چند روز پیش عقدکنون برادرخانمم بود. به همین دلیل رفتیم منزل پدر عروس خانم که در منطقهی دوهزار و سههزار (هزار یعنی رود) بین تنکابن و رامسر در استان مازندران(میگن شمالیها به رختخواب میگن مازندران) است. روزها هوا بسیار عالی بود. دریا مثل استخر آرام و بیموج بود. منزل پدر عروس در باغ پرتقالی بود که درختهاش در این روزها مملو از شکوفه هستند. شبها هوا خیلی سرد میشد طوری که شب بدون پتو نمیشد خوابید، اما هوای لطیف منطقه که تماما عطر شکوفههای بهار نارنج بود، دلیل خوبی بود برای باز کردن پنجره و لذت بردن از هوای سرد همراه با شمیم و نسیم خوش بهاری.
قبل از شروع سفر توالت رفتم که اونجا توالت لازم نشم.
برای استراحت من دو تشک پنبهای را روی هم انداخته بودند روی زمین و من شب راحت و بیمشکل روی اونها میخوابیدم.
پاورقی: همسر مهربانم مطابق برنامهی پزشکش رفت سونوگرافی، خانم دکتر به همسرم گفته: خوشبختانه وضعیت جنین بسیار خوب و مناسب است(شکرت خدای خوبم). اگر از مطلب قبل متوجه جنسیت فرزندم نشدید حتما میتونید از روی اسمهای زیر که چند بار برای انتخاب نام مرورشون کردم متوجه جنسیت جیگر باباش بشید.
بازدیدها: 451