پیآمد

چند روز پیش وقت چشم پزشکی داشتم، دکترم از عملی که انجام داده راضی بود، من گفتم: آقای دکتر دید چشم راست و چپم باهم فرق داره و همین باعث شده که هی چشم‌هام را به نوبت ببندم و باز کنم تا دیدم را آزمایش کنم و همین کار باعث شد که توی سالن انتظار یه خانمی یقه‌ی من را بگیره و بگه: ببم‌جان چرا داری‌تان فرت و فرت به بابابزرگمان چشمک میزنی‌تان، مگه خودتان ناموس نداری‌تان. دکتر هم گفت: خوب می‌خواستی چشمت روی چیزی جز ناموس قزوینی آزمایش کنی. من هم گفتم: اگر احیانا پای چشمم بادمجون کاشتن، عمل برداشت اون‌هم باشماست‌هآاااا. دکتری که چشم من را جیزززز کرد فامیلیش رمضان‌زاده است، ایشان بسیار میان‌سال و خوش اخلاق و ماشالله کاری هستند.

پسینه: من تازه فهمیدم که عمل اصلاح دید بجای چشمم باید روی دماغ عریض و طویلم که مخل دیدمه انجام می‌گرفت، بی‌دلیل نیست که جراحی لیزری و چکشی و تیشه‌ای و کلنگی دماغ رواج زیادی داره.

بازدیدها: 684