نقاشی

حتما مردهایی را میشناسید که: نسبت به زندگی و زن و بچه بی‌مسئولیت هستند،
بی‌کاره، شکاک و بدبین هستند و به هر دلیلی فحاشی و کتک‌کاری ‌راه‌ می‌اندازند، چشم چران و دارای انحراف اخلاقی و جنسی هستند، چشمشان به دست مردمه، همیشه با فامیل مشکل دارند، وقتی جایی مهمان هستند انواع رفتار ناشایست را بروز میدن: جلوی میزبان ولوو میشن، میان فامیل را بهم میزنند، از همه بدگویی می‌کنند، بخیل و حسود هستند، معتاد و دزدند و ….. از این آدم‌ها با شدت کم و زیاد همه‌جا هست. اگرچه مشکل جسمانی من بسیار بزرگه، اما خدا را شکر من هیچ‌یک از این صفات رذیله را ندارم، تازه، خیلی ناز هستم،آب،برق،گاز و تلفن هم دارم. همسر شخصی مثل من، شاید احساس خوشبختی نکنه، اما یقینا مثل خیلی‌ها احساس بدبختی نخواهد کرد. معلول جسمی برای دیگران زحمت داره، اما اخلاق و زبان خوش زحمت را قابل تحمل میکنه. اونچه که باید ازش ترسید معلولیت‌های اخلاقی و روانی است، چنین بیمارانی به اطرافیانشان آسیب میرسانند و زندگی را….. . اینها دلیل‌هایی است که باعث میشه من خودم را برتر از خیلی‌ها بدونم و برای خودم
آگهی بدم.

پاورقی: حالا همه شوری، شیرینی، نگیرن و فرت و فرت بگن تورو خدا بیا من را بگیر، من فقط با تو خوشبخت میشم و بی‌تو به لقاالله می‌پیوندم(انشاالله)

 در اولین مطلب اینترنتیم در مورد ازدواج نوشته بودم
انواع معلولیت

چهارشنبه عمل لیزیک چشم کردم، شاید تا چند روز نتونم با کامی کار کنم، این مطلب را هم
قبلا نوشته بودم و تو وبلاگ آماده به پست بود

بازدیدها: 46

چرا

با این طرح ارتقاع امنیت اجتماعی و مبارزه با بد حجابی چطورید؟ حق تونه، حالا که یه مرد پیدا شده با دل شیر و خریت کرده و برای ازدواج اعلامیه داده میرید میزنید سرور وبلاگش را می‌پوکونید!؟ از شلوار برمودا و مانتوی کمر کرستی و نوار به سر گذاشتن (نوار جاش رو سره؟؟ یا توی پخش صوت) شوهر در میاد. توی تلویزیون نشان میداد یه خانمی با چادر عربی جلوی یه خانمی را گرفته بود و می‌گفت: این لباسی که شما پوشیدی برازنده‌ی یه خانم ایرانی نیست!! جلوی یه خانمی را گرفتن گفتن مانتوت تنگه، بیچاره مانتوش خیلی گشاد بود، فقط خودش خیلی تپل مپل بود، اگه این ماموران من را در این حالت که اینجا نوشتم: دیگران چه می‌گویند می‌دیدند با من چطوری رفتار می‌کردند؟

پسرفت: چند روزی وبلاگستان ما فولجا خراب بود که باز هم با تلاش نوید طلا روبه‌راه شد، یه روز هم رفته بودم دکتر جهت معاینات اولیه‌ی عمل اصلاح دید جهت برداشتن عینک که باز نتونستم بیام پای کامی، یه روز هم باید میرفتم گلاب به‌روتون انگور باز نشد بیام پای کامی، از روز دوشنبه هم سرماخوردم اساسی گلو درد هم گرفتم، سینه‌ام هم خراب شده.

