هفته ی پیش روز پرستار بود، پرستارها به گردن من یکی خیلی حق دارند که از اینجا به رسم سپاسگزاری دست همشون را می فشارم و لپ همشون را می بوسم و میگم: پرستار عزیز و ناز روزت مبارک. پرستارها و خدمه ی بیمارستان به نسبت حقوق کمی که میگیرند زحمت زیادی میکشند. پرستارها برای بیمارانی که با آسیب ستون مهره ها به بیمارستان مراجعه میکنند، زحمتی زیادی میکشند، اما متاسفانه همه ی این بیماراها به دلیل شوک یا آسیب نخاعی، دوران بستریشون در بیمارستان بسیار طولانی است و بدون استثنا همشون گرفتار زخم بستر میشن که معمولا عمق اونها بسیار زیاد و درمان اونها بسیار مشکل و طولانی مدت است. دلیل اینکه این بیمارها گرفتار زخم بستر میشن برمیگرده به: روکش پلاستیکی(foom)تشک های ابری بیمارستانی که بر اثر سالها استفاده لهیده هم شده اند و خاصیت ارتجاعیشون را از دست داده اند. کاشکی وزارت بهداشت و درمان یه قانونی یا یه بخشنامه ای بگذارد تا بیمارستان ها موظف شوند برای این دست بیماران فقط از تشک های ابری ضخیم و بدون روکش استفاده کنند، اینطوری بیمار و خانوادش نه روحیشون نه مالشون و نه وقتشون را ازدست میدهند، و فرد آسیب دیده زودتر به زندگی عادی با معلولیت بر میگرده. و کاشکی پزشکان محترم با امیدهای واهی این بیمارها را بیخودی و به مدت طورانی در بیمارستان نگه ندارند.
پاورقی : هوریا بر دوستانی که رای دادند. یقیناْ این دوستان مشط مهکمی بر دحان اثطکبار جحانی کوبیدندی.با عرض پوزش از کام روایان رای داده که کامشان را با موضوع زخم بستر تلخ کردم، اگه هنوز کامتان برای تلخ شدن جا داره: عکس (۱-پشت) و (۲-پاهای بنده)را بعد از رفو شدن زخم های بستر ببینید
یه وبلاگ شاعرانه با چند عکس شاعرانه
آموزشگاهی در تمام زمینه ها با یک نرم افرازبرای
موبایل ها
بازدیدها: 33