی: وقت داداشم حرام شد و من طبق معمول شرمندش شدم. فعلا از گواهینامه گرفتن منصرف شدم. حال من گرفته نشد چون حال کشک نیست که بشه گرفتش. اصلا گور پدر رانندگی و اتول و …..
زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم
بازدیدها: 75