بازدیدها: 18

ازدواج‌به‌سبک…

چند شب پیشی‌ها فیلم جدید ازدواج به سبک ایرانی را دیدم، یکی از هنرپیشه‌های این فیلم سعید کنگرانی استش، همون جوانی که توی فیلم درامتداد شب، با گوگوش هم‌بازی بوده. پارسالی‌ها که فیلم در امتداد شب را دیدم، فائقه‌ی آتشین=گوگوش را خیلی شبیه همه‌ی نخاعی‌ها حس کردم. گوگوش در اوج جوانی، زیبایی، شهرت، محبوبیت، ثروت و…. ناگهان مجبور به خانه نشینیِ ناخواسته شد،آمآااااا بآلآخره درب‌ها برای او بازشد و گوگوش به همه چیز رسید جز جوانی.

حالا اگه تونستید پیدا کنید پرتغال فروش … را ؟؟

پسآمد:الان درست۱۳سال و یک روز و چند ساعت و چند دقیقه است که من قطع نخاع شدم.

خبر ترمیم نخاع آسیب دیده از دانشمندان بریتانیایی:

 ابریشم می‌تواند به ترمیم عصب کمک کند

اگه به علم کالبد شکافی و تشریح بدن انسان علاقه داریدمی‌توانید به دو روش زیر در اعماق بدن انسان سیاحت کنید:

