تئوری دایی جان ناپلئون میگه: همه چیز زیر سر انگلیسهاست، من هم به نوعی این تئوری را قبول دارم، گویا یکی از رئیس جمهورهای آمریکا بوده که روزی جایی گفته بوده: در این فکر باشیم که ما برای کشورمان چه کردیم؟ نه اینکه کشور برای ما چه کرده. غربیها این فرهنگ را بین خودشون رواج میدن نوبت ما که میشه تو بوق میکنن: آی ملت ایران، دولت برای شما چه کرده؟ پول نفتتونو بردن و خوردن، و ….. ما ملت ایران هم آخر همهی بیجنبهها هستیم و زود جوگیر میشیم (ایرانی با یه غوره سردیش میکنه و با یه مویز گرمیش، ما درهمه کار یا اول هستیم یا آخر، ما میانهای با میانه نداریم) و با خودمون میگیم: قیصر کجایی که پول نفتمونو خوردن، پس اولین اتوبوسی را که سوار میشیم با چنگ و دندان هم که شده صندلیشو پاره میکنیم تا سهم پول نفتمونو گرفته باشیم. مجری تلویزیون فارسی آمریکا در برنامهای که لایو بود از من پرسید: دولت برای تردد معلولان در کوچه و خیابان چه کرده؟ گفتم: موانع را دولت سر راه ویلچر من نمیگذاره، دولت چه کار میتونه بکنه وقتی خود ما ملت به خودمون این اجازه را میدیم در خونمون انواع سرعت گیر بکاریم، برای عبور فاضل آب حیاط منزلمون آسفالت جلوی منزل را مثل جوب بکنیم، چهارشنبهسوری روی آسفالت لاستیک آتیش بزنیم و پدر آسفالت را دربیاریم و..و…و….. .
پسینه: در اروپا و آمریکا سر سال همه باید مالیات بدن کلآاان، برای همین همه میدانند اگه چمن پارک را له کنند مستقیم پولش از جیب خودشون کسر میشه. در آمریکا اگر کسی مالیات نده از حقوق اجتماعی محروم میشه و حتی مهاجرها را اخراج میکنند. اما اینجا چی؟ مالیات نمیدیم هیچ! طلب پول نفت هم داریم. ایرانیهای آمریکا میگن اینجا مملکت هردمبیل است. یعنی دم به دم برات بیل=صورت حساب میاد.
بازدیدها: 712