کارنیکو کردن

توی ماه رمضان همه سعی می‌کنن بیشتر از پیش کار خوب بکنن، برای اینکه نگی مهرداد کونمونه، این هم نمونه: اونهایی که دستشان بیشتر به دهانشان میرسه و پاشان از گلیم‌شان درازتره: در مراسم آزاد کردن زندانی شرکت می‌کنن و سرپرستی ایتام را قبول می‌کنن و…. ، چند سال پیش تلویزیون نشان میداد یه دختر جوان داشت سررپرستی بچه‌ای را می‌پذیرفت، اون لحظه به خودم گفتم ای‌کاش این خانم سرپرستی من را می‌گرفت، این داستان منو به فکر انداخت که برای خودم آگهی بدم تا یکی پیدا بشه و منو به فرزندی بپذیره. خلاصه فکرهام را کردم یه متنی نوشتم و دادم دوستان اونو به انگلیسی ترجمه کردن و گذاشتم توی چند وبلاگ، آخه شنیده بودم که مادونا و آنجلینا جولی و نیکول کیدمن و… هم از این کارها کردن و در دنیای هنرمندها این کارها مده، گفتم بلکه بریتنی اسپرز برای چشم و هم چشمی بیاد و ترتیب کار منو بده و منو…….. حتما می‌خواهید بدانید نتیجه‌اش چی شد؟ نتیجه این شد که من همچنان اینجام. وقتی دیدم هیچ خبری از اونور آب‌ها نشد به فکر افتادم اینور خشکی‌های قزوین یه آگهی ازدواج بدم، القصه آگهی ازدواج دادم باقلوآ، آمآاا گویا فقط بیژن خان آگهی بنده را خونده بود که آمد، اونم به خوابم

پیآمد: یه مدت، اندکی ورزش می‌کردم، یعنی اینکه روی تخت وزنه میزدم، البته اسمش وزنه بود چون وزنی نداشت، اونقدر به مثانم فشار آمد که با مشکل بزرگی و ریفلاکس راهی بیمارستان شدم. به همین دلیل خوب میدانم که بچه‌هایی که تو المپیک معلول‌ها مدال آوردن چه کار بزرگ و سختی کردن

بازدیدها: 25