 جستجو  جز به جز = هدفمند

 جستجو جز به جز = بی هدف

این هم وبلاگ: دکتر گرگ

از بخش بخش فارسی رادیو بی بی سی برنامه‌ای پخش شد بنام درگوشی‌ها که مربوط بود به آموزش برخی از مشکلات جنسی بود چون اون برنامه را مفید یافتم و چون وب سایت بخش فارسی رادیو بی بی سی برای ما در ایران فیلتر شده از تهیه کننده‌ی اون برنامه خواستم که خلاصه‌ی برنامه ها را برام ارسال کند تا من اونها را کم کم بگذارم داخل وبلاگم اوشان هم این کار را کردند و من هم برای آگاهی دوستان اونها را میگذارم داخل وبلاگم:
آزار و سوء استفاده جنسی
آزار و سوءاستفاده جنسی در حالت کلی زمانی اتفاق می افتد که یک فرد بدون اطلاع و یا رضایت فرد دیگر از او لذت جنسی ببرد طوری که باعث تحقیر شخص شده و یا به شخص آسیب روحی و یا جسمی وارد شود.
آزار و سوءاستفاده جنسی درجات مختلف دارد. آزار جنسی میتواند جزو دسته جرم ها تلقی شود و جوامع مختلف مجازات های متفاوتی را برای افراد مجرم در نظر می گیرند.
آزار های جنسی به سه دسته تقسیم میشوند:
۱-آزارهای جسمی: یعنی چنانچه فردی شخص دیگر را مجبور به برقراری ارتباط جنسی کند در حالتی که فرد مایل به برقراری این ارتباط نباشد) تجاوز جنسی(و یا دستمالی کردن فرد دیگر در صورت عدم آگاهی و یا رضایت فرد.
۲- آزارهای روانی و روحی: یعنی کلماتی به کار برده شود که باعث احساس تحقیر شخص دیگر شود مثل متلک گویی، و یا دنبال کردن فرد و آزارهای تلفنی که شخص را مورد فشار روانی قرار دهد. یا حتی اگر فردی در حال تعویض لباس باشد و فرد دیگری بدون اطلاع وی به تماشای او پرداخته و لذت جنسی ببرد یک نوع از سوءاستفاده جنسی را مرتکب شده.
۳-سوء استفاده از موقعیت و اعتماد طرف مقابل در اعمال زور برای برقراری رابطه جنسی: مثلا فرد بزرگسالی که از بی دفاع بودن کودکی استفاده میکند و یا بدلیل نسبتی که با وی دارد او را به برقراری ارتباط جنسی تشویق و یا وادارد میکند. مثل معلم، پدر و مادر، و اقوام یا رئیسی که از موقعیت خودسوء استفاده کرده و کارمند خود را تحت فشار قرار میدهد.
هرگونه تعرض به فضای خصوصی افراد بدون درک آنها از شرایط وخواست آنها که باعث وارد آمدن فشار روحی و احساس تحقیر در فرد شود آزار و سوءاستفاده جنسی است. بنابراین متلک گفتن، دستمالی کردن افراد و بوق زدن و چشم چرانی،ایستادن بر سر راه افراد و مزاحمت های خیابانی و مسائلی از این دست هم جزو آزارها و سوئاستفاده های جنسی بشمار می روند.
برخی افراد براثر ناآگاهی از قوانین و مناسبات قابل قبول اجتماعی دست به چنین کاری می زنند و برخی دیگر دچار اختلالات روحی و یا روانی هستند که آنها را به سمت ارتکاب به این اعمال ناپسند سوق می دهد.
• فرد نمیداند به کجا و چه کسی مراجعه کند
• فرد نمیداند که این کاری که انجام شده آزار جنسی بوده و کاری نیست که همه انجام می دهند
• ترس از آبروریزی و شکستن حرمتهای فامیلی و خانوادگی
• ترس از اینکه متهم به دروغگویی و هرزگی شود
فرد آزار دهنده شخص را تهدید کرده که اگر موضوع را بازگو کند خودش و یا عزیزانش تاوان آن را باز پس خواهند داد
افرادی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند بسته به نوع این آزار و اثری که روی آنها داشته میتوانند دچار اختلالات ریشه دار جنسی شوند بطور مثال فردی که بخصوص در دوران خردسالی و یا نوجوانی مورد آزار بوده در برقراری ارتباطات جنسی در آینده ممکن است دچار یک و یا چند مورد از این حالات شود:
• از برقراری ارتباط جنسی واهمه داشته باشد
• از برقراری ارتباط جنسی بشدت سرباز بزند
• به رابطه جنسی به عنوان یک وظیفه نگاه کند
• در برانگیخته شدن جنسی مشکل داشته باشد
• در صورتی که کسی به او دست بزند احساس انزجار، ترس و عصبانیت پیدا کند
• در حین برقراری ارتباط جنسی نتواند در لحظه حظور داشته باشد و از نظر فکری فرسنگ ها دور باشد.
• در روابط جنسی وسواس گونه و نامتعارف وارد شود
• برای خانم ها درد در هنگام دخول و یا غیر ممکن بودن دخول بر اثر انقباضات غیر طبیعی دهانه واژن
• برای آقایان مشکلات نعوظ و عدم کنترل بر روی زمان انزال
• تمایل داشتن به برقراری جنسی به همان صورتی که در هنگام آزار جنسی اتفاق افتاده
• خودآزاری جنسی و دیگر آزاری جنسی
فهرست بالا تنها موارد شایع را در بر میگیرد اما این اثرات میتواند از یک فرد تا فرد دیگر کاملا متفاوت باشد. بطور کلی اکثر این افراد در برقراری ارتباطات با دیگران دچار مشکل هستند به این صورت که یا بیش از حد صمیمی میشوند و یا از حد خاصی جلوتر نمیروند.
این نکته هم شایان ذکر است که آزار و سوء استفاده جنسی چه برای مردان و چه برای زنان، چه برای کودکان و چه برای افراد مسن وجود دارد و با وجود اینکه زنان و کودکان بیشتر مورد آزارهای جنسی قرار میگیرند اما مردان و افراد مسن هم از این قاءده مستثنا نیستند.
موقعیت همسر یا شریک جنسی فردی که مورد آزار جنسی قرار گرفته
فردی که مورد آزار جنسی واقع شده قربانی اول و شریک جنسی وی در واقع قربانی دوم این عمل است. همسریا شریک جنسی فردی که مورد آزار جنسی واقع شده ممکن است احساس طرد شدگی کند، مدام به این فکر کند که شاید کاری را انجام می دهد که فرد آزار دهنده با همسرش انجام داده و نمی داند کدام کار درست است و کدام ممکن است باعث برانگیخته شدن احساسات منفی در شریک جنسی اش شود و در عین حال نمی تواند گذشته همسرش را تغییر دهد.
فرد ممکن است بشدت نسبت که فردی که این کار را انجام داده عصبانی باشد. در حالتی که فرد مورد آزار دچار زیاده خواهی جنسی و یا اعتیاد جنسی است ممکن است به شریک جنسی اش فشار بیش از حد آورده و باعث برانگیخته شدن احساسات منفی در وی شود. در برخی اوقات هردو فرد تجربه آزار جنسی داشته اند. در هر حالت این مهم است که زوج با هم مورد مشاوره قرار گیرند تا احساسات هردو در نظر گرفته شود.
درمان
همه افرادی که مورد آزار جنسی بوده اند ممکن است آمادگی شروع فرایند درمان را نداشته باشند. این افراد غالبا نیاز دارند که ابتدا درک درست و محکمی از خودشان داشته باشند و از سطح عزت نفس خوبی برخوردار شوند.
در مرحله بعدی آنها باید تمایل داشته باشند که رابطه جنسی شان را در سطحی عمیق تر تجربه کنند و مثلا بجای اینکه به رابطه جنسی به عنوان وظیفه نگاه کنند بخواهند که از آن لذت هم ببرند. این مسئله معمولا اتفاق نمی افتد تا زمانی که فرد احساسات خود را در مورد واقعه ای که اتفاق افتاده برای خود روشن کند و مثلا بداند که در مورد فردی که او را مورد آزار قرار داده چه حسی دارد؛ عصبانیت؟ ضعف؟ تحقیر؟ و غیره.
در مواقعی که زوج ها بر روی روابط جنسی شان کار می کنند دانستن اینکه یکی و یا هر دو فرد در این رابطه مورد آزار جنسی بوده اند برای مشاور ضروری است در غیر این صورت ممکن است مواردی را بحث کند و یا زوج را به انجام کارهایی تشویق کند که موضوع را بدتر کند.
توصیه من این است که چنانچه در صدد شکافتن تجربه تان از آزار جنسی برآمدید حتما این روند را با همکاری مشاور خبره انجام دهید که در صورت لزوم بتواند به شما کمک کند تا احساساتی را که بر انگیخته میشوند را کنترل کرده و در جهت مثبت هدایت کنید.
در حالت ایده آل فردی که تخصص مشاوره زوج ها، مشاره جنسی و تجربه کار با قربانیان آزار جنسی را هم دارد توصیه میشود. هدف این نیست که فرد به داشتن رابطه جنسی تشویق شود.
هدف از این فرایند این است که فرد بتواند حد خود را بشناسد یعنی بداند در چه زمانی و با چه شخصی می خواهد ارتباط جنسی داشته باشد و تا چه حد می خواهد در این ارتباط پیش برود.
همچنین در صورت تمایل، قدرت برقراری ارتباط صمیمانه جنسی بدون ترس را پیدا کند. معمولا مراحل التیام در رابطه زوج ها به ترتیب زیر اتفاق می افتد اما ممکن است در هر زوجی متفاوت باشد:
• در وهله اول ببینند مشکل رابطه شان چیست. برای چه اصلا به این فکر افتاده اند که باید در این مورد فکر کنند (مثلا خانم از آغاز رابطه مشترکشان اصلا میل جنسی نداشته)
• هر دو درک مشترکی از مشکلی که در رابطه شان بوجود آمده (بر اثر سابقه آزار جنسی) پیدا کنند
• مثل یک تیم در مقابل واقعه عمل بکنند یعنی همدیگررا سرزنش و یا تحقیر نکنند
• رابطه جنسی با هم برقرار نکنند تا زمانی که واقعه را کاملا بررسی کنند و بدانند چه حرکتی میتواند یادآور آن واقعه ناخوشایند باشد تا ازانجام آن خودداری کنند.
رابطه جنسی شان را دوباره از اول و با درک متقابل شروع کنند. مثلا برای هم توضیح دهند که چه کاری لذت بخش و چه کاری برایشان ناخوشاید است تا شریک جنسی شان بداند که در چه موقعیتی است و چه باید بکند. برخی اوقات راحت تر است که از توضیح ناخوشایند ها شروع کنید.
• جو را طوری آماده کنید که بتوانید به راحتی در مورد نگرانیها و ترس های خود صحبت کنید.
• معنای جدیدی از رابطه جنسی را در ذهن خود و شریک مقابلتان شکل دهید یعنی اگر مثلا رابطه جنسی را برای جلب محبت و یا از فرار تنبیه انجام می دادید حالا این رابطه را برقرار می کنید چون طرف مقابلتان را دوست دارید و چون میخواهید از این رابطه لذت ببرید.
بر طبق آمارهای موجود اکثر آزار دهنده های جنسی فرد مورد آزار را می شناختند و فرصت کافی داشته اند تا مقدمات را برای انجام این عمل فراهم کنند. بنابراین این مهم است که از کودکی فرزندان خود را در این زمینه آموزش دهیم.
ساده ترین کار این است که به آنها بیاموزیم چه نوع تماسی درست است و چه نوع تماسی درست نیست. فقط باید مراقب بود که اگر کودک را بیش از حد از دیگران بترسانیم در آینده نمی تواند ارتباطات سالمی برقرار کند و از هزگونه صمیمیتی می هراسند.
بهترین کار این است که با فرزند خود ارتباط نزدیکی برقرار کنید تا در صورت هرگونه مسئله ای بتواند موضوع را با شما در میان بگذارد. اکثر افرادی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند موضوع را با هیچ کس در میان نگذاشته اند بدلیل اینکه می ترسیدند مورد تنبیه واقع شوند.
به عنوان مثال کودکی که توسط عموی خود مورد آزار جنسی واقع شده و مورد را با مادر خود در میان گذاشته مورد تنبیه واقع شده چون مادر نمیخواسته این مورد را باور کند و یا حتی اگر باور میکرده توانایی مطرح کردن این قضیه را با همسر خود نداشته و غیره. بنابراین تنبیه بچه بی دفاع و محکوم کردن وی به خیالبافی، گزینه راحت تری بوده.
در برخی موارد افرادی که مورد آزار جنسی واقع می شوند آگاه نیستند که خودشان به نوعی این رفتار را دعوت کرده اند. بخصوص در مورد جوانها مثلا خانم جوانی که بعد از یک بعداز ظهر قدم زدن در پارک با دوست پسر خود به منزل وی میرود و بعد از کمی صحبت کردن شروع به بوسیدن هم می کنند.
کم کم بوسه طولانی تر میشود و خانم حس میکند که رابطه به مرحله دیگری کشیده میشود. اما طرف مقابل را متوجه نمی کند که تمایلی به پیشروی این ارتباط ندارد و یا نگران است که اگر چنین کاری بکند طرف مقابلش از او زده شده و یا او را طرد می کند.
بنابراین علیرغم میلش ادامه میدهد و ارتباط جنسی را تجربه می کند که به هر دلیلی نمیخواسته و یا آمادگی اش را نداشته. یعنی مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد. تجاوز جنسی لزوما با خشونت همراه نیست و هرگونه رابطه جنسی که با تمایل طرفین نباشد تجاوز جنسی محسوب میشود. فردی که مورد تجاوز واقع شده میتواند دچار احساس گناه، شرم و انزجار از خود و یا طرف مقابلش بشود در صورتی که اگر می دانست و یا در برخی شرایط باید گفت اگر می توانست رابطه را در حدی که می خواست نگاه دارد چه بسا هیچ یک از این احساسات منفی پیش نمی آمد.
در همین جا باید بگویم که تحت هر شرایطی هیچ کدام از موارد بالا رفتار ناپسند فرد آزار دهنده را توجیه نمی کند. اما افراد باید بدانند که در چه زمانی با قاطعیت نظر خود را در مورد ادامه رابطه بیان کنند. و طرف مقابل هم باید به خواسته فرد احترام گذاشته و رابطه را در همان حد نگاه دارد.
در اکثر شرایط زمانی که افراد بیش از حد برانگیخته هستند و شرایط هم به این موضوع دامن می زنند کنترل شرایط دشوار می گردد، بنابراین بهتر است که همیشه چندین مرحله پیش از مرحله خطری که برای خود در نظر گرفته اید جریان را متوقف کنید. و حتما به زبان بگویید که نمی خواهید از آن مرحله جلوتر بروید و منتظر نشوید که طرف مقابل احساسات شما را حدس بزند.
این بحث وجود دارد که حتی در رابطه بین زوجها هم اگر یکی مایل به برقراری رابطه جنسی نباشد و برخلاف میلش وادار به برقراری این ارتباط شود تجاوز محسوب میشود یا خیر. در جوامع مختلف پاسخ های متفاوتی به این بحث داده شده مثلا در انگلستان این مسئله تجاوز محسوب شده و جزو جرم های جنسی است.
خلاصه
اگر فردی به شما اطمینان کرد و خاطره تلخ خود را با شما در میان گذاشت آن را باور کنید به فرد آرامش و اطمینان بدهید. معمولا افراد تنها با کسی این مسئله را در میان میگذارند که نزدیک ترین به خود احساسش کنند.
در مورد زوج ها با وی همدلی کنید و به او اطمینان بدهید که بدن وی متعلق به خود اوست و شما به آن دست نمی زنید مگر اینگه خود شخص به شما اجازه دهد. این موضوع خیلی مهم است چون اکثر افرادی که مورد آزار جنسی و یا حتی آزار جسمی (کتک خوردن و غیره) قرار گرفته اند حس میکنند که بدنشان از آنها گرفته شده و اینکه شما به ایشان اطمینان دهید که بدون خواست آنها به بدنشان دست نمی زنید. این امر در التیام این جراحت روحی بسیار مهم است.
هرگز فردی را به داشتن ارتباط جنسی از هیچ نوعی مجبور نکنید. این عمل به حدی اثر عمیقی روی روحیه افراد می گذارد که بعضا حتی قابل التیام کامل نیست.
اگر شخصی گفت که مایل نیست از مرحله ای جلوتر برود به او احترام بگذارید. می توانید با هم در مورد عقاید و ارزش هایی که در ذهن دارید صحبت کنید. ممکن است همیشه به نتیجه مشترک نرسید اما حداقل هردو احساس مسکنید که طرف مقابل برای شما احترام قائل بوده و به هم آسیبی وارد نکرده اید که تا یک عمر موجب احساس بدی در طرف مقابل شود.
هرگونه ارتباط یا تماس جنسی با کودکان جزو جرایم جنسی شناخته شده و در اکثر جوامع مورد پیگرد قانونی واقع میشود. چه کودک به این کار رضایت داده باشد چه نداده باشد چون کودک قدرت درک کامل ندارد و از عواقب روحی و روانی این مسئله بی اطلاع است. این مورد شامل بازی با آلت تناسلی کودک و وادار کردن او برای بازی کردن با آلت تناسلی بزرگسالان هم می شود.
۱- می توانید سئوالات و نظرات خود را به آدرس الکترونیکی doctorsara@bbc.co.uk بفرستید و یا با تلفن های ما در لندن ۰۰۴۴۲۰۷۵۵۷۲۵۴۶ و در دوبی ۰۰۹۷۱۴۳۶۸۸۹۱۹ تماس بگیرید و برای ما پیام بگذارید.
۲- متن برنامه را میتوانید در وب سایت بی بی سی فارسی به آدرس http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2006/07/060714_dr_sara_education.shtml بخوانید.

بازدیدها: 702

دوست داشتن

یکی از دوستان وبلاگی درشرف ازدواج و گرفتن یه تصمیم بزرگه, او در این رابطه میگه: من با عقل مشکل ندارم با دلم مشکل دارم….. نمی‌دونم می‌تونم دوستش داشته باشم یا نه. آدم‌ها برای انتخاب‌هاشون به دو معیار کلی توجه می‌کنن:۱- دل ۲- عقل.
معمولا اینطوریه که بیشتر آدم‌ها تابع دل‌ هستند تا عقل. انتخاب‌های دلی پرشور و
پراز عشق و احساس و دوست‌داشتن هستند, اما انتخاب عقلانی سخت همراه دودلی و کمترین عشق و احساس و دوست‌داشتن هستند اما معمولا همین انتخاب‌های کم شور هستند که ختم به خیر میشن. دوست داشتن یه توانایی اکتسابی هستش که آدم‌ها می‌تونن اون را نسبت به هرچیز تعمیم بدنش. حتی تماشای زیاد یه عکس یا یه عروسک یا …. می‌تونه منجر به علاقه و دوست داشتن شدید بشه. سال ۷۰ یه کاستی دراومده بود که می‌گفتن توی داخل کشور توسط سعید(خوانندش) کار شده, من از ترانه‌های این کاست خوشم نمیآمد, چون بیشتر غمگین بودن, اما هرجا که می‌رفتی به این کاست گوش می‌کردن, من هم مجبور بودم که با جمع به اون ترانه‌ها گوش کنم. کم‌کم توی ترانه‌های اون کاست ظرایفی پیدا کردم که دوستشون داشتم و هرچه به اون آهنگ‌ها گوش می‌کردم بیشتر به اون کاست علاقه‌مند می‌شدم, تا اونجا که اون کاست را برای خودم گرفتم. منظور من اینه که آدم می‌تونه دروجود هرکسی و هرچیزی, چیزهایی پیدا کنه که باعث دوست‌داشتن و عشق و علاقه بشه.جریان, جریان همون لیوانس که نصفش آبه.

پاورقی: یه سری لینک برای معلم‌های محترم و دانش‌آموزان ….

اولویتهای پژوهشی سال ۸۴ سازمان آموزش و پرورش

کتابداران ایران

بررسی نیازهای مطالعاتی دانش‌آموزان مقطع راهنمایی  با
توجه به تحولات فناوری آینده

خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمان ها

راهکارهای عملی نهادینه کردن فرهنگ صنعتی
اندیشه های مایکل همر

آینده مدیریت منابع انسانی؛

راهکارهای کاهش تنش برای کارکنان نوبتکار
کارآفرینان سازمانی

مدیریت منابع انسانی و ضرورت حرفه ای شدن
چالش حاشیه نشینی و مدیریت شهری

پژوهش دانش آموزی را بهتر بشناسیم

راه کارهای ترغیب دانش آموزان به
فعالیت های
پژوهشی
راه کارهای ترغیب معلمین به
استفاده از شیوه های فعال

تدریس با توجه به امکانات موجود
پژوهش عملی مشارکتی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی

برنامه ریزی آموزشی

معلم – روش فعال تدریس- خلاقیت دانش آموز

بررسی راههای مشارکت اولیا دانش آموزان در امور
آموزشگاهها از دید گاه مدیران

بازدیدها: 18

نکته های ضروری در مورد…

ایمیل های من و حامد در مورد ازدواجش البته با حذف احوال پرسی و….:

حامد عزیز فکر کردن به فکر نظر شما چند سئوال را پیش میاره

  1. آیا پدر و مادر شما با شما برای چنین خواستگاریی با شما همراهی میکنند؟؟

  2. تحصیلات شما چقدر است؟؟

  3. آیا شما سربازی رفتید؟؟

  4. آیا شما شغل خوب و پر درآمدی دارید؟؟

  5. آیا شما مسکن دارید؟؟

  6. آیا شما کمبود ندارید که اینهمه آدم سالم را ول کردید و زن معلول میخواهید؟؟

  7. آیا شما برای اثبات سلامت روانی حاضر به مراجعه به پزشک اعصاب و روان هستید؟؟ در ضمن حامد عزیز شما هنوز برای چنین تصمیم هایی خیلی خیلی کم سن هستید اینطور ازدواج ها باید با یه پیش زمینه ی عشقی و احساسی شروع بشن با در نظر گرفتن تمام مواردی که من گفتم و خیلی چیز های دیگر، نه اینکه آدم اول تصمیم به ازدواج با معلول بگیره و بعد دنبال موردش بگرده.
    معلولیت جسمانی مدل های مختلفی داره از معلولیت های ناپیدای ژنتیکی بگیر تا ذهنی حرکتی بگیر تا ناشنواوا و نابینا و ناگویا و آدم سوخته و فلج اطفالی و قطع عضو و قطع نخاع و…….. شما میتونی کدومشون را تحمل کنی، با این دختر های جور واجور و تیتیش مامانی توی کوچه خیابون من یقین دارم که شما حتی نمیتونی یه همسر دماغ گنده را تحمل کنی چه برسه به اینکه هرچی به همسر زیبات میگی عزیزم دوست دارم بهت: بگه هان ؟؟ چی میگی؟؟ خلاصه که من با گفته های شما عقلانی برخورد میکنم میتونی ناراحت بشی من ناراحت نمیشم.

جواب حامد به متن بالآ : خیلی تند جواب دادید ولی سعی میکنم کامل و آرام  جوابتونو بدم.

  1. من ۲۲ سال سن دارم .

  2. دارای شغل دولتی و حقوق کارمندی.

  3. دیپلم ریاضی هستم و بزودی دانشجو خواهم شد.

  4. تست عقل و روان هم اگه لازم باشه میدم .

  5. اگه طرف مقابلم دماغش گنده باشه قبول نمیکنم (مگه مغزم مشکل داره؟) از نظر مسکن هم مشکل ندارم مبایل دارم و تا ۱٫۵ سال دیگه (امیدوارم) اتومبیل هم بخرم. اگه این تصور اشتباه برای شما پیش آمده که من با این نهیب ها جا خواهم زد اشتباه میکنید . مگه من قرار خودمو شهید بکنم یا اسمم رو تو تاریخ ثبت کنم که برم همسر دماغ گنده و….. بگیرم؟ من گفتم و باز هم تاکید میکنم معلول یا فلج  و منظورم فردی است که نقص عضو داشته باشد نه نقص عقل . اگر هم میبینید که سعی میکنم شما رو واسطه کنم برای اینه که شما رو فردی روشنفکر و البته هم درد با این گروه از افراد میدانم .

جواب من به حامد : عزیز دل مهم ترین سئوال من را جواب ندادی: پدر و مادر شما برای شما به خواستگاری دختری میرن که نتونه حتی روی تختش بشینه چه برسه به اینکه براتون چایی و صبحانه و نهار درست کنه خانه را تمیز کنه و…….. البت همه ی معلول ها به این ناتوانی که من میگم نیستن اما باید خونه ی پرش را در نظر گرفت. خوب از نظر شغل و تحصیل بد نیستی اما بدان که بیشتر دختر های معلول بسیار تحصیل کرده هستند و
این در آینده ی یک ازدواج خیلی مشکل دار خواهد شد
. دماغ بزرگ با یه عمل یه ملیونی درست میشه اما آدم های معلول هر چند وقت یه بار عمل های یه ملیونی دارن نه برای برطرف نمودن معلولیتشون بلکه برای اون که همینطور معلول سالم بمونن. آدم کر و لال که مشکل جسمانی نداره و از زیبایی هم میتونه بسیار بهرمند باشه. جسم مشکل
دار روح آدم ها را مشکل دار میکنه نه روح فرد معلول بلکه روح طرف مقابلش رو میگم
.
البته که خیلی از معلول ها هم روحشون مشکل دار هست. هرکسی معلولیت و آدم های معلول را به یه چیزی تشبیه میکنه. من میگم: فرد معلول مثل پل میمونه، پلی از دنیا به آخرت، حالا میشه از روی پل رد شد و میشه به هر دلیلی از روی پل پرید یا پرت شد پائین.
پل ها شکل و مکانشون با هم فرق میکنه یه پل ممکنه امنیت و یا ترس را به آدم القاء کنه، نوع معلولیت و روحیه آدم ها هم همینطوره
. در آخر : ۲۲ سالگی برای ازدواج خیلی زوده و من پیشنهاد میکنم تا لیسانست را نگرفتی ازدواج نکنی و جواب حامد به من : نظر شما رو درمورد سن ازدواج شنیدم. من اصلا به ایدئولوژی شما اعتقاد ندارم . این که حتما باید به سقف سن ۲۴ یا ۲۵ برسیم برای ازدواج جزو عقایدی است که به ماها تزریق کردن. من هر روز به وبلاگ سر میزنم و به دوستانی که پیغام گذاشتن میل زدم و کمابیش با آنها در ارتباط هستم. من همچنان مصرانه بر ازدواج با فردی که وصف اون شده رو دارم و به هر طریق ممکن سعی میکنم به این هدف جامه عمل بپوشانم.

بازدیدها: 696